این روزها و همزمان با برگزاری جشنوار ه فیلم فجر یک فیلم سروصدای زیادی به راه انداخته؛ «بیرو»، فیلمی درباره زندگی علیرضا بیرانوند، دروازهبان و لژیونر تیم ملی فوتبال است. فیلمی که بنا بر اظهارنظر تمام کسانی که آن را دیدهاند نمایش زندگی این دروازهبان در آن و سختیها و مرارتهایی که او برای رسیدن به قله اوج کشیده، میتواند الگو، سرمشق و الهامدهنده به نسل نوجوان و جوان ایران باشد.
اما همزمان با این واکنشهای تحسینبرانگیز یک اتفاق تلخ رخ داد که باعث شد بسیاری چهره از نقاب بیرون بیاورند و با ادبیاتی بسیار سخیف و زشت چنان به دروازهبان تیم ملی بتازند که مایه تعجب و بهت همگان شده است. بیرانوندی که تا همین دیروز الگو بود برای نسل جوان، حالا از سوی باشگاه پرسپولیس تنها به دلیل طلب معوقاتش یک زیادهخواه و ناسپاس معرفی میشود!
ماجرا وقتی زشتتر میشود که حتی پیشکسوتان باشگاه پرسپولیس هم با ادبیاتی نامناسب و زشت دروازهبانی را که سالها برای این تیم زحمت کشیده مورد عتاب قرار میدهند و تمام سعیشان این میشود که هوادار پرسپولیس را مقابل بیرانوند قرار دهند.
فوتبال باشگاهی ایران سالهاست که به سبب سوءمدیریت حاکم بر آن با مشکلات عدیده مالی و شکایتهای متعدد داخلی و خارجی روبهروست، اما تاکنون سابقه نداشته که یک چهره موفق و زحمتکش در فوتبال به سبب مطالبه حق و حقوقش اینگونه تخریب شود. سؤالی که باید ابتدا از پیشکسوتان باشگاه پرسپولیس پرسید، این است که چطور به ذهنتان نرسیده تاکنون یک انتقاد از مدیریت باشگاه به سبب عدم انجام تعهدات داخلی و خارجی داشته باشید، اما به بیرانوند بیمحابا میتازید؟
سؤال دوم را باید از مسئولان باشگاه پرسید؛ وقتی که پای قرارداد را امضا میکردید یاد زمان پرداخت نبودید که حالا اینگونه بیانیه صادر میکنید و تمام موفقیتهای بیرانوند را منوط به حضور او در پرسپولیس عنوان میکنید!
کاش حداقل کمی دقت میکردید که اگر بیرانوند در نفت تهران نمیدرخشید و ملیپوش نمیشد سراغش نمیرفتید.
آنچه عنوان شد، نه دفاع از بیرانوند است و نه محاکمه پرسپولیس و پیشکسوتانش، فقط تقبیح حرکت و ادبیاتی زشت و سخیف است که برای فرار از پاسخگویی به یک خواسته و مطالبه درست بر سر زبانها افتاده و متأسفانه هوادار متعصب و چشمبسته تیم هم دنبال آن را میگیرد. ماجرایی که حالا هدفش معرفی بیرانوند به عنوان عامل اصلی شکست پرسپولیس در سوپرجام و عدم موفقیتهای احتمالی بعدی است. اینگونه میشود که هوادار با فراموش کردن تمام زحماتی که بیرانوند برای سرخها کشیده عنوان میکند: «امیدوارم تمام پولی را که میگیری، خرج دوا و درمان خودت و خانوادهات شود.»
جای تأسف است که این ادبیات در فوتبال ایران نهادینه شده و در تمام باشگاهها به انواع و اقسام مختلف دیده میشود. در فوتبال اروپا و بالاترین سطح حرفهای این رشته مشاهده میکنیم که وقتی بازیکنی از باشگاهی جدا میشود، چگونه با اشک و آه و تقدیر میرود، اما اینجا در فوتبالی که فقط شعار حرفهایگری سر میدهیم، به راحتی چشم روی تمام زحمات یک بازیکن که زندگی و تلاشش میتواند الگوساز باشد بسته و از او یکشبه یک خائن به تمام معنا ساخته میشود. این نیست مگر ثمره سوءمدیریت حاکم بر فوتبال که تبعات آن سالهای سال است که فوتبال ایران را درگیر خود کرده است. فوتبالی که بیرانوندش خائن میشود، ولی کنعانیزادگانهایش ...