عید نه فقط برای تهرانیها که برای بسیاری از مردم کشور عید است و سفر به شمال و گذر از جاده چالوس، امسال، اما به دلیل رانش بیسابقه زمین این جاده زیبا و خاطرهانگیز چند روزی بسته شد عید نه فقط برای تهرانیها که برای بسیاری از مردم کشور عید است و سفر به شمال و گذر از جاده چالوس، امسال، اما به دلیل رانش بیسابقه زمین این جاده زیبا و خاطرهانگیز چند روزی بسته شد. حالا آنطور که رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور خبر داده است، مسیر جاده چالوس و آزادراه تهران- شمال که به علت رانش زمین و فرونشست سطح راه مسدود شده بود، فقط در مسیر جنوب به شمال بازگشایی شده است. صرفنظر از باز شدن یا باز نشدن جاده چالوس برای مسافرتهای نوروزی، سؤال اساسی درباره چرایی وقوع این پدیده است؛ سؤالی که محمدرضا محبوبفر، عضو انجمن آمایش سرزمینی و عضو انجمن مخاطرات محیطی و توسعه پایدار ایران، این پدیده زیستمحیطی را به فرونشست زمین در استانهای شمالی کشور مرتبط میداند و معتقد است، به دلیل حجم گسترده تخریبها در سه استان شمالی مازندران، گیلان و گلستان محیطزیست منطقه و جادههای مواصلاتی و ارتباطی آستانه تحمل خود را از دست داده است. وی با اشاره به پیشبینی ۱۰۰ میلیون سفر در نوروز امسال و مشکلات محیطزیستی و فرونشست زمین در مناطق مختلف کشور درباره ایمنی جادهها و راههای مواصلاتی نگرانیهایی را مطرح میکند. گفتوگوی «جوان» با این پژوهشگر محیطزیست را در ادامه بخوانید.
آقای محبوبفر وضعیت جاده چالوس به کجا رسیده، آیا بازگشایی شده است؟
در حال حاضر بخشی از جاده بازگشایی شده است، اما پیشبینی ما این است تردد ۱۰۰ میلیون خودرو در سه استان شمالی مازندران، گیلان و گلستان اتفاق بیفتد. امسال با سونامی مسافرتهای نوروزی مواجهیم و من درباره آن احساس خطر میکنم. شیوع کرونا دوباره در اروپا اوج گرفته و چین چند شهر را قرنطینه کرده است، حتی در کشورهای همسایه ایران هم سویه جدیدی از امیکرون مشاهده شده است، با وجود این همچنان شاهد عادیسازی هستیم که این مسئله با ایجاد سونامی سفرهای نوروزی تبعات زیستمحیطی هم خواهد داشت.
سفرهای نوروزی با محیطزیست چه ارتباطی دارد؟
با توجه به فرونشست و رانش زمینی که در امتداد فرونشست سایر نقاط کشور و به ویژه مناطق مرکزی رخ داده، این حجم از سفرها خیلی خطرناک است، زیرا جادهها از ایمنی لازم برخوردار نیستند، به دلیل اینکه زیرساختهای مناسبی ندارند و به استحکامبخشی جادههای کشور توجه نشده است. این ۱۰۰ میلیون ترددی که به نظر من بیش از اینها هم رخ خواهد داد، خیلی خطرناک است و نمیشود بگوییم جاده چالوس را باز کنند و خطری نداشته باشد. در حال حاضر یک قسمتی از جاده چالوس باز شده، اما با توجه به تردد انبوه و بیسابقهای که امسال شاهد آن خواهیم بود، امکان اینکه زمینلغزشی که رخداده، گستردهتر و منجر به تشکیل فروچالهها در جاده شود و همچنین ترکها گستردهتر شود و ترکهای جدیدتری به وجود بیاید، وجود دارد و این جاده ایمن نیست. من احساس خطر میکنم و به نظرم حتماً باید فکری برای این مسئله کرد.
رانشی که روز ۲۱ اسفند در جاده چالوس رخ داد، بیسابقه توصیف شده است. دلیل این اتفاق چه بود؟
رانش زمین مترادف با لغزش یا زمینلغزه است. با توجه به حجم تخریبها در سه استان شمالی مازندران، گیلان و گلستان تخریبهای محیطزیست آنقدر زیاد بوده که متأسفانه محیطزیست منطقه و جادههای مواصلاتی و ارتباطی آستانه تحمل خود را از دست داده است. این تخریبها یا به صورت برداشتهای آبی بوده است یا انتقال آب یا سدسازی یا تخلیه آبهای زیرزمینی به اسم صنعت، کشاورزی و افزایش جمعیت و مصارف دیگر، از طرفی هم شاهد جنگلتراشیهای گسترده در استانهای شمالی هستیم که آمار بسیار نگرانکنندهای از تخریب جنگلها را نشان میدهد. از سوی دیگر به رغم هشدارها درباره برداشت آبهای سطحی و زیرزمینی به هشدارها توجه نشده و همین مسئله منجر به بروز این مشکلات شده است. قسمتی که در جاده چالوس دچار رانش شده در مجاورت رودخانه چالوس است، یعنی محلی که دو سد سیاهبیشه و چهار نیروگاه برقابی وجود دارد، یعنی بدون داشتن مجوز محیطی زیستی این سدها و نیروگاهها احداث شده و مجوز زیستمحیطی هم نداشته و باعث این پدیدههای عجیب و غریب شده است.
یعنی هیچ هشداری در این رابطه داده نشده است؟
هر زمانی که دخل و تصرفی در محیطزیست و طبیعت صورت میگیرد، باید تبعات آن را بپذیریم. ظاهراً سازمان حفاظت محیطزیست هم در این رابطه هشدار داده بوده، اما سؤال این است که چرا این مسئله را رسانهای نکرده است تا الان محیطزیست و زیرساختهای ارتباطی منطقه آستانه تحمل خودش را از دست بدهد، در حالی که سازمان حفاظت محیطزیست باید به وزارتخانه تبدیل شود و وزیر آن منتخب تشکلهای محیطزیستی باشد، بنابراین از عمده دلایل این اتفاق در جاده چالوس، اول فعالیتهای انسانی و تخریبهای محیطزیستی بوده و این فعالیتهای انسانی با عوامل طبیعی از جمله بارندگی و سیلاب تشدید شده و این وضعیت رخ داده است.
پیش از این گفته میشد تنها منطقهای که از فرونشست زمین در امان مانده، گیلان است، اما ظاهراً این بار فرونشست به این استان سرسبز شمالی هم رسیده، درست است؟
بله، الان این بحران به صورت زمینلغزش سر باز کرده و جاده چالوس که دچار رانش شده، در امتداد فرونشست در مناطق بیابانی و سایر مناطق کشور است و الان زیر زمین آبی وجود ندارد و این فرونشستها اتفاق افتاده است. در شمال کشور به دلیل سستی زمین در مرحله اول این زمینلغزش اتفاق افتاده است و در مراحل بعدی ما بحث بیابانزایی در مرکز به سمت شمال را خواهیم داشت. همین الان هم بیابانزایی در شمال کشور شروع شده است و اگر به تالاب انزلی یا خلیج گرگان نگاه کنید، برخاستن ریزگردها از شمال کشور را هم مشاهده میکنید. هم اکنون بیابانزایی در شمال کشور آغاز شده و این رانش زمین از آثار دومینویی فرونشست زمین و تخریب منابع آب در استانهای شمالی است. این وضعیت در آینده تشدید میشود، مگر اینکه ما تغییر رفتار بدهیم. محیطزیست وابسته به معیشت اقتصاد و امنیت است و باید آن را در اولویت اول کشور قرار داد. الان با وجود این همه سیلاب با تشدید بیآبی مواجه خواهیم بود. خطرناکتر اینکه الان ما شاهد ورود ریزگردها به کشور هستیم که بخشی داخلی و بخشی خارجی است و وضعیت منابع آبی در داخل و در مناطق مجاور ما به مراتب بدتر شده و شاهد ورود زودهنگام ریزگردها به کشور هستیم.
به نظر میرسد فرونشست در شمال کشور با توجه به تراکم جمعیت و اینکه این منطقه تنها بخش حاصلخیز کشور است، تبعات گستردهتری داشته باشد، درست است؟
دقیقاً همین طور است. از سوی دیگر توجه داشته باشید که الان ستون خیمه سرزمین ایران، مرکز کشور، یعنی اصفهان، یزد، سمنان و چهارمحالوبختیاری است که این قسمت درگیر فرونشست شده است. وقتی میگوییم فرونشست، یعنی تخریب سکونتگاهها و ما بحران آبی را رد کرده و به تخریب سکونتگاهها رسیدهایم. در کنار اینها ما بررسیای داشتهایم که نشان میدهد میانگین بارشها کاهشی در حد ۱۵ درصد داشته و تقریباً طبیعی بوده است، اما محیطزیست کشور به دلیل توزیع نامناسب جمعیت و عدممدیریت منابع و صرفهجویی در مصرف آب با چالش مواجه شده است. ما نتوانستهایم آب را مدیریت و صرفهجویی کنیم و در کشاورزی و صنعت آب را مدیریت کنیم، به همین خاطر مصرف تصاعدی بالا رفته و محیطزیست آستانه تحملش را از دست داده است.