پسر کینهجو که به اتهام قتل عمهاش در بازداشت به سر میبرد، با جلب رضایت اولیایدم محاکمه و به زندان محکوم شد.
به گزارش جوان، سال گذشته مأموران پلیس تهران از مرگ مشکوک زن میانسالی به نام الهام در خانهاش حوالی نازیآباد باخبر و راهی محل شدند. بررسیهای اولیه حکایت از آن داشت زن میانسال بر اثر گاز گرفتگی جانش را از دست دادهاست، اما با انتقال جسد به پزشکی قانونی کارشناسان اعلام کردند علت فوت گازگرفتگی نبوده و زن میانسال در حالیکه آثار شکستگی روی گردن او مشخص است به قتل رسیدهاست.
با اعلام این گزارش پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل شد. یکی از بستگان مقتول گفت: «الهام از شوهرش طلاق گرفته بود و تنها زندگی میکرد. روز حادثه با او تماس گرفتم، اما جوابی نشنیدم. از نگرانی به خانه او رفتم، اما هر چه در زدم کسی در را باز نکرد. فکر کردم خانه نیست، اما کفشهایش مقابل در ورودی بود و معلوم بود داخل خانه است. از ناچاری در را شکستم. در حالیکه بوی شدید گاز به مشامم خورد با جسد الهام که روی کاناپه افتادهبود، روبهرو شدم.»
بعد از این توضیحات، مأموران بار دیگر به محل حادثه رفتند و در تحقیقات میدانی مشخص شد عامل قتل فردی آشنا است. با این فرضیه، برادرزاده مقتول که به خانه عمهاش رفت و آمد داشت و به عنوان اولین مظنون بازداشت شد. اشکان ۲۴ساله در بازجوییهای اولیه قتل را انکار کرد، اما در روند بازجویی با توجه به شواهد موجود بالاخره اعتراف کرد و گفت قاتل است. متهم که گریه امانش نمیداد میگفت عذاب وجدان رهایش نمیکند و ساعتی آرامش ندارد.
او در شرح ماجر گفت: «از بچگی عاشق عمه ام بودم. او را فقط به خاطر کینه از پدربزرگ و عمویم به قتل رساندم. پدر بزرگم قبل از فوتش همه املاکش را فروخت و پول آن را به عمویم داد. پدرم فلج بود، اما او بدون توجه به وضعیت پدرم چنین تصمیمی گرفت به همین خاطر این موضوع مرا خیلی ناراحت کرد، چون حقمان پایمال شدهبود.
او ادامه داد: «مدتی قبل در اینستاگرام با دختری آشنا شدم و خودم را پسری پولدار معرفی کرده بودم. برای اینکه ثابت کنم وضع مالی خوبی دارم هر بار با ماشین مدل بالا و لاکچری سر قرار با او میرفتم، اما مدتی گذشت و او فهمید دروغ گفتهام به همین خاطر مرا رها کرد و رفت. سر این موضوع خیلی حالم بد بود و قرص اکس هم مصرف میکردم.»
همان شب به خانه عمهام رفتم. شروع به گلایه کردم و پشتسر عمو و پدربزرگم بد و بیراه گفتم. عمهام به خاطر ناسزاگویی عصبانی شد و یک سیلی به صورتم زد. از او انتظار این رفتار را نداشتم و به خاطر اینکه حالت عادی نداشتم دستم را روی گلویش گذاشتم و فشار دادم طوری که از نفس افتاد. من در رشته بوکس فعالیت میکنم و دستان قوی دارم. عمهام روی زمین افتادهبود و من قاتلش بودم. نمیدانستم چکار کنم ناگهان به سرم زد شیر گاز را باز کنم تا همه فکر کنند او به خاطر گازگرفتگی فوت کرده است.»
با اقرارهای متهم وی در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد و با درخواست قصاص از سوی اولیایدم به مرگ محکوم شد. حکم صادره در دیوان عالی کشور تأیید شد و متهم در آستانه مرگ قرار گرفت، اما با تلاش خانوادهاش سرانجام موفق به جلب رضایت شد. به این ترتیب متهم این بار از جنبه عمومی جرم پشتمیز محاکمه ایستاد و در آخرین دفاعش گفت: «عمهام را خیلی دوست داشتم. او قربانی کینهام از عمو و پدربزرگم شد. هنوز عذاب وجدان دارم و خودم را نمیبخشم. حالا قدردان اولیایدم هستم که مرا بخشیدند.»
در پایان هیئت قضایی وارد شور شد و متهم را به دو سال حبس محکوم کرد.