«زن و اژدها هر دو در خاک به» در هیچ نسخه دستنویس شاهنامه نبوده و ابتدا در نسخه چاپی کلکته و در زمان قاجار وارد شده و به نسخههای دیگر راه یافته است.
زاگرس زند، شاهنامهپژوه و استاد دانشگاه درباره بیتهای «زن و اژدها هر دو در خاک به/ جهان پاک از این هر دو ناپاک به» و «زنان را ستایی سگان را ستای/ که یک سگ به از صد زن پارسای» و دلیل شهرت این بیتها به ایسنا میگوید: برخی از بیتها معروف هستند که سخیفتر و زشتتر هستند و هم برای گوینده، هم برای شنونده و هم برای هر ایرانی توهینآمیز و تحقیرآمیز هستند ولی متأسفانه رواج داشته و دارند و در برخی فرهنگها و برخی از چاپها و نزد پژوهشگران صاحبنام و صاحب مخاطب به نام فردوسی و «شاهنامه» آمده و چاپ شده و حتی درباره آنها نظریهپردازی بیمورد هم شده و مورد استفاده برخی ایرانستیزان و شاهنامهستیزان قرار گرفتهاند. آنها خیلی وقتها به پایههای علمی استناد ندارند که بروند تحقیق کنند تا چیزی را به کار نبرند. آنها از اینکه چیز منفیای درباره زبان فارسی و فردوسی و شاهنامه و ایران باستان و هخامنشیان پیدا کنند، خوشحال میشوند، زیرا دستاویزی برای اهداف سیاسی و قومگرایانهای که دارند، پیدا میکنند. گروههای ضدملی و ضدایرانی و ضدتاریخی و ضدباستانی مانند گروههای چپ که در گذشته فعالتر بودند به شکل دیگری از این بیتها سوءاستفاده میکردند.
زند خاطرنشان میکند: بیتهای خیلی معروفی هستند که در دهان همه بوده و در برخی از مثلها و فرهنگ فولکلور هم آمدهاند، اما در هیچ دستنویس قدیمیای نیستند، معیار چاپها هم دستنویسها هستند. مردم عادی نمیتوانند دستنویسها را ببینند و به چاپها مراجعه میکنند، «زن و اژدها هر دو در خاک به» که اتفاقاً از زشتترین و سخفیفترین بیتهاست، در هیچ دستنویسی نیامده است؛ هزار دستنویس از شاهنامه در همه جای جهان داریم، ۵۰ تا معروف هستند و ۲۰تای آنها قدیمیتر و معتبرتر است و کمتر تحریف دارد و مورد استفاده همه ویراستاران و شاهنامهپژوهان است، این بیت در هیچ کدام از آنها نیست. در چاپهای معتبر جدید هم نیست. این بیت برای اولینبار در دوران قاجار به این سو در چاپ هندوستان، کلکته وارد شده است. آنها هم ممکن است خطا کرده باشند یا دستنویس نامعتبر داشتهاند یا ممکن است در دیوانهای دیگری آمده باشد و آنها در شاهنامه استفاده کرده باشند. این گمان هست که بیتی شبیه به این بیت در «گرشاسبنامه» اسدی طوسی بوده که آن هم برافزوده و الحاقی است و از آنجا به شاهنامه هندوستان راه پیدا کرده و آنجا به شاهنامههایی راه یافته که از آن بازچاپ میشدند از «شاهنامه امیربهادری»، «شاهنامه رمضانی»، «شاهنامه امیرکبیر» و متأسفانه به «شاهنامه دبیرسیاقی» هم راه یافته است، اما شاهنامهشناسان مطمئن هستند این بیت از فردوسی نیست.
این استاد دانشگاه تصریح میکند: کاری نداریم این بیت خوب است یا بد، اتفاقاً خیلی از بیتهای خوب و زیبا از سوی شاهنامهشناسان از فردوسی دانسته نمیشوند. این یک کار علمی است. حال میخواهد حرف خوبی زده باشد یا نه. ویرایش علمی یک متن پایبند اصولی فراتر از این ارزشگذاریهاست، خوشایند و بدآیند کسی نیست. نمیخواهیم بگوییم اینجا به زن بد گفته و ما بگردیم و نقد کنیم، اینطور نیست و کار علمی است یا مثلاً بیت «زنان را ستایی سگان را ستای/ که یک سگ به از صد زن پارسای» این بیت هم سخیف و زشت و مسخره است، جالب اینکه نه تنها در هیچ دستنویسی نیامده است بلکه در هیچ چاپی هم نیست. بیت قبل در چاپ کلکته بود. این بیت در هیچ چاپی نیست و شاهنامهپژوهان گشته و دیدهاند در «امثال و حکم» دهخداست، «امثال و حکم» هم مشخصاً متکی به فرهنگ شفاهی و گفتاری بوده و احتمالاً در برخی از جاها به صورت شفاهی گفته میشده، کسی سروده و زبانش به گونهای بوده که به فردوسی نسبت دادهاند. دهخدا هم بدون تحقیق و تفحصی آن را به نام فردوسی آورده است.
زاگرس زند در ادامه توضیح میدهد: بیتهای زنستایانه در شاهنامه زیاد است، برای نمونه امروزه چطور یک آدم میتواند هم ضدزن باشد و هم فمنیست باشد؟ آیا چنین چیزی شدنی است؟ یک نفر یا فمنیست است به درجاتی یا زنستیز است به درجاتی. امکانپذیر نیست هر دو باشد. اگر کسی مقالهای در هر دو حوزه بنویسد، نمیگویند این فرد روانپریش است؟ در شاهنامه بیتهای زنستایانه داریم یا مضامین زیبایی هنگام متولد شدن دختری یا به پادشاهی رسیدن زنی داریم یا هنگامی که زنی سردار میشود یا زنی نقشآفرینی میکند یا وارد گفتگو با همسر با معشوق خود میشود، زبان فردوسی زبان طعنهآمیز و توهینآمیز و تحقیرآمیز نیست.