لیورپول باشگاه قدیمی من است و هماکنون در چند جبهه در حال جنگیدن. این تیم در جامحذفی موفق خواهد شد و جام اتحادیه را هم که قبلاً بالای سر برده است، اما تقابلشان با منچسترسیتی در لیگ برتر و لیگ قهرمانان نیز ادامه دارد. صحبت کردن از کسب چهار جام در یک فصل سخت است، ولی با شرایطی که لیورپول دارد دور از دسترس نیست. قرمزها به شدت قوی و متحد هستند و اینها به خاطر داشتن یورگن کلوپ است. او مربی است که بازیکنانش حتی از دیوار هم عبور میکنند. هیچ تیم انگلیسی چنین شرایطی را در این فصل ندارد. در مقایسه کلوپ با پپ گواردیولا، رالف رانگنیک و توماس توخل فقط به یک نکته میرسید؛ همه آنها جزو بهترینها هستند، ولی انگیزه هیچیک به انگیزه کلوپ نمیرسد. تجربه تماشای تمرینات لیورپول پشت درهای بسته را دارم، همه در عین شوخی و خنده سخت تلاش میکردند. بین همه اعضای تیم حس همکاری و اتحاد وجود دارد، درحالیکه با دیدن سیتی چنین احساسی نداشتم. منسیتی رقیب اصلی قرمزهاست، ولی بازیکنان کلیدیاش کمتر است و تیمی تجاری محسوب میشود. رفاقت تیم و کادر یورگن کلوپ در جزیره مشابه ندارد. از این حیث سیتی رتبه بعدی را دارد و چلسی هم شبیه این تیم است، اما منیونایتد کمترین حد رفاقت بین چهار تیم برتر جزیره را دارد. این هنر کلوپ است که اتحاد در تیم را ایجاد و حفظ میکند، شیوهای که ضدمورینیو، آنتونیو کونته و حتی پپ گواردیولاست. وقتی تیمهای آن سه نفر به مشکل برمیخورند، حداقل دو، سه نفر از بازیکنان در لاک خود فرو میروند و حتی برخیها حرفهای انتقادی میزنند، اما تیم کلوپ وضعیت دیگری دارد. او ناراحتیاش را با هواداران در میان میگذارد و اجازه ورود تیم به حاشیه را نمیدهد. لیورپول فصل موفقی را پشت سر گذاشته و اگر در پایان فصل به اهدافش رسید، قطعاً نقش سرمربی از همه پررنگتر بوده و اوست که باید از پشت سر گذاشتن مسیر سخت موفقیت حرف بزند.
مترجم: شیوا نوروزی