یکی از مهمترین معضلات جامعه ما مربوط است به سوانح رانندگی و آسیبهای ناشی از آن که هزینههای بسیاری را برای کشور به همراه داشتهاست. مرگ سالانه حدود ۱۷ هزار نفر از شهروندان در جریان سوانح رانندگی و مصدومیت و معلولیت ۳۷۰ هزارنفر در جریان این سوانح حکایت از فاجعه بزرگی دارد که تلاشها برای مدیریت آن هنوز راه به جایی نبردهاست. یکی از مهمترین معضلات جامعه ما مربوط است به سوانح رانندگی و آسیبهای ناشی از آن که هزینههای بسیاری را برای کشور به همراه داشتهاست. مرگ سالانه حدود ۱۷ هزار نفر از شهروندان در جریان سوانح رانندگی و مصدومیت و معلولیت ۳۷۰ هزارنفر در جریان این سوانح حکایت از فاجعه بزرگی دارد که تلاشها برای مدیریت آن هنوز راه به جایی نبردهاست. یکی از مهمترین موضوعات در اینباره مربوط است به شیوه خطرناک رانندگی شهروندان که از آن به رانندگی تهاجمی تعبیر میشود. شیوهای خطرناک که راننده برای ادامه مسیر دست به رفتاری پرخطر میزند که فرجامی جز پشیمانی به همراه ندارد. نظر به اهمیت موضوع گفتوگوی ما با سردار تیمور حسینی، جانشین پلیس راهور ناجا در ادامه میآید.
یکی از موضوعات مهم در کشور سوانح رانندگی و کشتههای ناشی از آن است. اگر در نظر بگیرم همه رانندگان دارای گواهینامه هستند و با طی کردن آموزشهای راهنمایی و رانندگی از قوانین اطلاع دارند، این پرسش مطرح است که چرا در خیابانها و جادهها شاهد رانندگی به شیوه تهاجمی هستیم؟ برای ورود به بحث به عنوان کارشناس این حوزه بفرمایید رانندگی تهاجمی چیست و چه دلایلی برای بروز این امر وجود دارد؟
موضوع بسیار مهمی را مطرح کردید. بنده، رانندگی تهاجمی را تعبیر میکنم به رفتارهای پرخطر افراد. در رانندگی ارتکاب برخی از تخلفها ناشی از رفتارهای پرخطری است که برخی افراد با آن درگیر هستند. بخش قابلتوجهی از سوانحی که شاهد هستیم، به ویژه در جادهها و محورهای برونشهری ناشی از رفتارهای پرخطر است. ارتکاب تخلفهایی مثل سرعت غیرمجاز، سبقت غیرمجاز، تجاوز به چپ، رعایت نکردن حقتقدم و مواردی از این دست ناشی از رفتارهای پرخطری است که غالباً به دلیل عجله و شتاب به وجود میآید. حتماً تحقیقات روانشناسی این را تأیید میکند که اساساً نوع رانندگی افراد رابطه کامل و مستقیمی با خلق و خوی فرد دارد. فردی که به لحاظ اخلاقی و شخصیتی انسان آرامی است، امکان ندارد از او رانندگی پرخطر ببینید یا رفتار هیجانی داشته باشد. رانندگی را همه کارشناسان و متخصصان رفتارشناسی، روانشناسی و جامعهشناسی به گونهای تعریف میکنند که یک نماد و نشانهای از خلق و خو و شخصیت آن فرد است. هر چند ما در رانندگی فقط رفتارهای پرخطر را نداریم. اینکه فکر کنید صددرصد انسانهایی که مرتکب تخلف میشوند، شخصیت ناآرام دارند، منظور نیست. بخش قابلتوجهی از تخلفات و بینظمیهایی که شاهدش هستیم ناشی از عوامل دیگر است که برای ریشهیابی آن باید به موضوعات دیگر رجوع کرد.
چه عواملی؟
اینکه ما برای شهرمان نتوانستهایم برنامهریزی مناسب داشته باشیم که در مرحله اول سفر را مدیریت کنیم. در مرحله دوم نتوانستیم امکان جابهجایی افراد را با یک ناوگان و با یک سیستم حمل و نقل عمومی کارآمد ساماندهی کنیم و در مرحله سوم هم نتوانستیم به یک سیستم یکپارچه هوشمند دست پیدا کنیم که این سیستم بتواند همه رفتارهای رانندگی افراد را کنترل کند.
اگر عوامل جمع شوند، رفتار پرخطر از بین میرود؟
قطعاً بخش مهمی از این رفتارها کاهش پیدا میکند. میخواهم بگویم که در همه دنیا این یک اصل پذیرفته شدهاست. برای اینکه یک ترافیک منظم و مطلوب داشتهباشیم باید مهندسی ترافیک به خوبی پیاده شود، آموزش را به خوبی برای کاربران ترافیک انجام دادهباشیم و در مرحله آخر هم اجرای مقررات اثر بخش پیادهسازی شود. از نظر من به عنوان کارشناس بالغ بر ۹۵ درصد بینظمی میتواند کاهش پیدا کند. آن وقت است که باید به سراغ رانندگی تهاجمی و پرخطر و رفتار پرخطر برویم. این نکته مهمی است. اگر مهندسی ترافیک خوب و آموزش هم به خوبی انجام شد و اجرای مقررات به خوبی پیاده شد یک اقلیت خیلی کم از افراد در این شرایط اگر رفتار پرخطر داشته باشند باید آنها را برای درمان نزد روانشناس فرستاد. اگر در شرایط فعلی که مهندسی ترافیک ما ایراد دارد، آموزش ما به خوبی انجام نمیشود و اجرای مقررات هم اثربخشی لازم را ندارد نمیتوانیم بگوییم که این رفتارها ناشی از یک شخصیت مشکلدار است و این افراد به لحاظ روحی روانی رفتارشان پرخطر است و باید با آنها برخورد شود. بنابراین آن سوی ماجرا باید به سامان برسد و کسانی که میمانند و اصرار به رفتارهای پرخطر دارند باید به عنوان راننده تهاجمی یا رفتار پرخطر یا پرخاشگرانه درمان شوند.
اگر در نظر بگیرم که سالانه ۱۷ هزا نفر در سوانح جان میدهند و شمار بیشتری هم مصدوم و معلول میشوند، هزینههای بسیاری متوجه کشور میشود. عملی شدن موضوعات مورد اشاره شما هم نیازمند هزینه زیاد است. پرسش اساسی این است چرا هزینههایی که صرف سوانح میشود در موضوع مورد نظر شما هزینه نمیشود؟
این موضوع که به آن اشاره کردید، جزو یکی از دغدغههای ما است. شما به عنوان رسانه این «چرا» را به گوش کسانی برسانید که باید جواب دهند. این را ما همیشه در جلسات و مکتوباتمان مطالبه کردهایم و اتفاقی است که باید روی دهد و به نظر میرسد که روند آن بسیار کند است.