مرد معتادی که در جریان سرقت خودروی پرایدی، راننده آن را به قتل رساندهبود در دادگاه محاکمه شد و اولیایدم برای وی درخواست قصاص دادند.
به گزارش جوان، سال گذشته زنی در شهرستان ورامین به اداره پلیس رفت و از ناپدید شدن ناگهانی شوهرش به نام عباس شکایت کرد. وی گفت: «امروز صبح شوهرم با خودروی پرایدش برای انجام کار از خانه بیرون رفت، اما هر چه منتظرش شدیم از او خبری نشد. با هر کسی که فکر میکردیم از شوهرم خبر داشته باشد تماس گرفتیم، اما آنها هم بیخبر بودند. خلاصه همه جا سراغش رفتیم، اما بیفایده بود. نگرانم برای او اتفاق بدی افتاده باشد، چون تلفن همراهش خاموش است و جواب نمیدهد.»
با طرح این شکایت، مأموران تلاش خود را برای یافتن مرد گمشده آغاز کردند تا اینکه خبر رسید جسد خونین مرد جوانی در بیابانهای پاکدشت که با ضربات چاقو به قتل رسیدهبود پیدا شدهاست. از آنجایی که جسد کشف شده شباهت زیادی با مرد گمشده داشت خانواده وی برای شناسایی به پزشکی قانونی دعوت شدند. به این ترتیب همسر عباس به پزشکی قانونی رفت و جسد شوهرش را شناسایی کرد. بررسیهای مأموران حکایت از آن داشت عباس به احتمال زیاد به خاطر سرقت خودرواش به قتل رسیدهاست و بنابراین پلاک خودروی مقتول به تمامی گشتهای پلیس اعلام شد و عامل یا عاملان قتل تحت تعقیب قرار گرفتند. مأموران پلیس پس از مدتی خودروی مقتول را در یکی از خیابانهای ورامین شناسایی و راننده آن را بازداشت کردند. مرد جوان به پلیسآگاهی منتقل شد و وقتی از سوی بازپرس پرونده مورد بازجویی قرار گرفت جرمش را انکار کرد و مدعی شد خودرو را در حالیکه در خیابانی پارک شدهبود سرقت کردهاست. متهم در بازجوییها بعدی تلاش کرد با تناقضگویی مأموران را فریب دهد، اما در نهایت در بازجوییهای فنی لب به اعتراف گشود و به قتل راننده با انگیزه سرقت اقرار کرد. او در توضیحاتش مدعی شد مقتول را با همدستی یکی از دوستانش به قتل رساندهاست.
با ثبت اظهارات متهم تلاش برای دستگیری همدست او ادامه داشت، اما روند تحقیقات نشان داد او دروغ گفته و خودش به تنهایی مرتکب قتل شده است.
پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و بعد از تعیین شعبه در وقت رسیدگی روی میز هیئت قضایی شعبه پنجم دادگاه قرار گرفت.
با اعلام رسمیت جلسه فرزندان مقتول که سه دختر بودند یک به یک در جایگاه ایستادند و در حالیکه به شدت اشک میریختند، گفتند با قتل پدرشان زندگی برای آنها سخت شدهاست و لحظات تلخی دارند. آنها برای متهم درخواست قصاص کردند. در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و در شرح ماجرا گفت: «سالها گرفتار اعتیاد بودم و شغل مناسبی نداشتم. گذران زندگی برایم سخت بود به همین دلیل به فکر سرقت افتادم و چند بار موبایل قاپی کردم. روز حادثه بعد از کشیدن مواد در حال خودم نبودم که تصمیم گرفتم این بار یک خودرو سرقت کنم. برای انجام نقشه کنار خیابان ایستادم تا اینکه خودروی پراید جلوی پایم ایستاد و سوار شدم. در صندلی عقب نشسته بودم و راننده مشغول رانندگی بود که در مسیر به خیابان خلوتی رسیدیم. همانجا وقتی فرصت را مناسب دیدم راننده را تهدید کردم توقف کند و از ماشین پیادهشود. او وقتی متوجه شد قصد سرقت دارم مقاومت کرد و شروع به فحاشی کرد. همین باعث درگیری شد و با هم گلاویز شدیم. به خاطر داد و فریادهای او ترسیدم مأموران بیایند و دستگیر شوم و از ترس چاقویی راکه همراه داشتم بیرون آوردم و یک ضربه به او زدم. او خونین روی زمین افتادهبود و من هم خودرواش را سرقت کردم وگریختم.»
متهم در آخر گفت: «باور کنید قصد کشتن مقتول را نداشتم. او میخواست با فریادهایش مأموران را خبر کند تا مرا دستگیر کنند و ناخواسته دست به چاقو و مرتکب قتل شدم. حالا درخواست گذشت دارم و از اولیایدم میخواهم مرا ببخشند.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.