کد خبر: 1075867
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۴۰۰ - ۰۹:۴۲
‌زنگ‌هاي هشدار با وقوع 2 حادثه هولناك در پايتخت که در یک مورد به دست یک بیمار دوقطبی رقم خورد به صدا درآمده است‌

وقوع دو حادثه جداگانه در مدت زماني كوتاه با موضوع نابرابري‌هاي اجتماعي زنگ‌هاي خطر را به صدا درآورده است. گسترش بيكاري، افزايش لجام گسيخته قيمت‌ها و شكاف طبقاتي در كنار زندگي اشرافي طبقه‌اي از جامعه سبب عيان شدن خشم پنهان در افراد آسيب پذير شده‌است. بي‌تفاوتي متوليان امر نسبت به وقوع اين حوادث و پيامدهاي ناشي از آن مي‌تواند به رويدادهاي دشوارتري منجر شود. اولين حادثه مربوط است به رفتار هولناك مردي ميانسال كه با پرتاب سنگ مرگ دو نفر را رقم زده و چند نفر را مجروح کرده و خسارت‌هاي مالي زيادي هم برجاي گذاشته است. دومين حادثه كه گزارش‌هاي آن را در روزهاي گذشته منتشر كرديم را مردي جوان با آتش زدن خودروهاي گرانقيمت در نقاط مختلف تهران رقم زد. مرد جوان اعتراف كرده به خاطر نابرابري اجتماعي دست به آتش‌افروزي سريالي خودروها زده است.
به گزارش «جوان»، تحقيقات پليس پايتخت براي بازداشت مرد سنگ‌پران از صبح روز 12‌آذرماه امسال به جريان افتاد. وقتي مأموران پليس با تماس رانندگان عبوري خود را به بزرگراه يادگار امام رساندند، مشخص شد مردي ديوانه‌وار به سمت خودروهاي عبوري سنگ‌پراني كرده و سپس از نظرها ناپديد شده است. يكي از خودروهاي آسيب‌ديده سواري پرايد بود كه ضربه سنگ به سر راننده برخورد كرده و مرگ وي را در دم رقم زده‌بود. همزمان با انتقال جسد مرد 48 ‌ساله به پزشكي قانوني تحقيقات پليس براي بازداشت متهم به جريان افتاد.
در حالي كه تحقيقات به سرپرستي قاضي ساسان غلامي، بازپرس شعبه‌سوم دادسراي جنايي تهران در اين باره جريان داشت يازدهم‌دي‌ماه حادثه‌اي مشابه در بزرگراه نواب به پليس گزارش شد. وقتي مأموران در محل حاضر شدند مشخص شد مردي با همان مشخصات بلوك‌هاي سيماني را كه شهرداري براي فعاليت‌هاي عمراني در محل دپو كرده بود به سمت خودروهاي عبوري پرتاب كرده و سپس از محل فرار كرده است. در جريان اين حادثه به چند خودرو خسارت وارد شده و چند راننده هم به شدت مجروح شده بودند. يكي از مجروحان حادثه خانم معلمي 46‌ساله بود كه سوار بر خودروي ساندرو در حال عبور بود كه دچار حادثه شده و به علت شدت جراحت در محل فوت شد. چند مجروح حادثه هم با كمك امدادگران به مركز درماني منتقل شدند.
با وقوع دومين حادثه و در حالي كه دو نفر جانشان را از دست داده و شش نفر زخمي و به هشت‌خودرو خسارت وارد شده بود، تحقيقات پليس ادامه پيدا كرد و 50‌تيم گشت محسوس و نامحسوس از پليس پيشگيري و پليس‌آگاهي با بررسي دوربين‌هاي مداربسته و تحقيق از شاهدان حادثه تلاش براي بازداشت متهم را در دستور كار خود قرار دادند. در حالي كه تحقيقات جريان داشت چند حادثه مشابه در بزرگراه‌هاي اشرفي‌اصفهاني و شيخ فضل‌الله‌نوري هم به پليس گزارش شد، اما متهم قبل از حضور پليس موفق به فرار شده‌بود تا اين كه ساعت هفت صبح روز پنج‌شنبه 23‌دي‌ماه متهم به بزرگراه نواب بازگشت. وقتي مأموران كلانتري ابوسعيد در محل حاضر شدند مشخص شد كه متهم به سمت دو خودروي سمند و پژو سنگ‌پراني كرده و از محل گريخته است كه مأموران در جريان تحقيقات ميداني موفق شدند متهم را بازداشت كنند. متهم 45‌ساله كه عليرضا نام دارد در اولين بازجويي‌ها به سنگ‌پراني اعتراف كرد و گفت به خاطر اين كه جامعه حقش را خورده تصميم به اين كار گرفته است. تحقيقات از متهم به اتهام دو فقره قتل عمد، تخريب عمدي و ايجاد جراحت در اداره‌دهم پليس‌آگاهي تهران جريان دارد. به دستور قاضي ساسان غلامي، بازپرس ويژه قتل متهم براي بررسي سلامت رواني به پزشكي قانوني معرفي شد.

گفت‌وگو با متهم

عليرضا شغلت چيست؟
بيكارم.
ازدواج كرده‌اي.
نه، مجردم.
چرا ازدواج نكردي؟
امكانش را نداشتم. كسي در زندگي‌ام نبود. هميشه تنها بودم و همين تنهايي به مغزم فشار مي‌آورد. شايد يكي از علت‌هايي كه اين كار را كردم همين تنهايي بودم. تأكيد مي‌كنم كه يكي از علت‌ها شايد همين باشد.
با خانواده‌ات زندگي مي‌كني؟
نه، در محله كارون خانه مجردي دارم. مادرم چند سال قبل فوت شد و پدرم دوباره ازدواج كرد.
چند خواهر و برادر داري؟
يك خواهر و يك برادر كه هر دو من را اذيت مي‌كردند.
از تو بزرگترند؟
نه، من فرزند بزرگ خانواده‌ام، اما من را اذيت مي‌كردند. خواهرم مي‌گفت كه برادرم را به جانم مي‌اندازد. به هر حال هر دو اذيتم مي‌كردند. خواهرم طلاهايش را پنهان مي‌كرد و به دروغ به پدرم مي‌گفت كه من آنها را دزديده‌ام. برادرم هم با دوستان ناباب رفت و آمد مي‌كرد و من را كتك مي‌زد.
آنها هم مجردند؟
نه، هر دو متأهل هستند.
اگر بيكاري اجاره خانه را چطور مي‌دهي؟
اجاره را پدرم مي‌دهد.
شغل پدرت چيست؟
كارمند است.
قبلاً چه كار مي‌كردي؟
در يك دفتر چاپ كار مي‌كردم.
چطور بيكار شدي؟
پدرم با كارفرمايم شراكت داشت. كارفرمايم سر پدرم را كلاه گذاشت و فرار كرد كه من هم بيكار شدم.
چرا به سمت خودروها سنگ مي‌انداختي؟
جامعه حقم را خورده براي همين مي‌خواستم انتقام بگيرم. آنها خودرو و پول داشتند، اما من چيزي نداشتم. گاهي مردم من را مسخره مي‌كردند و نمي‌توانستم از حق خودم دفاع كنم براي همين مي‌خواستم انتقام بگيرم.
مي‌دانستي كه اين كارت منجر به مرگ دو نفر شده و چند نفر هم زخمي شده‌اند؟
نه، خبر نداشتم.
مي‌داني به چند خودرو آسيب زده‌اي؟
فكر مي كنم كه به 20‌خودرو سنگ زده باشم.
چه زماني اين كار را مي‌كردي؟
بيشتر ساعت 5 صبح.
چرا اين ساعت را انتخاب كردي؟
مي‌دانستم در شلوغي روز گرفتار مي‌شوم.
آيا از بيماري رنج مي‌بري؟
بيماري دو قطبي دارم و از ناراحتي رواني هم رنج مي‌برم.
از چه زمان متوجه بيماري شدي؟
از 20‌سال قبل مبتلا شدم و حتي براي مدتي در يك مركز درماني هم بستري بودم.
الان چه خواسته‌اي داري؟
مي‌خواستم خواهش كنم كه من را بازداشتگاه نبرند. من را نه زندان ببرند و نه بازداشتگاه. جداً از شما خواهش مي‌كنم كه من را آزاد كنند.
چرا نمي‌خواهي به بازداشت بروي؟
مي‌ترسم. آنجا احساس غربت مي‌كنم و از ترس سكته مي‌كنم. نمي دانم چطور برايتان توضيح دهم.
مگر تجربه زندان داري؟
نه، تا حالا بازداشت نشده بودم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار