یک روز پس از این که حادثه تصادف زنجیرهای در جاده خرمشهر به اهواز منجر به از دست رفتن جان ۱۰ سرنشین مینیبوس شد، این بار واژگونی یک دستگاه مینیبوس در جاده مینودشت به گنبد در استان گلستان مرگ سه مسافر را رقم زد و ۲۳نفر را هم مجروح و راهی بیمارستان کرد. هر چند درباره نامناسببودن جادهها و خودروهای تولیدداخل، فرسودگی حمل و نقل جادهای و ضعف نظارت و کنترل مدام هشدار داده میشود، اما بروز مدام این سوانح حکایت از بیتوجهی به هشدارها دارد.
ساعت دو بامداد روز گذشته مأموران پلیس و امدادگران از حادثه رانندگی در جاده مینودشت به گنبدکاووس حوالی روستای اسلامآباد با خبر و در محل حاضر شدند.
بررسیها نشان داد که خودروی مینیبوس بعد از انحراف از مسیر واژگون شده است. در اولین بررسیها مشخص شد که سه نفر از مسافران به علت شدت جراحت فوت شده و ۲۳نفر هم مجروح شدهاند که به بیمارستانهای خاتمالانبیا (ص) و شهید مطهری گنبدکاووس و بیمارستان فاطمه الزهرا (س) مینودشت منتقل شدند. در بررسیهای بعد مشخص شد مینیبوس حامل زنان و کودکان زائر بود که در مسیر بازگشت از مشهد دچار حادثه شد. پلیس علت حادثه را بیتوجهی راننده به جلو ناشی از خستگی و خوابآلودگی اعلام کرده است.
راننده باید ساعت۲۱ شامگاه شنبه مشهد را به سمت گنبد ترک کرده و ۴ ساعت و ۵۵دقیقه بعد یعنی ساعت ۲ بامداد بعد از طی کردن ۴۷۲کیلومتر پشت فرمان خوابش برده و حادثه رقم خوردهاست. خستگی و خوابآلودگی عمدتاً بعد از طی کردن مسافت طولانی اتفاق میافتد و رانندگان بدون توقف و استراحت به مسیر خود ادامه میدهند تا این که با سنگینشدن پلکهایشان حادثهای هولناک رقم میخورد. بیتوجهی به استفاده از راننده کمکی به خصوص در خودروهای جمعی و عدم نظارت پلیس بر این موضوع هم از دلایل دیگر بروز این سوانح است.
عادی شدن مرگ
دکتر سعید معیدفر، جامعهشناس درباره پیامد اجتماعی از دست رفتن جانها در جریان سوانح رانندگی به ایسنا گفت: در جامعهای که مرگ یکامر عادی تلقی میشود، در این جامعه معمولاً آدمها به حیات خود خیلی توجه نمیکنند. زمانی که هر روز بدانیم روزانه ۵٠٠ نفر آدم بر اثر کرونا میمیرند، یعنی برای این جامعه مرگ امری عادی است، وقتی ملاحظه میکنیم که افرادی در درگیریهای خشونتی تلف میشوند در این مناطق مرگ امری عادی است.
وی ادامه داد: گاهی در یک کشور توسعه یافته یکنفر فوت میکند و جامعه برای او ارزش بسیاری قائل است و پشت یک نفر ایستاده است، هر روز آمار مرگ و میر را میشنویم.
مرگ به عنوان انتهای زندگی اجتناب ناپذیر است، مرگ در اثر خشونتهای اجتماعی، خانوادگی، کرونا و تصادفات رانندگی باعث میشود که ذهنیت ما نسبت به مرگ تغییر کند. معیدفر گفت: در واقع خطر را یک امر اجتماعی مهم در نظر نمیگیریم، بلکه عملاً در میان برخی دستگاهها آن را به عنوان مشکلی که مال دیگریست حساب میکنیم، این متأسفانه یک مشکل دیگری است که وجود دارد و جامعه به جای اینکه همدلی داشته باشد همه، فقط روی مسئولیت دیگری تأکید میکند.
معیدفر افزود: نکته دیگر نیز تفکر فنی مهندسی در راه، خودروسازی و سایر امور مرتبط با حمل و نقل است. ببینید فرض ما بر این است که هر چه جاده آسفالت بیشتری بسازیم بهتر است، اما متوجه نیستیم که راه اگر به عنوان یک امر اجتماعی مدنظر قرار نگیرد همان میشود قتلگاه، زمانی که یک راه روستایی خاکی است میزان تلفات آن کمتر از این است که آسفالت شود، یعنی ما یک راه پرپیچ و خم را آسفالت میکنیم، راهی که قبلاً با سرعت کمتری در آن تردد میشد حالا با سرعت بالایی در آن تردد میکنند و همین موضوع تلفات را افزایش میدهد.
معیدفر افزود: تفکر مهندسی فقط به موضوع فنی نگاه میکند و بعد اجتماعی را نمیبیند، خودرو ساز هم همینطور است و باید جنبه انسانی و اجتماعی را ملاحظه کند. جنبههای فنی و مهندسی هر چقدر هم کارآمد باشد در صورتی که فاقد جنبه اجتماعی باشد، خود خطرساز است.
وی گفت: پلیس هم میتواند علاوه بر جریمه، رانندگان خوب را هم تشویق کند. بیمه هم یکی از عوامل است که میتواند برای پیشگیری و آموزش تلاش کند، اما متأسفانه حاضر نشدند در این زمینه خرج کنند و در واقع احساس مسئولیت اجتماعی ندارند. این جامعهشناس اظهار کرد: پس نتیجه میگیریم که پشت تمام اقدامات عامل اجتماعی است و اگر یک انسان خود را عضوی از یک جامعه احساس کند مسئولیت خود را نیز به درستی انجام میدهد.