فقر از آن دست مفاهیمی است که در روایات بسیاری به آن پرداخته شده است. مفهومی که هم در مذمت آن سخن گفته شده هم در فضیلت آن و هریک مبتنی بر شرایطی است که انسان در آن قرار دارد. آنچه در ادامه میخوانید گزیده دروس اخلاقی آیت الله مظاهری درباره فقراست که به نقل از خبرگزاری رسمی تلخیص شده است.
روایتی از امیرالمؤمنین علی «ع» بهصورت مشهور نقل شده است. این روایت در حکمتها و کلمات قصار نهجالبلاغه آمده است. مرحوم علامه مجلسی «رحمت اللهعلیه» نیز در بحارالانوار آن را نقل کرده و در تحف العقول نیز در کلمات امیرالمؤمنین «ع» بیان شده است.
امیرالمؤمنین «ع» در آن روایت فرمودهاند:"أَلَا وَ إِنَ مِنَ الْبَلَاءِ الْفَاقَةَ وَ أَشَدُّ مِنَ الْفَاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْب"- یعنی توجه داشته باشید که فقر بلای بزرگی است و بلای بزرگتر از آن، بیماری جسمی است و از آن شدیدتر، مریضی دل و روح انسان است. فقر، بحث مفصلی دارد که در قرآن کریم و در روایات اهل بیت «س» به آن پرداخته شده است. در تعالیم دینی، گاهی از فقر مذمت شده است. امیرالمؤمنین «ع» به محمد حنفیه میفرمایند: «ای فرزندم! من برای تو از فقر میترسم، پس از آن به خداوند پناه ببر که همانا فقر، دین را ناقص و عقل را سرگردان میکند و عامل دشمنی است.»، اما از طرف دیگر، فقر در بعضی از روایات، یک فضیلت محسوب شده و از آن تعریف و تمجید کردهاند. حتی پیامبر اکرم «ص» فقر را فخر خود دانسته و به آن افتخار کردهاند: «الْفَقْرُ فَخْرِی وَ بِهِ أَفْتَخِرُ»
محدثین و علمای بزرگ، نظیر علامه مجلسی در حیص و بیص عجیبی افتادهاند که چگونه بین این روایات را جمع کنند؟ به نظر میرسد جمع بین این دو دسته روایت به این است که بگوییم: اگر انسان در ابتلا به فقر مقصر باشد، فقر او مذموم است و باید تلاش کند که خود را از فقر و احتیاج نجات بخشد، اما گاهی آدمی در فقرش تقصیر ندارد، مثل اینکه فقر او از طرف خداوند و مقدر اوست یا جبر اجتماع و شرایط زمانه، فقر را به وی تحمیل کرده است که در این دو صورت، فقرش مذموم نیست، پاداش هم دارد. فقر نوع اول که بسیار نکوهش شده، عامل آن خود انسان است و معمولاً در اثر تنبلی و نادانی پدیدار میشود. جامعهای که افراد آن فعال نباشند، خواهناخواه فقیر میشود. چنین فقری نه تنها تأیید نشده، بلکه بلای خانمانسوزی است که سببساز لعنت الهی نیز خواهد بود. امام علی «ع» میفرمایند: «هرکس آب و خاک در اختیار داشته باشد و به فقر دچار شود، لعنت خدا بر او باد!»
اهمیت به استراحت و تفریح بیش از حد متعارف و اشتغال فراوان به خوردن و خوابیدن، سرانجامی جز فقر و احتیاج ندارد و این تنبلی طبق روایات، منجر به فقر و محرومیت از نعمتهای دنیا میشود و بسیار مذموم است. امام کاظم «ع» میفرمایند: «بندهای که زیاد میخوابد و کار نمیکند، مبغوض خداوند عزوجل است.» راوی میگوید: خدمت امام صادق «ع» رسیدم. ایشان سراغ شخص دیگری را گرفتند و گفتند: فلانی چه میکند؟ گفتم: او صالح است، کسب و کار و تجارت را رها کرده و به عبادت روی آورده است. میگوید: امام «ع» سه مرتبه فرمودند: «عَمَلُ الشَّیطَانِ»؛ این عمل از شیطان است. امیرالمؤمنین «ع» روزی بر گروهی گذشتند و دیدند آنها در کمال صحت، در گوشه مسجد نشستهاند. فرمودند: شما که هستید؟ گفتند: ما متوکل هستیم، تکیه ما بر خداست. فرمودند: اگر متوکلید، توکل شما را به کجا رسانده است؟ گفتند: اگر چیزی بیابیم، میخوریم، وگرنه صبر میکنیم. امام «ع» فرمودند: سگهای ما هم چنین میکنند.
بنابراین همه باید تا جایی که میتوانند به دنبال کار، تلاش و فعالیت باشند و از خود و خانواده، رفع نیاز و احتیاج کنند. فقر نوع دوم، فقر خدادادی است. گاهی خداوند متعال برای آزمایش بنده او را فقیر میسازد، یا به جهت دیگری مصلحت او در فقر و نداری است که از الطاف خفیه خداوند سبحان به حساب میآید. امام صادق «ع» میفرمایند: «چیزی از دنیا به بندهای عطا نشد، مگر برای عبرت گرفتن و چیزی از وی دریغ نگردید، به جز برای آزمایش.»
صبر در برابر فقر نوع دوم، یعنی فقر خدادادی. براساس روایات اهلبیت «ع» فضیلت و ثواب فراوانی دارد و انسان را به درجات والایی میرساند. حتی امام صادق «ع» در روایتی، از قول رسول خدا «ص» نقل میکنند: به کسی که در برابر فقر، صبور باشد درجه و ثواب صدیقین عطا میشود. نوع سوم فقر، فقری است که در اثر نواقص و نارساییهای اجتماع، به برخی انسانها تحمیل میگردد. شیوع فقر در برخی موارد، ناشی از بیماریهای اقتصادی، بینظمی در عملکردها و عمل نشدن در امور اقتصادی به قوانین کشور و احکام اسلام یا حقهبازی و ضرر رساندن برخی از مردم به همدیگر است. عامل این نوع فقر، خود فقرا نیستند. از سوی خداوند متعال هم مقدر نشده است، اما خداوند از سر لطف خود برای این دسته از فقرا نیز که تقصیری در فقیرشدن خود ندارند، جبران میکند. آنها اگر صبور باشند و ناسپاسی نکنند، نزد خداوند متعال مأجورند، یعنی اجر و پاداشی شبیه اجر فقرای نوع دوم خواهند داشت.