فوتبال ایران سالی سخت و پرحادثه را پشت سرگذاشت، به این امید که در آینده تغییراتی برای نجات این رشته صورت بگیرد، با این حال هیچ اثری از تحول در بدنه فوتبال کشور دیده نمیشود؛ واقعیتی نگرانکننده که نوید آیندهای تاریک را در سال آینده به فوتبال ایران میدهد؛ آیندهای که با خوشخیالیهای امروز نظیر واگذاری نمایشی سرخابیها هولناکتر هم میشود. فوتبال ایران سالی سخت و پرحادثه را پشت سرگذاشت، به این امید که در آینده تغییراتی برای نجات این رشته صورت بگیرد، با این حال هیچ اثری از تحول در بدنه فوتبال کشور دیده نمیشود؛ واقعیتی نگرانکننده که نوید آیندهای تاریک را در سال آینده به فوتبال ایران میدهد؛ آیندهای که با خوشخیالیهای امروز نظیر واگذاری نمایشی سرخابیها هولناکتر هم میشود.
کنارگذاشتهشدن دو تیم پرطرفدار پایتخت از لیگ قهرمانان آسیا تلخترین اتفاق ممکن بود؛ اتفاقی که از مدتها قبل مسئولان کنفدراسیون آسیا نسبت به آن هشدار داده بودند، اما طبق روال همیشه، مقامات مسئول با سادهانگاری و انکار واقعیتها، فرصتسوزی و کاری کردند که پرسپولیس و استقلال با قاطعیت AFC مجوز حرفهای نگیرند. چند ماه از حذف سرخابیها گذشته و تب بیانیهها، اعتراضها، فرافکنیها و بهانهتراشیها فروکش کرده است. عملاً اگر قرار باشد با همین فرمان پیش برویم، نباید امیدی به صدور مجوز حضور در آسیا داشت.
کنار گذاشتن قرمزها و آبیهای تهران از گردونه تیمهای آسیایی از سوی کنفدراسیون آسیا به خاطر مشکلات متعدد مدیریتی و ساختاری تصمیمی قانونی بود، اگرچه به مذاق بسیاری از دستاندرکاران فوتبال کشورمان خوش نیامد، ولی لااقل دیگر هیچ کدام از آنها نمیتواند منکر حرفهاینبودن سرخابیها شود. مشکل این است که فعلاً کسی حواسش به این دو تیم نیست. بعد از حذف سرخابیها، موضوع عزل عزیزیخادم پیش آمد و ششدانگ حواس همه به آینده ریاست فدراسیون معطوف شد. در روزهایی که اعضای هیئت رئیسه برای عزل قانونی رئیس پرحاشیه تلاش میکردند، هیچ کس حرفی از دو قطب اصلی فوتبال کشورمان نزد. موافقان و مخالفان عزیزیخادم هر یک برای رسیدن به هدف خود جنگیدند تا اینکه صندلی ریاست فعلاً به سرپرست سپرده شد.
میرشاد ماجدی، سکاندار فعلی فدراسیون است و با توجه به بلاتکلیفی پست ریاست با هزار و یک چالش ریز و درشت دست به گریبان است، منتها نباید فراموش کند که حل مشکل سرخابیها نیز یکی از همین چالشهای مهم و تأثیرگذار محسوب میشود. مدیران دو باشگاه فعلاً تمرکز اصلیشان دربی، موفقیت در لیگ برتر و صدور بیانیه علیه تیم رقیب است. وزارت ورزش به عنوان متولی دو باشگاه نیز وقت سرخاراندن ندارد و کمیته صدور مجوز حرفهای فعلاً برای حمایت از خوبان عالم تلاش میکند. همه آنقدر مشغول هستند که برایشان مهم نیست در فصل آینده دو تیم ایرانی در لیگ قهرمانان غایب هستند.
برای حل مشکلات سرخابیها عملاً قدمی برداشته نشده است. کماکان ایرادهای وارده به قوت خود پابرجا هستند و با ادامه این شرایط، نباید امیدی به صدور مجوز حرفهای از سوی کنفدراسیون داشت. دولتی بودن و مالکیت مشترک از اصلیترین ایرادهای وارده به این دو باشگاه است؛ ایرادهایی که طی سالهای گذشته برای برطرف کردنشان فقط شعار داده شد و خبری از اجرا نبود. فروش بخش اندکی از سهام سرخابیها در فرابورس اگرچه اقدامی است که در روزهای گذشته در رأس اخبار قرار گرفته، ولی نگاهی دقیقتر به این موضوع بیتأثیر بودن آن در حل مشکلات پرسپولیس و استقلال را نشان میدهد. اینکه فروش تنها ۱۰ درصد از سهام آن هم با استقبالنکردن مردم از این اقدام تا چه اندازه میتواند در صدور مجوز حرفهای دو تیم مؤثر باشد، ابهامی است که مسئولان امر پاسخ صریحی به آن نمیدهند! علاوه بر این اخیراً اخبار بحثبرانگیزی در مورد نحوه فروش سهام دو تیم پایتخت در فرابورس مطرح شده و حتی اولیایی، مدیرعامل سابق استقلال آن را تخلف نامیده است. مخالفت با نحوه واگذاری پرسپولیس و استقلال اگر چه از سوی مدیران فوتبالی مطرح شده است، اما قدیمیهای دو تیم و حتی هواداران نیز با ناامیدی اخبار فروش سهام در فرابورس را دنبال میکنند. عدمشفافسازی در این زمینه نه تنها کمکی به سرخابیها نمیکند بلکه به پیچیدهشدن شرایط آنها در آینده منجر خواهد شد. دو باشگاه همچنان دولتی هستند آن هم با مالکیت مشترک. آقایان به جای آنکه از مردم به خاطر حذف دو تیم محبوب عذرخواهی کنند و بابت به خطر افتادن آبروی فوتبال و ورزش کشور به مسئولان پاسخ دهند، از هر تریبونی برای بیان اهداف شخصی و حمایت از افراد خاص استفاده میکنند. اینکه رئیس کمیته صدور مجوز حرفهای فدراسیون در برنامهای تلویزیونی از عزل عزیزیخادم انتقاد کند و بحث تعلیق از سوی فیفا را پیش بکشد، قطعاً بدون هدف و انگیزه نبوده، در صورتی که همه میدانند عزل رئیس یکی از وظایف هیئترئیسه و در حیطه اختیارات این هیئت است، به همین خاطر هیچ بحثی در خصوص برخورد احتمالی فدراسیون جهانی مطرح نیست، مگر اینکه افراد خاص از داخل پالسهایی را به فیفا بفرستند تا شاید با تحت فشار قراردادن اعضای مجمع برنامههایشان را به اجرا دربیاورند.
سال آینده جام جهانی را در پیش داریم؛ برگزاری مجمع انتخاباتی فدراسیون فوتبال و بحث نجات سرخابیها که باید با جدیت دنبال شود؛ موضوعی که حتی خیمهشببازی راه افتاده در خصوص خصوصیشدن آنها هم جواب لازم را نداد و دو تیم بدهکار پایتخت، همچنان با مالک مشترک اداره میشوند، حتی برای قهرمانی در لیگ برتر بیهوده باهم میجنگند چراکه با ادامه این روند هیچ جایگاهی نمیتوان برای آنها در آسیا متصور بود. این سه مورد اهم اتفاقات فوتبال کشورمان خواهند بود و در صورتی که مسئولان برای هر یک برنامهریزی نداشته باشند و منافع شخصی و باندی را ارجح بدانند، باید منتظر روزهای بسیار تاریکتر از گذشته در فوتبال ایران باشیم. دوری یک ساله سرخابیها از آسیا نباید تداوم پیدا کند و تکلیف رئیس جدید فدراسیون باید هر چه سریعتر مشخص شود. فقط باید امیدوار باشیم به اینکه دلسوزان واقعی فوتبال وارد گود شوند و اجازه ندهند منفعتطلبان و قدرتطلبان در مستطیل سبز جولان دهند.