
روزهای اول راهاندازیاش همه با خود فکر میکردند که دیگر برای رفت و آمد هیچ مشکلی نخواهند داشت و با آسودگی خاطر طی مسیر میکنند.شاید فکر میکردند دیگر نه از دود خبری است نه از جنگ اعصاب و نه از بوقهای ممتد. به هر حال سال 1377 مترو تهران کار خود را آغاز کرد و شهروندان پا به کابینهای مترو گذاشتند.بعد از گذشت چند سال مترو به عنوان یک وسیله عمومی مقبول که میتواند مسافران را با سرعت جابهجا کند در بین افکار عمومی جای خود را باز کرد ولی این بستر چندان تاب تحمل فشار جابهجایی جمعیت یک میلیون و پانصد هزار نفری را نیاورد و کمکم زهوارش در رفت تا مردم کمکم معنی ترافیک و جنگ اعصاب را با شنیدن صدای راهبر واگن که میگوید، «مسافران گرامی به علت نقص فنی حرکت با تأخیر صورت میگیرد»، «مسافران گرامی به علت ترافیک خط حرکت با تأخیر صورت میگیرد»، تجربه کنند.ماهیت وجودی مترو در هر شهر کم کردن بار ترافیک و به عبارتی برداشتن باری از دوش شهر است. مترو در صورت کارایی و درست عمل کردن میتواند کار هزاران خودرو و اتوبوس را بکند، اما در صورت درست عمل کردن؛ که این روزها نه تنها درست عمل نمیکند بلکه تجمع عظیم مسافران در پشت خطهای قرمز به نحو سرسامآوری درآمده و صدای مردم را به عرش رسانده است.از پشت خطهای قرمز ایستگاههای مترو نیز که بگذریم خواهیم دید که بسیاری از مسافران دیگر علاقهای به جابهجایی با این وسیله از خود نشان نمیدهند؛ چرا که این وسیله نتوانسته خواستههای آنها را به عنوان یک شهروند برآورده سازد.حال باید دید مترویی که با صرف هزینههای گزاف کف تهران را به خود اختصاص داده چرا به اینگونه عمل میکند و در این راه از چه کم و کاستهایی رنج میبرد که این مسأله مستقیماً به مسؤولان شهری مرتبط میشود تا به دنبال ریشههای عدم کارکرد صحیح مترو باشند.تا شاید از این طریق از ایجاد شوک ترافیکی در سطح شهر که ناشی از استفاده از وسایل شخصی، تاکسیها و شبکه حمل و نقل عمومی است جلوگیری شود. شوکی که قرار است از ابتدای آذر توسط اجرای طرح تغییر ساعت کار ادارات در گلو خفه شود و شهر نفسی راحت بکشد.