
روز 13 آبان را باید نقطه عطفی در تحولات پس از انتخابات قلمداد کرد. در این روز خیابانهای اطراف لانه جاسوسی در تهران و دیگر شهرهای کشور لبریز از حضور پرشور دوستان انقلاب، از همه اقشار به ویژه دانشآموزان و دانشجویان بود که یکپارچه نفرت خود را از توطئههای استکبار ابراز کردند و البته تمام رسانههای دوست و دشمن بر این حضور معترف بوده و تأکید داشتند.
اما در نقطه مقابل بهرغم فراخوان گسترده عاملان و حامیان داخلی و بینالمللی فتنه سبز، اقبال اندک و «قابل شمارش» به این فراخوان نشان از تحولی قابل توجه در روند تحولات سیاسی کشور بعد از انتخابات دهم داشت.
نگاه اجمالی به عرصه رسانههای حامیان داخلی و بیرونی فتنه و آنچه که در صحنه اتفاق افتاد ابعاد تحول مورد اشاره را روشن میکند:
1- در آستانه سالروز 13 آبان، بیانیه جدیدی از سوی میرحسین موسوی منتشر شد (بیانیه14) که طی آن به جای نام بردن از روز مبارزه با استکبار جهانی، از این روز به عنوان سبزترین روز سال یاد و سؤال شده بود که «آیا امروز قابل تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی، از همراهی خاموش شود». او در این بیانیه نظام را متهم کرده بود که در مسأله هستهای در مقابل غرب کوتاه آمده است.
2- هدایت گسترده سایتها و وبلاگها برای شعارسازی، تهیه پوستر و خبرسازی برای روز 13 آبان از اقدامات دیگری بود که مهمترین شاخصه آن تلاش برای تغییر شعارهای راهبردی نظام در این روز بود.
3- حمایت و فراخوان گسترده رسانههای غربی و برخی کشورهای منطقه (بیبیسی فارسی- صدای آمریکا، رادیو فردا- صدای آلمان- العربیه...) همچون روزهای پرآشوب بعد از انتخابات با هدف ایجاد تحرک در «جنبش به اصطلاح سبز» با این هدف بود که از آن به عنوان نمادی برای عبور از شعارهای انقلاب اسلامی استفاده شود.
4- صدور بیانیههایی از سوی برخی از افراد «سادهلوح» و «پشیمانشدگان از مبارزه» و... در تهران و قم در حمایت از این حرکت که البته محتوای آنها هیچ تفاوتی با برنامههای رادیو فردا و بیبیسی و صدای آمریکا نداشت.
5- همزمانی تصویب بودجه55 میلیون دلاری پنتاگون در مجلس آمریکا و ابلاغ زودرس آن توسط اوباما در آستانه 13 آبان و همچنین مصوبات کنگره در تحریمهای جدید ایران و مهمتر از همه تهدیدات جدید نظامی صهیونیستها که با حمایت اروپاییها و بهویژه فرانسه همراه بود، نشانههای دیگری از همزبانی برای تغییر کارکرد «13 آبان» در ایران به شمار آمد.
اما آنچه که اتفاق افتاد برخلاف تصور بیگانگان و «بازیگران داخلی جنگ نرم» بود، به گونهای که تلاش آنها برای نشان دادن جمعیت قابل توجه در صحنه ناکام ماند که در این زمینه نیز چند نکته قابل ذکر است:
1- کم شمار بودن «حامیان فتنه» در راهپیمایی 13 آبان به گونهای بود که شبکه رادیویی رادیو فردا سعی کرد در یک نظرسنجی ساختگی القا کند حضور اندک آنها متأثر از عوامل دیگر است.
2- روز 13 آبان نشان داد که پیشبینیها در مورد ریزش در میان حامیان فتنه درست است و دوستداران انقلاب به مرور صف خود را از معدود دستنشاندگان دشمن جدا کردهاند.
3- روند تحولات کشور بعد از خطبههای تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه 29 خرداد و حادثه 30 خرداد نشان داد که دوستان و حامیان انقلاب اگرچه ممکن است به برخی از اقدامات اجرایی انتقاد داشته باشند اما مرزبندی قابل توجه با کسانی دارند که به بهانه انتخابات، نظام اسلامی را قربانی توطئههای دشمنان نظام کنند.
4- روز 13 آبان نشان داد که بهرغم فراخوان رسانهای دشمن و بیانیهها و مصاحبههای ریز و درشت عاملان داخلی فتنه، آنگاه که بصیرت دوستان و حامیان انقلاب افزایش یابد، سیاهیلشکرهای مورد نیاز دشمن به شدت کاهش مییابد و در اینجاست که مسؤولیت مسؤولان اجرایی کشور بیش از پیش افزایش مییابد تا با روشنگری و عملکرد صحیح، خدمت به مردم را مغتنم شمارند.
5- کلام آخر اینکه روز 13 آبان اتمام حجتی بود برای «انقلابیون فرسوده»، «پشیمانشدگان از مبارزه» و سادهلوحان تا با بازگشت به دامن «انقلاب» اندک آبروی باقی مانده خود را حفظ کنند، چرا که فرصت آنها محدود است.