لزوم توجه به مسائل اخلاقی و خط قرمزهای موجود در این خصوص هیچ حد و مرزی ندارد. در ورزش هم این موضوع اثبات شده و دارای اهمیت فوقتصوری است، چنانچه دیده و شنیده شده که در حرفهایترین سطح ورزش جهان با بیاخلاقی و تخطی از اخلاقیات به سختترین شکل ممکن برخورد میشود و تفاوتی هم نمیکند که چه کسی یا چه نهادی مرتکب این تخلف شده باشد و حتی مهم هم نیست که این برخورد چه عواقبی ممکن است داشته باشد.
در این خصوص میتوان نمونههای زیادی را مثال زد، اما شاید نمونه بارز این اتفاق برخورد سفت و سخت فوتبال فرانسه با کریم بنزما، ستاره گلزن این تیم در جریان افشای رسوایی اخلاقی این بازیکن بود که منجر به محرومیت چند ساله او از حضور در تیم ملی شد. حتماً خاطر هواداران فوتبال هست که اتفاقاً در آن برهه، تیم ملی فرانسه تا چه میزان در خط حمله خود به گلزنی مانند بنزما احتیاج داشت، اما دیدیه دشان، سرمربی فرانسه به راحتی روی نام این بازیکن خط قرمز کشید تا درس عبرتی باشد برای بقیه بازیکنان، بهویژه نسل جوانی که بدون تردید حرکات و رفتار ستارهای، چون بنزما را الگوبرداری میکنند.
حالا، اما در خصوص ماجرای تیم ملی فوتبال ایران و اتفاق زشتی که رسانهای شده گویا قرار بر این است که مثل همیشه با مماشات برخورد و بهگونهای رفتار شود که آبها از آسیاب بیفتد و بعد هم طوری وانمود کنند که گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است و همه چیز گل و بلبل است. اتفاق زشتی به نام یک ملیپوش، به نام تیم ملی و در اردوی تیم ملی رخ داده، اما واکنش فدراسیون و بزرگان تیم ملی یا سکوت است یا لاپوشانی این موضوع. جالب اینکه برخی پیشکسوتان هم با نگاهی ترحمبرانگیز از عدم برخورد محکم صحبت میکنند و میگویند نباید گناهکار را تخریب کرد و توجیهات دیگری از این دست بیان میکنند.
شاید بتوان حالا با اطمینان بیشتر به این حقیقت اشاره کرد که اگر از ابتدا در فوتبال برخوردی قاطع با متخلفان و بیاخلاقیها صورت میگرفت، امروز کار به اینجا نمیرسید که بازیکن تیم ملی به خود اجازه بدهد با سوءاستفاده از شرایط اردوی تیم هر عمل نامربوطی را انجام دهد و بعد هم از عالم و آدم طلبکار باشد. این اتفاق در حالی رخ داده که سالهاست فوتبال ایران از داشتن مدیرانی که دغدغه اخلاقیات و رفتار مناسب را دارند بیبهره بوده و امروز هم که خوب نگاه کنیم دور تا دور فدراسیون فوتبال و تیم ملی را عدهای معلومالحال با عناوین مختلف «خوبان عالم»، «جادوگر» و ... گرفتهاند.
درست گفتهاند که «از کوزه همان برون تراود که در اوست». از فوتبالی با چنین مدیریت و چنین افرادی نباید هم جز این توقع داشت، اما وقتی که پای آبروی ایران و ایرانی در میان باشد جای هیچ تعارفی باقی نمیماند و حتی اگر بنا باشد با حذف یک بیاخلاق، تیم ملی به لحاظ فنی با مشکل روبهرو شود ما حاضریم که این مشکل را به جان بخریم، ولی شاهد این نباشیم که چنین افرادی به اسم ورزشکار پیراهن مقدس تیم ملی ایران را به تن کنند و بخواهند برای ایران مثلاً موفقیت به دست آورند.
این روزها گویا سکوت، رویه فدراسیون فوتبال برای فرار از پاسخگویی شده، اما در این مورد بهخصوص هیچ جای توجیه و سکوتی وجود ندارد و هیچ علاقهمند به فوتبالی نمیتواند بپذیرد که تیم ملی جایگاه افرادی باشد که تشت رسوایی اخلاقیشان از بام به زمین افتاده است. وظیفه اصلی فدراسیون فوتبال ابتدا صیانت از حرمت نام ایران و تیم ملی فوتبال ایران است و پس از آن نیز کسب موفقیت و پیروزی در میادین بینالمللی. وظیفهای که ظاهراً عزیزیخادم به عنوان رئیس فدراسیون و دیگر مدیران فعلی فوتبال از جمله مربیان و سرپرست تیم ملی به افرادی بیرون از تیم که با عوالم بالاتر در ارتباط هستند سپردهاند تا نتیجهاش این شود که بازیکن جرئت چنین اقدام زشتی را به خود بدهد. هرچند به جد بر این باوریم که این بازیکن در ماجرای اتفاق افتاده تنها نبوده است.