در تاریخ انقلابهای جهان، دو مقطع وجود دارد که باعث آسیبپذیری و انحراف جریان اصیل انقلاب از حرکت اصولی خود میشود که بسیاری از تحلیلگران و نظریهپردازان انقلاب، بر این باورند که اگر هر انقلابی بتواند این دو مقطع را پشت سر بگذارد، برای چندین دهه از خطرات احتمالی مصون خواهد بود. یک مقطع در سالهای اولیه پیروزی انقلاب است که خلأ مدیریتی انقلابیون باعث میشود عناصر لیبرال آشنا با شیوههای اداره کشور تلاش مضاعف خود را مصروف کنند تا از انقلاب به ثمر نشسته حداکثر سوءاستفاده را کرده و با انحراف انقلاب از مسیر اصلی، مطلوب خویش را تعقیب کنند و اگر انقلابی بتواند سالهای چالشی دهه اول عمرش را پشت سر گذارد، طبیعتاً با تمرکز توان و کسب تجربهای که در دهههای اول و دوم کسب کرده است، قادر خواهد بود مسیر درست پیشرفت را برای آینده به سهولت طی نماید. مقطع دیگر دهه سوم و سالهای اولیه دهه چهارم انقلاب است که به دلیل ضعف در انتقال ارزشها به نسل نوظهوری که در پیروزی انقلاب نقشی نداشتهاند منجر به نفوذ جریان اپورتونیست (فرصتطلب) خواهد شد. در چنین شرایطی، فرصتطلبان از خلأ موجود در نسل جوان و پشیمانی انقلابیون گذشته استفاده کرده تا انقلاب را با چالش جدی مواجه کنند. در این مقطع، برخی از مفاهیم انقلاب به دلیل گرایش نسل انقلاب کرده به امور دنیوی و هوی و هوسهای گذرا و عدول از ارزشهای اصولی انقلاب، کمرنگ میگردد و تمام این اقدامات برای وارونه جلوه دادن حقایق انقلاب و تضعیف پایههای اعتقادی نسل فاقد خاطره از دوران انقلاب صورت میگیرد. آنچه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری آن هم با انتشار دروغ بزرگ تقلب توسط گروهی که از خط و راه انقلاب و امام (ره) فاصله گرفتهاند را باید در راستای همان تئوری رایج چالشهای دهه چهارم انقلاب دانست. چالشهایی که این بار توسط کسانی صورت میگرفت که روزگاری خویش را در دایره انقلاب اسلامی تعریف و وجه تمایز خود با گروههای دیگر را همین روحیه انقلابیگری و استکبارستیزی معرفی میکردند. با این تفاوت که این افراد آنچنان دچار توهم شده بودند که تصور میکردند با ورود به عرصه تقابل با نظام اسلامی و طرح شعارهای جدید، میتوانند در نهایت قاطبه مردم و بویژه نسل جوان را همراه خویش کرده و نسخه پیچیده تئوریسینهای غربی برای دهه چهارم انقلاب را پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران بپیچانند. بر همین اساس است که موسوی در آستانه 13 آبان بیانیه صادر میکند و با فراخوانی از عناصر مرتبط با خویش دعوت به عمل میآورد تا با آمدن به خیابانها، نشان دهند جنبش به اصطلاح سبز هنوز زنده است. کروبی در دیدار با طیفی از دفتر تحکیم وحدت بر همان شیپوری میدمد که موسوی، صانعی، منتظری و خاتمی در آستانه سالروز 13 آبان دمیدند. غافل از آنکه نه جوانان دهه چهارم انقلاب خمینی کبیر، آن جوانان انقلابهای مرسوم غرب در قرن 20 هستند و نه نظام سیاسی ایران فاقد پشتوانه مردمی میباشد که با مشتی عناصر متوهم، دچار بحران گردد. دیروز جوانان پرشور و انقلابی ایران فوج فوج به خیابانها آمدند تا ثابت کنند اگر در سال 58 و 59 گروهی از جنس آنها توانستند اراده سیاسی و نظامی آمریکا را در تسخیر لانه جاسوسی و صحرای طبس با اراده مستحکم و نفس مسیحایی حضرت امام(ره) دفن کنند، امروز گروهی دیگر از همان جنس و با انگیزهای انقلابیتر از گذشته و با تأسی به رهنمودهای رهبر خویش در همان مسیری گام مینهند که گذشتگان وفادار به انقلاب اسلامی گام مینهادند. دیروز دستاورد موسوی و کروبی از برخی تجمعهای کوچک در حاشیه مراسم 13 آبان، بروز برخی بداخلاقیها و هتاکی به اصل نظام و انقلاب بود. رفتارهایی که اگر موسوی و کروبی تأییدکننده آن باشند، در واقع عدول خویش از ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام را تأیید کردهاند، هرچند حضور كروبی در جمع این عناصر معدود هتاک و قانونگریز، نشاندهنده چنین تأییدی است. از سوی دیگر دیروز ایران اسلامی شاهد انبوهی از جوانان پرشور و انقلابی در آغازین سال دهه چهارم انقلاب بود که همچون جوانان انقلابی آغازین دهه اول انقلاب شعارهای انقلاب و ارزشهای به ودیعه نهاده امام راحل را با صلابت فریاد میزدند و همچون گذشته با شعار «مرگ بر آمریکا» این قدرت زیادهخواه را شیطان بزرگ معرفی میکردند. دیروز برای اولینبار در طول عمر 30 ساله انقلاب جمعیتی صدها هزار نفره برای بزرگداشت 13 آبان تجمع کردند و شعارهای اول انقلاب را بار دیگر تکرار کردند و این همان خیری است که عدو ناخواسته سبب ساز آن گردید.