كودكان و نوجوانان يكي از ارزشمندترين سرمايههاي يك كشور محسوب ميشوند چرا كه اين قشر از هر جامعه هستند كه نقشه آينده سرزمين را به تصوير ميكشند و امروز كه جامعه با تهديد نرم مواجه است نوك پيكان اين تهديد ذهن و روح نوجوانان و دانشآموزان جامعه ما را نشانه رفته است تا فرهنگ و ارزشهاي اين قشر عظيم جامعه را كه ميراثداران 36 هزار شهيد دانشآموز و اسطورههايي چون شهيد فهميده هستند، دچار دگرگوني ساخته و اهداف شوم خود را در اين مرزوبوم پياده سازند.سازمان بسيج دانشآموزي به عنوان يكي از گستردهترين تشكلهاي دانشآموزان با اين قشر آيندهساز كشور در ارتباط بوده و ميتواند با جذب، به كارگيري و برنامهريزي دقيق براي دانشآموزان كشورمان، آنان را در مقابله با تهديد نرم مجهز كرده و با به كارگيري پتانسيل بالا و قابليتهاي ويژه اين سرمايههاي آينده مهمانان، قدرت نرم را در مقابل تهديد نرم دشمنان پديد آورد. آنچه در پي ميآيد حاصل گفتوگوي ما در اين رابطه با سردار محمدصالح جوكار، رئيس سازمان بسيج دانشآموزي و فرهنگيان كشور است.شما در بيان مأموريتهاي مهم و چهارگانه بسيج دانشآموزي مأموريت مقابله با تهديد نرم دشمنان را يكي از اين مأموريتهاي مهم دانستيد. بسيج دانشآموزي، در راستاي انجام اين مأموريت مهم چه اقداماتي را انجام داده و چه برنامههايي را در دستور كار دارد؟در سطح جامعه، دشمنان بعد از سه دهه كه روي موضوعات و تهديدات سخت متمركز شدند و كاري از پيش نبردند كمكم وارد مقوله تهديد نرم شدند و ابتدا تهاجم فرهنگي و سپس ناتوي فرهنگي شكل گرفت و امروز تبديل به جنگ فرهنگي شد يعني وارد فاز عملياتي خود شده است.در حوزه اين تهديدات دشمن بيشتر با استفاده از ابزارهاي مناسب كار خودش بيشتر در بخش رسانهها شامل رسانههاي ديداري و شنيداري يا رسانههاي مكتوب، فرهنگ ما را مورد تهاجم قرار داده و به دنبال اين است كه يك تهديد ذهنيتي و فكري را براي ما ايجاد كند و آن ذهنيت و الگويي را كه خودش طراحي كرده، جايگزين كند و از اين طريق با تهاجم در عرصه ارزشهاي ما و اعتقادات ما ميخواهد اراده ملت ما را هدف قرار دهد و آن چيزي است كه تاكنون باعث استواري و پايداري ما در مقابل او شده است. بنابر اين تلاشهاي دشمن بيشتر در بحثهاي فرهنگي و اجتماعي ظهور و بروز پيدا خواهد كرد. هدف دشمن سست كردن باورها و اعتقادات ماست. او ميخواهد وحدت ما را از بين ببرد. بنابر اين ما در اين بحث دو اقدام را در دستور كار داريم؛ يكي اقدامات آفندي كه در راستاي توانمندسازي و آگاهسازي قشر مخاطب خودمان و جامعه هدف و ارتقاي معرفت و بصيرت آنها صورت ميگيرد. از جمله اين اقدامات دورههاي طرح ولايت و تشكيل هستههاي معرفت در سطح مدارس است. طرح تشكيل هستههاي معرفت امسال با هماهنگي معاونت محترم پژوهشي وزارت آموزش و پرورش در سطح 16 هزار مدرسه در مقطع متوسطه تشكيل خواهد شد. موضوعي كه در دستور كار اين هستهها قرار ميگيرد پاسخ به شبهات اعتقادي و سياسي و اجتماعي دانشآموزان است و در نهايت تحكيم مباني اعتقادي را در اين هستهها دنبال ميكنيم.برگزاري جلسات همانديشي با دانشآموزان و برگزاري جلسات به صورت مشاركتي از ديگر اهداف اين هستههاي معرفت است.از ديگر برنامههاي بسيج دانشآموزي و فرهنگيان در راستاي مبارزه با تهديد نرم، برگزاري جشنوارهها و يادمانهاي مختلف است. همچنين توليد بازيهاي رايانهاي كه ما به نوبه خودمان سعي كرديم از طريق هنر و نمادهايي كه در بازيهاي رايانهاي به كار ميبريم ارزشها و مفاهيم خودمان را به دانشآموزان انتقال بدهيم. برگزاري مسابقات وبلاگنويسي و كار در عرصه مجازي از ديگر فعاليتهاي ماست زيرا دشمن از فضاي سايبري عليه ارزشهاي ما و بنيانهاي فكري جامعه ما بهرهبرداري ميكند. حضور دانشآموزان در اين بخش در قالب مسابقات وبلاگنويسي سبب ميشود ما بتوانيم از استعداد دانشآموزان و قابليتهاي فرهنگيان بهرهبرداري كنيم.اينها از جمله برنامههايي است كه در طول سال برگزار شده و بخشي ديگر نيز اجرا خواهد شد.يكي از راهكارهاي مقابله با تهديد نرم در جامعه نهادينه كردن فرهنگ و ارزشهاي دفاع مقدس است، از طرفي اين كار مستلزم اين است كه محتواهاي ارزشي دفاع مقدس و سرگذشت قهرمانهاي اين دوران طلايي پس از انقلاب دركتب درسي به ويژه كتب درسي مقاطع پايينتري همچون دبستان يا راهنمايي گنجانده شود اما متأسفانه ما چنين چيزي را در كتابهاي درسي مشاهده نميكنيم، آيا سازمان بسيج دانشآموزي و فرهنگيان در اين راستا اقدامي را در دستوركار دارد؟شما دقيقاً به نكته خوبي اشاره كرديد، اگر ما بخواهيم اين فرهنگ را نهادينه كنيم بايد از سنين پايين شروع كنيم زيرا در سنين بالا شاكله شخصيت انسانها شكل گرفته و تأثيرپذيريشان بسيار كم است. آنچه طبق روايات ائمه نيز داريم بر اين مساله تأكيد دارد كه تلاش شود از سنين پايين و از كودكي و نوجواني روي انسان كار شود بنابر اين يكي از راهكارهايي كه ما ميتوانيم عناصر فرهنگي را تبيين كنيم گنجاندن اين عناصر در قالب متون درسي و متون آموزشي است. با قرار گرفتن اين عناصر چه در عرصه ايثار، چه در عرصه دفاع و چه در عرصه شهادتطلبي، اين مسائل براي دانشآموز فرهنگسازي و نهادينه ميشود. در اينجا توجه به يك نكته حائز اهميت است و آن اينكه بعد از دفاع مقدس شايد خيلي از اسطورههايي كه ما در تاريخ داشتهايم برايمان كوچك شدهاند و دليل آن اين است كه ما در دفاع مقدس آنچه را كه در كتابها ميخوانديم به عينه ديديم و عميقتر شد، مثلاً اگر ميشنيديم يا ميخوانديم كه در صدر اسلام مهاجر و انصار چه كارهايي را براي حمايت از دين اسلام در مقابل كفار انجام ميدادند در دوران دفاع مقدس فداكاريها و مجاهدتهاي رزمندگان خودمان را در راه دفاع از كيان مملكت و پابرجايي دين خود مشاهده كرديم.خب امروز اين مسائل را بايد به صورت علمي براي نسل آينده روايت كنيم. اينها نبايد به صورت داستان دربيايد بلكه بايد به صورت علمي روايت شود، بنابر اين بهترين روايت اين است كه در قالب متون درسي گنجانده شوند.ما غير از شهيد فهميده، شهداي دانشآموز ديگري هم داريم كه همچون شهيد فهميده فداكارانه و ايثارگرانه در صحنههاي نبرد حاضر شدند. از جمله شهداي دانشآموز ميتوان از شهيد بهنام محمدي نام برد كه نوجواني 13 ساله بود يا شهداي نوجوان دختري كه داريم، شهيد سهام خيام را داريم كه دانشآموزي 11 ساله بود و در ابتداي تجاوز دشمن در مقابل آنان مقاومت كرد و به طرف سربازان متجاوز عراقي سنگ پرتاب ميكند و با آن سلاحي كه در دست داشته يعني همان سنگها در مقابل دشمنان ميايستد و به شهادت ميرسد. امثال سهام خيام ميتوانند در بين دختران نوجوان ما الگو شوند.فداكاريهاي اين نوجوانان و اين شهداي دانشآموز نشاندهنده عشق آنان به ميهن و عشق به ارزشهايشان است. در مقابل دشمن اينگونه بايد عمل كرد و اينگونه ايستاد و مقاومت كرد.ما الگوهايي از اين دست را كم نداريم كه اگر در كتب درسي بيايند، قدر مسلم اين است كه اينها چيزي بالاتر از آنچه كه ما در تاريخ داشتهايم را بيان ميكنند و من نميخواهم اسم ببرم. حداقل اين را ميدانم كه ما سرمايههاي غني در رابطه با انقلاب و دفاع مقدس داريم ولي متأسفانه بعضي از داستانهايي كه در كتب درسي ما ميآيد غناي لازم را ندارد، به طور مثال داستان نوجواني در يكي از كشورهاي اروپايي كه براي جلوگيري از تخريب سد يك اقدام ايثارگرانه انجام داده، ما 36 هزار دانشآموز شهيد داريم كه اين 36 هزار نفر زندگيشان را دادند و از جان خود مايه گذاشتند و اين مهم است، به طور مثال شهيد فهميده در بدترين شرايط در شرايطي كه عقل حكم ديگري دارد، اين نوجوان با بصيرت و معرفتي كه دارد، بالاترين تصميمگيري را انجام ميدهد. شايد تصميمگيري در آن شرايط خيلي سخت باشد اما به هر حال در شرايطي كه دست خالي است و سلاحي ندارد و تنها چند نارنجك دارد، از اين نارنجكها براي جلوگيري از حركت ستوني تانك دشمن استفاده ميكند تا بتواند يك گام براي حفاظت از انقلاب اسلامي و كشور بردارد.ما در كجاي تاريخ ديگر كشورها چنين عمليات مبتكرانه، متهورانه و ايثارگرانهاي را داريم؟ امروز ما نميخواهيم در دنيا تنها در عرصههاي نظامي مطرح باشيم بلكه نيازمنديم تا در عرصههاي علمي و فرهنگي چنين حركتهاي ايثارگرانهاي را داشته باشيم و جهت دادن به اين فداكاريها و ايثارگريها هم مهم است. ما امروز در عرصه پيشرفت علمي نياز داريم تا دانشآموزان بيايند و همچون شهيد فهميده ايثارگرانه و متعهدانه توليد علم كنند و انشاءالله در سالهاي آينده در پژوهشهاي كتب درسي توجه بيشتري به اين نكته بشود.آيا گنجاندن شرح فداكاريهاي رزمندگان دوران دفاع مقدس در كتب درسي را در برنامه داريد؟بله اقداماتي شده است و در اين راستا با مركز پژوهشهاي كتب درسي و آموزش و پرورش هماهنگيهايي به عمل آمده است.وجود 36 هزار شهيد دانشآموز نشان ميدهد كه بسيج دانشآموزي در دوران دفاع مقدس نقش ويژهاي داشته است. ما چگونه ميتوانيم از اين پتانسيل بالاي دوران دفاع مقدس در مقابله با تهديد نرم كه امروز بيش از هر زمان ديگري جامعه ما با آن مواجه است استفاده كنيم؟اين ظرفيت بالاي حضور دانشآموزان در دوران دفاع نشان دهنده اين است كه ما از توانمندي بالايي در جامعه دانشآموزان دارا هستيم.البته براي استفاده از اين توانمندي و پتانسيل بايد بسترسازي صورت گيرد. دوران دفاع مقدس بستري را براي رشد دانشآموزان و براي اينكه بتوانند خلاقيت و ابتكار خودشان را شكوفا كنند و بتوانند آن انرژي و پتانسيلي را كه دارند نشان دهند و آن نتايج خوبي را كه ما در دفاع مقدس داشتيم همچون پيروزي برايمان به ارمغان آورد.امروز هم ما بايد به راستي نسبت به دانشآموزان ارجگذاري كنيم و در مسأله آموزش و تعليم و تربيت به آنها نقش داده شود، مسؤوليت داده شود و از آنها مسؤوليت خواسته شود و بايد در زمينه مسائل آموزشي، سيستمهاي مشاركتي شكل بگيرد و بخشي از مسؤوليتها را در سطح مدارس به خود دانشآموزان واگذار بكنيم زيرا آنها ميتوانند و اين قابليت را دارند.چهار هزار شهيد معلم به همراه 36 هزار شهيد دانشآموز نشان ميدهد كه به ازاي هر معلم 9 دانشآموز شهيد داريم و اين نشان ميدهد كه معلمها در دوران دفاع مقدس از قابليتهاي دانشآموزان استفاده ميكردند و امروز هم در بحث تهديد نرم معلمها ميتوانند اين نيروهاي عظيم دانشآموزان را هدايت كنند. در دوران دفاع مقدس بالاترين منبع انساني كه ما نياز داشتيم از سوي دانشآموزان تأمين شد.چرا اين مسأله در عرصه علم و تعليم و تربيت نبايد اتفاق بيفتد؟شرايط امروز كه سختتر از دوران دفاع مقدس نيست؛ آن قابليتها و توانمنديهاي لازم نيز در وجود دانشآموزان و نوجوانان امروزي وجود دارد بنابر اين امروز سعي ما براين است كه معلمان بسيجي را در اين سنگر به كار گيريم تا با برقراري ارتباط دوستانه و صميمي و بسيجيوار در اين عرصه نقشآفريني داشته باشند و دانشآموز نيز حس كند كه بايد در اين حوزه به فعاليت و نقشآفريني بپردازد. اين شيوه بهتر ميتواند در راستاي پيشرفت علمي و آموزشي و تربيتي ما به كار آيد و ما موفقتر عمل كنيم.امروز بحث تحول در نظام آموزش و پرورش مطرح است و مقام معظم رهبري هم در اين زمينه تأكيدات ويژهاي داشتهاند. ايشان تاكنون سه موضوع را از آموزش و پرورش خواستار شدند؛ اول بحث قرآني، دوم موضوع مهارت و سوم مسأله فرهنگي، اينها نكات اساسي است و من اعتقاد دارم دانشآموزان ما بسيار فهيم هستند و مشاركت و نقش دارند و به همين دليل بايد كار محتوايي داشته باشيم. دوران مدرسه از دبستان تا متوسطه دوران تمرين زندگي اجتماعي است. اينجا بايد انضباط اجتماعي شكل بگيرد. وجدان كاري شكل بگيرد و فرهنگ كار و تلاش نهادينه شود تا دانشآموزان بتوانند فردا اين مسأله را در جامعه بروز بدهند. دوران تحصيل يك عرصه مهارتآموزي و تمرين كردن است و تمرين كردن يعني آموختن يك كار و بروز دادن آن در عرصه رفتار، بنابر اين بايد اجازه بدهيم كه دانشآموزان نقش بالاتري داشته باشند.در اين راستا لازم است از نخبگان دانشآموز حمايت بيشتري صورت بگيرد. بسيج دانشآموزي جهت حمايت از نخبگان دانشآموز چه برنامهاي دارد؟آنچه مسلم است اين است كه افراد داراي استعدادهاي متفاوتي هستند و گرايش هر فردي به رشتههاي مختلف متفاوت است؛ يكي در عرصه پژوهش و ديگري در عرصه هنر يا ورزش استعداد دارد. ما تلاشمان بر اين است كه اين نخبگان را با استعدادهاي مختلف شناسايي كنيم و اين استعدادها را پرورش بدهيم. بسيج دانشآموزي امسال طرح آيههاي تمدن را از دوره دوم راهنمايي شروع كرده است. دانشآموزاني كه در اين طرح شناسايي ميشوند با آزمونها و تستهاي خلاقيت و تست هوش و تستهاي روانشناسي كه انجام ميشود، در چهار دسته خلاقمحور، فعال محور، مهارتمحور و علممحور سازماندهي ميشوند. بعد از اين مرحله در سالهاي بعد انشاءالله با توجه به استعداد خاصي كه دانشآموزان دارند، دورههاي آموزشي خاصي براي آنها برگزار ميشود و تحت آموزشهاي مختلفي قرار ميگيرند.در حقيقت اين دانشآموزان سرمايههاي آينده جامعه ما هستند و هر چه ما امروز از آنان بيشتر حمايت كنيم در آينده بيشتر ميتوانيم از آنها بهره ببريم.و همين طور در عرصه مقابله با تهديد نرم نيز با حمايت از نخبگان دانشآموز توفيقهاي بيشتري خواهيم داشت.دقيقاً همين طور است، امروز اگر ما بتوانيم يك نويسنده خوب را تربيت كنيم فردا اين نويسنده خوب قلم خودش را در راستاي ترويج فرهنگ و ارزشهاي ما به كار ميگيرد. اگر امروز يك هنرمند خوب تربيت كنيم فردا اين هنرمند با ميليونها مخاطب سروكار دارد كه ميتواند با هنر خودش پيامهاي ارزشي و موازين اعتقادي و بنيانهاي فكري ما را به ديگران انتقال دهد ضمن اينكه در عرصههاي بينالملل اين فرد ميتواند مؤثر باشد و ميتواند توليد فرهنگي داشته باشد، توليد علمي داشته باشد و هر كدام از اينها در عرصه مقابله با تهديدات نرم دشمنان ميتواند كارساز باشد.امروز تهديدات نرم دشمنان در حوزه اعتقادات و افكار و در حوزههاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي است و بر نخبگان است كه واقعاً تلاش كنند و در سيستم فكري توليد داشته باشند.بسيج دانشآموزي در عرصه مقابله با تهديدات نرم به دنبال آن است كه جشنواره بازيهاي رايانهاي را داشته باشد تا دانشآموزاني كه توانايي و مهارت لازم را در توليد بازيهاي رايانهاي دارند تشويق شده و بيايند در اين عرصه كمك كنند تا هم استعدادشان عملياتي شود و هم در عرصه تهديد نرم مورد حمايت قرار گيرند يا آن دانشآموزي كه قلم قوي دارد و ميتواند خوب بنويسد حتي در ايجاد يك نشريه ديواري كه به طور مثال پيامش اصلاح الگوي مصرف است كمك كرده و فعاليت كند. اگر استعداد دانشآموزان شناسايي شود و مورد حمايت قرار بگيرند ميتوانند در عرصه مقابله با تهديد نرم به كارگرفته شده و بسيار مؤثر واقع شوند. از شما به خاطر اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد سپاسگزارم.