
به گزارش «جوان آنلاین»، نهم شهریور ماه سال 84 مسؤول حراست بیمارستان حضرت رسول (ص) در تماس با افسر نگهبان کلانتری 118 ستارخان به آنها اطلاع داد جوانی به نام «احمد» که بر اثر اصابت ضربه چاقو به پشتش به شدت زخمی شده و برای مداوا به این بیمارستان آورده شده بود، بر اثر شدت صدمات وارده فوت کرده است.
با اعلام این خبر، به دستور باپرس کشیک قتل، اکیپی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی- مبارزه با قتل- با حضور در محل این درگیری مرگبار در خیابان خسرو در محدوده ستارخان پی بردند که احمد(مقتول) از مدتی قبل در مغازه مرغفروشی مردی به نام «امیر» 22 ساله مشغول به کار بوده است، اما بنا به دلایلی نامعلوم «احمد» را اخراج میکند. به خاطر این موضوع روز حادثه این دو با هم درگیر شده که در نهایت به قتل «احمد» میانجامد و «امیر» نیز برای فرار از دستگیری به مکان نامعلومی میگریزد.
در ادامه با ردیابی کارآگاهان مشخص شد که «امیر» یک سال پس از ارتکاب قتل از همسرش جدا شده و برای دستگیر نشدن مرتب مخفیگاه خود را تغییر میدهد. سرانجام با گذشت چهار سال از این تعقیب و گریز اوایل آبان ماه به کارآگاهان خبر داده شد که «امیر» در مخفیگاهش در محدوده منطقه قطعهمرغی به صورت پنهانی زندگی میکند.
با مشخص شدن این موضوع کارآگاهان با به محاصره درآوردن مخفیگاه متهم موفق شدند ساعت 16 عصر روز سیزدهم آبان وی را در مخفیگاهش به دام اندازند.
«امیر» در بازجوییهای اولیه با اعتراف به ارتکاب قتل «احمد» گفت: او را به خاطر اعتیادش از کار اخراج کردم و بعد هم تمام حق و حقوق او را تمام و کمال پرداختم، اما شب حادثه دوباره به جلوی مغازهام آمد و مدعی شد که 20 هزار تومان به او بدهکارم. از آنجایی که این موضوع را قبول نداشتم با هم بگومگو کردیم که این موضوع باعث شد تا او به من فحاشی کند و من که از این موضوع به شدت عصبانی بودم با برداشتن چاقوی داخل مرغفروشی یک ضربه به پشتش زدم، پس از انتقال احمد به بیمارستان توسط همسایهها از محل فرار کردم و در این سالها در شهرهای ایلام، اهواز، مشهد، تبریز و اردبیل به صورت پنهانی زندگی میکردم و در یک سال اخیر نیز به تهران آمدهام که دستگیر شدم.
پرپایه این گزارش، با اعترافات متهم، وی به دستور بازپرس محمد شهریاری تا زمان تکمیل تحقیقات با صدور بازداشت موقت در اختیار کارآگاهان اداره هم پلیس آگاهی قرار گرفت.