آلسعود، ۲۵ مارس ۲۰۱۵ در رأس ائتلافی از چند کشور عربی دیگر نظیر امارات متحده، مصر، مراکش، اردن و بحرین تجاوز نظامی خود را تحت عنوان «عملیات طوفان قاطع، عملیة عاصفة الحزم» آغاز کرد و حدود یک ماه بعد نیز اعلام کرد این عملیات به پایان رسیده و عملیات دیگری به نام «عملیات احیای امید، عملیة إعادة الأمل» آغاز کرده است آلسعود، ۲۵ مارس ۲۰۱۵ در رأس ائتلافی از چند کشور عربی دیگر نظیر امارات متحده، مصر، مراکش، اردن و بحرین تجاوز نظامی خود را تحت عنوان «عملیات طوفان قاطع، عملیة عاصفة الحزم» آغاز کرد و حدود یک ماه بعد نیز اعلام کرد این عملیات به پایان رسیده و عملیات دیگری به نام «عملیات احیای امید، عملیة إعادة الأمل» آغاز کرده است. نامگذاری این دو عملیات تصور اولیه حکام سعودی را نشان میدهد که خیال میکردند فتح صنعا و نابودی دولت نجات ملی یمن طی چند هفته امکانپذیر است، اما به نظر میرسد حالا بعد از گذشت هشت سال، حتی خود آنها نیز به پوچی چنین خیالی واقف شدهاند. از اینرو، سعودیها به آتشبس دو ماههای تن دادهاند که از ابتدای ماه رمضان شروع شده است. نگاه اجمالی به این آتشبس نشان میدهد سعودیها شرایطی را قبول کردهاند که تاکنون حاضر به قبول آنها نبودند و همین موضوع این پرسش را مطرح کرده که آیا این آتشبس میتواند نقطه پایانی بر جنگ هشت ساله یمن باشد؟
رؤیای پیروزی
طراح و عامل اصلی جنگ یمن در مارس ۲۰۱۵ محمد بن سلمان بود که آن زمان وزیر دفاع آلسعود بود و میخواست با فتح سریع صنعا، نابودی دولت نجات ملی و خلع سلاح نیروهای انصارالله و متحدانش پیروزی چشمگیری به دست آورد. او آن موقع تصور میکرد این پیروزی برای رسیدن به تاج و تخت پادشاهی پدرش لازم است تا رقبایش را مجبور به سکوت و اطاعت از خود کند و علاوه بر این، زرادخانهای عظیم از انواع تسلیحات امریکایی و دیگر کشورهای غربی، آنقدر برای او وسوسهانگیز بود که مشوق شروع این جنگ باشد. با این حال، بن سلمان به یک نکته اساسی توجه نکرده بود که مربوط به سالها قبل میشود، به عبارت دیگر، او درسی از تاریخ مردم یمن و ایستادگی آنها در برابر متجاوزان به سرزمینشان نگرفته بود. اولین درس مربوط میشود به جنگی که هشت سال از ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۰ اتفاق افتاد و جمال عبدالناصر، رئیسجمهور وقت مصر، واحدهای ارتش خود را برای حمایت از نیروهای چپگرا در این جنگ به یمن فرستاد. نتیجه تجاوز او ۱۰ هزار کشته مصری، میلیاردها دلار خسارت و هزینه سنگین دیپلماتیک بود و به این جهت ناصر در نهایت اعتراف کرد که یمن برای مصر به مثابه ویتنام برای امریکا، الجزایر برای فرانسه و لبنان برای اسرائیل بود. درس دوم مربوط میشود به جنگی که مشهور شده به جنگ صعده و به مدت ۱۰ سال از ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۴ طول کشید. دولت علی عبدالله صالح، رئیسجمهور وقت یمن، آن زمان با اتهامات واهی این جنگ را علیه شیعیان زیدی در مناطق شمالی یمن به راه انداخت و آلسعود نیز با مداخله مستقیم نظامی از او حمایت کرد، اما در نهایت، بدون دستاوردی قابل توجه و از طریق مذاکره پایان یافت.
جنگ تمامعیار
بن سلمان اگر این دو درس را از تاریخ یمن فراگرفته بود، میتوانست بفهمد که مردم یمن برای مقاومت در برابر متجاوزان پایداری قابل توجه و خاص خود را دارند، حتی اگر لازم باشد سالها و حتی یک دهه با تمام سختیها با متجاوزان بجنگند. باید گفت که بن سلمان از سر خامی و بدون درس گرفتن از تاریخ دست به کاری زد که قبل از او جمال عبدالناصر و عبدالله صالح انجام داده بودند و به همان سرنوشت نیز دچار شد. او تصور میکرد با محاصره کامل زمینی، دریایی و هوایی یمنیها میتواند سختترین شرایط را به آنها تحمیل کند و با گرسنه نگه داشتن میلیونها یمنی، آنها را مجبور به تسلیم در برابر خودش کند. آمارها نشان میدهد محاصره یمن و تحمیل گرسنگی به مردم آن از سوی ائتلاف سعودی باعث شده قریب به ۱۰۰ هزار کودک زیر پنج سال از ابتدای جنگ یمن تاکنون بر اثر گرسنگی یا بیماری جان خود را از دست بدهند. کودککشی سعودیها در جنگ یمن تا آنجا پیش رفت که نزدیک بود در ۲۰۲۰ نام عربستان سعودی در فهرست سیاه کشورهای کودککش سازمان ملل قرار بگیرد، اما فشار حامیان غربی اش، به خصوص امریکا و انگلیس مانع از این اتفاق شد. همین حمایت انگلیس بود که باعث شد قطعنامه پیشنهادی هلند به شورای حقوق بشر سازمان ملل در اکتبر ۲۰۱۶ برای انجام تحقیقات مستقل بینالمللی در خصوص کشتار غیرنظامیان در یمن راه به جایی نبرد. در واقع بن سلمان با شروع تجاوز نظامی خود به یمن، نهتنها موفقیت نظامی به دست نیاورد، بلکه هزینههای سنگین مالی و حیثیتی برای رژیم خود رقم زد که در تاریخ کوتاه این رژیم بیسابقه بود. علاوه بر این، تغییر در رویکرد دولت نجات ملی یمن و در پیش گرفتن رویکرد تهاجمی به جای تدافعی نشان داد تداوم این جنگ به معنای خسارتهای سنگین به زیرساختهای شهری، اقتصادی و نفت و گاز آلسعود است. ۱۸ عملیات در ۲۵ مارس و در عمق راهبردی خاک عربستان از جمله تأسیسات حیاتی پالایشگاهی و زیرساختهای اقتصادی در شهرهای ریاض و جده نمونهای از این تغییر راهبردی بود و باید گفت که پذیرش آتشبس دو ماهه تنها راه برونرفتی برای سعودیهاست تا نهتنها از زیر بار این فشار رهایی یابند، بلکه بتوانند به وسیله آن راهی بیابند تا با کمترین پیامدهای منفی ممکن از شر جنگ هشت ساله رهایی یابند که خودشان آغازگر آن بودند.
عقبنشینی سعودیها
سعودیها برای دستیابی به این هدف حاضر شدند برای این آتشبس دست به دو عقبنشینی قابل توجه بزنند؛ اولین عقبنشینی ورود ۱۸ کشتی حامل مشتقات نفتی به بندر الحدیده طی این دو ماه آتشبس است. لازم به یادآوری است که یکی از اهداف ائتلاف سعودی برای محاصره کامل یمن این بود که سوخترسانی به این کشور را متوقف کند تا هم تدارکات ارتش و نیروهای مردمی یمن و هم حملونقل نیروهای آنها را در میادین جنگ زمینگیر کند، به همین دلیل بود که این ائتلاف مانع هرگونه انتقال سوخت به یمن میشد. برای مثال، ۹ نفتکش را در ۲۹ ژانویه سال جاری متوقف کرد. بنابراین، سعودیها با پذیرش شرط ورود ۱۸ نفتکش به بندر الحدیده در توافقنامه آتشبس دو ماهه از راهبرد محاصره کامل خود عقبنشینی کردهاند. مورد دیگر از سرگیری پروازهای تجاری به فرودگاه بینالمللی صنعاست که بنا بر مفاد این آتشبس، این فرودگاه فعالیت خود را به صورت محدود شروع میکند و هفتهای دو پرواز تجاری به مقصد اردن و مصر خواهد داشت. توقف فعالیتهای این فرودگاه توسط ائتلاف سعودی یکی از راهبردهای نمادین این ائتلاف بود تا عزم خود را برای تحمیل محاصره به مردم یمن نشان داده باشند و حتی چندین نوبت این فرودگاه را بمباران کرد تا نشان دهد در این مورد تا چه حد جدی است. از سرگیری فعالیتهای این فرودگاه و شروع پروازهای تجاری آن نیز مثل ورود نفتکشها به بندر الحدیده عقبنشینی دیگری از سوی سعودیها است تا شرایط برای اجرای آتشبس دو ماهه فراهم شود. همچنین میتوان گفت که سعودیها این عقبنشینیها را به امید فراهم شدن زمینهای برای صلح و پایان دادن به جنگ انجام دادهاند، چنانکه در توافقنامه آتشبس به تمدید آن اشاره شده تا اینکه رفتهرفته راهی برای دستیابی به صلح فراهم شود. به این ترتیب، آتشبس دو ماهه دستکم در شرایط فعلی به عنوان نقطهای برای پایان دادن به جنگ هشت ساله یمن دیده میشود که در صورت تحقق چنین چیزی باید گفت بن سلمان هم در تاریخ کنار عبدالناصر و عبدالله صالح قرار میگیرد و همانند آن دو، درسی خواهد بود از شکست متجاوزان در برابر مقاومت یمنی.