کد خبر: 1080285
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
نوزایی بالفور از بحرین یک افسر ارشد صهیونیستی دو هفته قبل در بحرین مستقر شد. وزارت امور خارجه بحرین گفته است که این تصمیم به ترتیبات یک «ائتلاف بین‌المللی» مربوط است؛ ائتلافی متشکل از حدود ۳۴ کشور که می‌خواهند آزادی کشتیرانی در آب‌های بین‌المللی منطقه و حفاظت از تجارت بین‌المللی را حفظ و با دزدی دریایی و تروریسم در منطقه مقابله کنند!
احسان شیخون

یک افسر ارشد صهیونیستی دو هفته قبل در بحرین مستقر شد. وزارت امور خارجه بحرین گفته است که این تصمیم به ترتیبات یک «ائتلاف بین‌المللی» مربوط است؛ ائتلافی متشکل از حدود ۳۴ کشور که می‌خواهند آزادی کشتیرانی در آب‌های بین‌المللی منطقه و حفاظت از تجارت بین‌المللی را حفظ و با دزدی دریایی و تروریسم در منطقه مقابله کنند! منامه جزئیات بیشتری درباره این ائتلاف بین‌المللی و وظایف محوله به افسر صهیونیستی ارائه نکرده است. آیا به واقع هدف، تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی موهوم است که اصلاً موجودیتی ندارد یا اینکه دلایل دیگری وجود دارد؟
سودای سرزمینی جدید!
رژیم‌صهیونیستی در سال ۱۹۱۷ طی بیانیه بالفور تلاش خود را در عرصه بین‌المللی برای تأسیس آغاز کرد. رژیمی که بر پایه جنبش صهیونیسم، تاکنون فراز و فرود‌های بسیاری را از سر گذرانیده است. جنبش صهیونیسم جهت تشکیل میهنی برای یهودیان شکل گرفت که آغازگر موج دوم مهاجرت بیش از ۴۰ هزار یهودی با ملیت‌های مختلف به خاورمیانه شد. جامعه‌ای که بر پایه مذهب بنیان نهاده شده است، ساکنان آن از ملیت‌های مختلفی دور هم جمع شده‌اند و سرانجام در سال ۱۹۴۸ با اشغال بخش بزرگی از فلسطین اعلام موجودیت کرد. حالا به نظر می‌رسد مشابه آنچه در گذشته رخ نموده است، به آرامی در منطقه خلیج فارس در حال تکرار است. تلاش تل‌آویو برای نزدیک کردن و گسترش روابط با دولت‌های عرب حوزه خلیج فارس به ویژه بحرین و امارات یک نقطه آغاز است.

حفاظت از آل‌خلیفه در برابر نابودی
با آغاز بهار عربی، بحرین نیز از سال ۲۰۱۱ شاهد انقلاب مردمی علیه رژیم آل‌خلیفه بود. مردم خواهان آزادی، برقراری عدالت و رفع تبعیض و روی کار آمدن نظامی منتخب در کشورشان شدند، اما در پاسخ، آل‌خلیفه با کمک سعودی‌ها اقدام به سرکوب شدید و ددمنشانه انقلابیون کرد. بسیاری زندانی، سلب تابعیت و اعدام شدند که البته این دست اقدامات خللی بر خواسته انقلابیون بحرینی وارد نکرد. حالا آل‌خلیفه دست به دامان تل‌آویو شده تا از این طریق به اهداف خود نائل شود. همه به خوبی کارنامه صهیونیست‌ها را در سرکوب حق‌طلبان و آزادیخواهان فلسطین برای بیش از ۷۰ سال دیده‌اند؛ چه کسی بهتر از آن‌ها برای از میان برداشتن مخالفان آل‌خلیفه؟!

پر کردن خلأ امریکا
یکی از مهم‌ترین اقدامات دولت بایدن به ویژه در برخورد با کشور‌های عرب حوزه خلیج فارس، کاهش حضور نظامی امریکاست. سامانه‌های موشکی پاتریوت از منطقه خارج و سپس اعلام شد در شرق آسیا مستقر شده است. برای قدرت نظامی که در سال ۲۰۲۰ با ۷۳۸ میلیارد دلار، چهار برابر چین (با ۳/۱۹۳ میلیارد دلار) و بیش از ۱۲ برابر روسیه (با ۶/۶۰ میلیارد دلار) در صدر بودجه نظامی جهان قرار دارد و۴۰ درصد کل هزینه‌های نظامی در سطح جهان را به خود اختصاص داده است، جمع‌آوری و جابه‌جایی هشت سامانه پاتریوت غیرمنطقی به نظر می‌رسد. همان گونه که ترامپ به خوبی توانست به بهانه امنیت از اعراب و به ویژه عربستان سعودی مبالغ هنگفتی کسب کند، اکنون نیز بایدن با چنین اقدامی سعی دارد همان راه را ادامه دهد. یا اعراب باید هزینه‌های بیشتری برای نصب سامانه‌های تدافعی-تهاجمی موشکی پرداخت کنند یا باید تسلیحات جدیدی از ایالات متحده بخرند تا جبران آن سامانه‌ها شود. البته امریکا انتخاب دیگری نیز پیش روی آن‌ها گذاشته است؛ اتحاد و دوستی با اسرائیل. این کار فرصت‌سازی برای نفوذ بیش از پیش تل‌آویو در کشور‌های عرب و به دنبال آن، مهار ایران طراحی شده است. عربستان، امارات و بحرین به صورت مستقیم و غیرمستقیم با تل‌آویو پیمان‌های دفاعی منعقد و سامانه‌های پدافندی در سرزمین‌های خود مستقر کردند. حدود چند ماه پیش بود که خبر نصب سامانه «گنبد آهنین» در یکی از کشور‌های عربی منتشر و بعداً معلوم شد این دولت، عربستان است. کمی بعد از آن، روزنامه اسرائیلی هاآرتص گزارش داد که امریکا به زودی سکو‌های دفاع موشکی «گنبد آهنین» اسرائیل را در تعدادی از پایگاه‌های خود در کشور‌های حاشیه خلیج فارس نصب می‌کند. به این ترتیب، امریکا تلاش می‌کند نقش بیشتری به تل‌آویو در کشور‌های منطقه دهد تا ضمن پر کردن خلأ قدرت خود در خلیج‌فارس، همچون پلی برای نفوذ صهیونیست‌ها عمل کند.

ایران‌هراسی و اتحاد پیرامونی علیه آن
از زمان تشکیل قهری رژیم صهیونیستی در خاورمیانه، تلاش تل‌آویو از یک سو برای دشمن‌سازی بیرونی جهت ایجاد وحدت داخلی و از سوی دیگر، عادی‌سازی روابط با همسایگان و دیگر کشور‌های منطقه جهت مشروعیت‌بخشی به خود بوده است. اسرائیلی‌ها با استفاده از ترفند‌های مختلف و حمایت بی‌دریغ ایالات متحده، روند دشمن‌سازی را پیش برده‌اند که نمونه آن را در دشمن‌سازی اعراب، حکومت بعث عراق و اکنون جمهوری اسلامی ایران می‌توان دید. تل‌آویو در ایجاد روابط نیز توانسته روابط سیاسی با برخی دولت‌های خاورمیانه برقرار کند. در سال ۱۹۷۹ با دولت مصر، ۱۹۹۴ با اردن و پیمان اسلو و در سال ۱۹۹۳ نیز با سازمان آزادی‌بخش فلسطین. البته اسرائیلی‌ها با وجود عقد چنین پیمان‌هایی تاکنون قادر نبوده‌اند آزادانه در مصر و اردن قدم بگذارند که خود بیانگر جدایی راه مردم از حاکمان در دنیای اسلام است.
چندی پیش بحرین و امارات متحده عربی با بهانه قرار دادن موضوع امنیت و خطری که از جانب ایران آن‌ها را تهدید می‌کند، دست دوستی به سوی اسرائیل دراز و با وساطت امریکا اقدام به عقد «پیمان ابراهیم» کردند. از آن به بعد تا کنون به ویژه میان امارات و رژیم صهیونیستی پیمان‌های نظامی مختلفی منعقد شده است. یک قرارداد برای طراحی شناور‌های بدون سرنشین ضد زیردریایی امضا شده است. پیمان‌های تجاری-اقتصادی دیگری هم مثل قرارداد شرکت اسرائیلی OurCrowd با گروه Al Naboodah در دوبی امضا شده است که قصد آن، تسهیل سرمایه‌گذاری است. در سفر دو هفته قبل «بنی گانتز»، وزیر دفاع رژیم صهیونیستی به منامه هم نخستین تفاهمنامه همکاری امنیتی با یک امیرنشین خلیج فارس امضا شد؛ سفری که رسانه‌های اسرائیلی آن را بسیار مهم دانستند و تکمیل‌کننده «دکترین پیرامونی» علیه ایران ذکر کردند.
بر اساس «دکترین پیرامونی»، اسرائیل باید پیرامون دشمنان خود که مهم‌ترین آن‌ها جمهوری اسلامی ایران است، متحدان و پایگاه‌هایی ایجاد کند. کشور‌های حاشیه خلیج فارس، جمهوری آذربایجان و ترکیه، در این دکترین مورد توجه هستند. نکته مهم در پیشبرد این دکترین، بهره‌گیری از توان و نفوذ اقتصادی و علمی و به دنبال آن ایجاد گره‌های نظامی- امنیتی در دولت‌های هدف است که بحرین و امارات از جمله آنهاست. تل‌آویو از یک سو با گسترش روابط خود با همسایگان شمال‌غربی و از آن مهم‌تر دولت‌های حاشیه خلیج فارس، سعی دارد ضمن عقب راندن سطح نفوذ و قدرت دفاعی ایران از شامات به حاشیه خلیج‌فارس و مرز‌های شمال‌غربی، بازار اقتصادی- تجاری این مناطق را به خصوص در فروش تسلیحات و تأمین انرژی مورد نیازش فراهم کند و از سوی دیگر، اعراب با نزدیک شدن به تل‌آویو ضمن به دست آوردن حمایت لابی صهیونیستی در خرید تسلیحات گسترده، قدرت پیرامونی خود یعنی جمهوری اسلامی ایران را به انزوا بکشانند.
در مجموع به نظر می‌رسد گسترش و تعمیق شتابان روابط میان رژیم صهیونیستی و دولت‌های خلیج فارس از جمله بحرین که از ضعیف‌ترین آنهاست، در لایه‌های راهبردی مختلفی تعریف شده است که مهم‌ترین آن‌ها را می‌توان در یافتن سرزمینی جدید با موقعیت ژئواستراتژیکی مطلوب برای لانه‌گزینی مجدد، سرکوب مخالفان و حفاظت از بقای آل‌خلیفه در بحرین، پر کردن خلأ قدرت ایالات متحده در خلیج فارس و در نهایت تکمیل اتحاد پیرامونی علیه جمهوری اسلامی ایران ذکر کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار