مطرح شدن حذف ارز ۴ هزارو ۲۰۰ تومانی در بودجه سال پیش رو، سوت گرانی کالا و خدمات را پیش از عملی شدن طرح مورد نظر به صدا درآوردهاست. این که رئیس مجلس دو روز قبل اعلام کرده است «باید کالای اساسی ثبات قیمت داشتهباشد و هر روز قیمتها بیدلیل بالا نرود» با این که مطالبه عمومی است، اما فقط در حد حرف مطرح است و آنچه از سالها قبل در کف جامعه جریان داشته بیثباتی در تثبیت قیمتها و بیتوجهی به سیاستهای دستوری است. مصداق بارز آن افزایش لجام گسیخته قیمت خودروهای وطنی است که به زعم دستور رئیسجمهور در ممنوعیت افزایش قیمت، خودروسازان به آن وقعی نگذاشته و پیکان افزایش قیمتها را روی مدار صعودی تنظیم کردند. هر چند افزایش لجام گسیخته قیمت کالاها به تقویت آورده سرمایهداران منجر میشود، اما عمده افراد جامعه در تنگاهای معیشتی بیشتری گرفتار میشوند. تنگناهایی که سلامت جسم و روان افراد در معرض خطر را بیش از دیگران هدف قرار میدهد و آسیبهای آن متوجه همه جامعه میشود. وقتی سلامت روان افراد در معرض خطر هدف قرار گیرد، گرایش به مصرف موادمخدر برای فرار از مشکلات شتاب بیشتری میگیرد و هزینههایی که پیوستهای یک مصرفکننده به دنبال دارد ابتدا متوجه خانوادهاش و بعد جامعه میشود. اگر به اظهار نظر معتادان متجاهر که در هر گوشه شهر حضور دارند نگاه کنید متوجه خواهید شد که عمده آنها برای فرار از معضلات معیشتی به مواد افیونی پناه بردهاند. پناه بردن آنها به مصرف افیون فارغ از معضلاتی که برای خانوادههایشان به همراه داشته هزینههای کلانی را هم متوجه دولتها کرده است. در سایه سنگین همین گرانی ها، آمار سرقت، کلاهبرداری، جرائم و تخلفها افزایش پیدا میکند. همچنین حوادث با خشونت و بیرحمی بیشتری رقم میخورد. مثل سنگپرانیبه خودروهای عبوری که آذر و دیماه امسال در بزرگراههای تهران اتفاق افتاد و به مرگ دو راننده و زخمی شدن چند نفر منجر شد. سرقت تجهیزات پل غیرهمسطح بزرگراه شهید همدانی یا سقوط چراغهای روشنایی در بزرگراه آزادگان که به علت سرقت پیچهای آن رقم خورد و ممکن بود به حوادث هولناکی منجر شود. در سایه سنگین افزایش قیمتها و زیر پوست شهر، این حوادث بیشتر از اینها اتفاق خواهد افتاد، اگر نگاهها به بستر اجتماعی بر همین مدار دنبال شود.