هر چه از روزهای آغازین دور هفتم مذاکرات ایران با ۱+۴ برای رفع تحریمهای ظالمانه علیه مردم ایران میگذرد، بیشتر روشن میشود که هدف غربیها از این نشستها حل مسئله هستهای ایران و رفع تحریمها نیست، چراکه اگر مسئله اصلی برای آنها، موضوع هستهای ایران و نگرانیشان از پیشرفتهای ما در این عرصه بود، به طور طبیعی ارائه چهار سند پیشنویس از سوی ایران برای حل مشکلات فیمابین باید آنها را متقاعد میکرد که ایران در دوران دولت جدید برای حل مسئله به میدان آمده و بنا دارد ضمن رفع همه تحریمها و احقاق حقوق غصب شده مردم ایران در جریان سالها تحریم فلجکننده و تحمیل تهدیدات و چالشهای نظامی و امنیتی، نگرانیهای مورد ادعای غرب نسبت به احتمال رسیدن ایران به آستانه هستهای را مرتفع و فرصت تداوم بحرانسازی در منطقه را نیز از آنها بگیرد.
اما دیدگاهها و مواضعی که در روزهای اخیر از سوی غربیها و صهیونیستها مطرح شده است و به تناسب آن رسانهها و شبکههای اجتماعی مرتبط با آنها و متأسفانه سرپلها و عوامل داخلی آنها را بازتاب و پرورش میدهند، نشان میدهد آنها در این مذاکرات حتی اگر برخی از تحریمهای ایران را نیز لغو کنند، همان سناریوی چهار دهه گذشته علیه مردم ایران، یعنی استحاله و در نهایت نابودی نظام اسلامی را پی میگیرند و به طور مشخص در این مذاکرات، مهار و ناکارآمدسازی دولت جدید ایران را دنبال میکنند، دولتی که با اقدامات خود در چند ماه اخیر نشان داد قادر است چالشها و آسیبهای ناشی از تسلط بیش از ۳۰ سال حامیان تفکر لیبرالیستی و غربگرایی را در ایران جبران و ریل حرکت و مدیریت کشور را به کانال اصلی خود که همانا زمینهسازی برای تشکیل جامعه اسلامی و تحقق تمدن نوین اسلامی در ایران عزیز است، برگرداند.
نشانههای این مدعی را در چند نکته میتوان مورد تأکید قرار داد:
اول: روند مذاکرات در هفتههای اخیر نشاندهنده این است که اروپاییها از خود ارادهای ندارند و به رغم اختلافنظرهای درونی با تعلل و اخلال در روند مذاکرات و طرح مطالبات فرابرجامی و خدشه بدون منطق به اسناد ارائهشده از سوی ایران، با رسانههای خود و به طور مشترک با امریکاییها جنگ روانی گستردهای را علیه مردم ایران سازمان دادهاند که به ابعاد آن اشاره خواهد شد. آخرین اقدام آنها صدور بیانیه طلبکارانه تروئیکای اروپایی علیه ایران در هفته گذشته است. سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان که با کوتاهی در اجرای تعهدات برجامی خود به ویژه پس از خروج امریکا از این توافق باعث بروز وضعیت کنونی شدهاند، در ابتدای این بیانیه بدون اشاره به خروج ترامپ از برجام و تعلل آنها در انجام تعهداتشان در مورد این توافق مدعی شدهاند از دو سال قبل تاکنون ایران در حال اتخاذ گامهای بیسابقه بوده است و اخیراً سرعت نقض حساسترین بندهای برجام را افزایش داده و سپس نتیجه میگیرند که این اقدامات هستهای تنشزاست و صلح و امنیت بینالمللی و نظام منع اشاعه را تضعیف میکند. تروئیکای اروپایی در بخش دیگری از این بیانیه بار دیگر در تلاش برای مقصر جلوه دادن ایران در طولانی شدن مذاکرات احیای برجام به دروغ ادعا کردند: «فرانسه، آلمان و بریتانیا همچنان به اجرای کامل برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ متعهدند. ما به طور خستگیناپذیر و با حسننیت در حال همکاری با شرکایمان در وین هستیم تا به یک توافق برسیم و برجام را نجات دهیم»!
دوم: امریکاییها هم که با خروج ترامپ از برجام عملاً متهم اصلی شرایط کنونی در افکار جهانیان هستند، به لحاظ اختلافات درون حزب دموکرات در نحوه مواجهه با موضوع هستهای و مخالفتنمایی جمهوریخواهان و کارشکنیهای کنگره برای دولت ضعیف کنونی امریکا، شرایطی بدتر از اروپاییها دارند و تلاش میکنند در قالب همان «بازی مذاکراتی» ضعفهای خود را از طریق دادن ضربالاجل یا فرافکنی و طرح مطالبات فرابرجامی جبران کنند. نمونه روشن آن طلب هفته گذشته نشریه واشنگتن فریبیکن است که به معنی تلاش برای بازگرداندن سلطه و اشراف امریکا بر ایران است. این نشریه به نقل از سناتورهای امریکایی در گزارشی نوشت که کنگره امریکا قصد دارد در اقدامی مداخلهجویانه به متن نهایی لایحه «قانون مجوز دفاع ملی» مادهای را بگنجاند که از دولت جو بایدن میخواهد بر چگونگی استفاده ایران از عواید حاصل از رفع تحریمها به طور دقیق نظارت کند و درباره آن توضیح دهد. سناتور راگر مارشال به عنوان حامی اصلی این اقدام کنگره در گفتگو با فریبیکن مدعی شد: ما نگرانیم که اگر مذاکرات دولت بایدن با ایران به رفع تحریمهای این کشور منجر شود، ایران عواید آن را چگونه صرف خواهد کرد. بنابراین گزارش، قانون مجوز دفاع ملی (NDAA) شامل شروط دیگری نیز است که منجر به افزایش فشار بر ایران در شرایطی میشود که دولت بایدن در حال دنبال کردن دیپلماسی با تهران است. به نوشته فریبیکن، این پیشنهاد توسط کمیته مطالعاتی حزب جمهوریخواه امریکا مطرح شده و از حمایت هر دو حزب در سنا برخوردار است. این نخستین بار است که دولت امریکا با چنین الزامی مواجه میشود.
سوم: نقطه ثقل بازی غرب در این دور جدید مذاکرات تمرکز بر جنگ روانی جهت برهم زدن نظام محاسباتی مسئولان ایران و مدیریت افکار عمومی برای چالشسازیهای اجتماعی و بحرانسازی داخلی برای اهداف مورد اشاره است. محورهای اصلی جنگ روانی رسانههای بیگانه و سرپلهای داخلی آنها در این عرصه به شرح زیر است:
۱- فشار بر تیم مذاکرهکننده برای پذیرش بیقیدوشرط نتیجه مذاکرات قبلی وین
۲- تخطئه شروط ایران و غیرقابل اجرا دانستن آنها که در قالب اسناد چهارگانه ارائه شده است
۳- القای فرصتسوزی و از دست دادن زمان توسط تیم مذاکرهکننده هستهای ایران
۴- بازی در پازل برجامپلاس با هدف برجامیزه کردن اقتدار دفاعی و توان موشکی و نفوذ منطقهای ایران
۵- القای دوگانه دروغین «توافق- جنگ» همگام با تهدیدهای اخیر رژیم صهیونیستی و با هدف هراسافکنی در افکار عمومی
۶- تداوم شرطیسازی اقتصاد کشور به مذاکرات به خصوص با ضریب دادن به نوسانات بازار ارز و با هدف شکست تلاشهای اقتصادی دولت سیزدهم
۷- کوبیدن بر طبل مذاکره مستقیم با امریکا و اینکه تنها راهحل مشکلات، مذاکره مستقیم با امریکاست
چهارم: به رغم همه برنامهریزی دشمنان، برنده این معرکه مردم و مسئولان ایران هستند، برنامه روشن تیم مذاکرهکننده مبتنی بر منافع امنیت ملی، به رغم برخی انتقاداتی که ممکن است نسبت به نحوه اطلاعرسانی یا عدمبهرهگیری از ظرفیت کامل نخبگی و کارشناسی کشور بر آن وارد باشد، نشانگر ترمیم سرمایههای از دست رفته است. تلاش صادقانه مسئولان دولت برای حل مشکلات مردم، دستاوردهای دولت سیزدهم در عرصه مقابله با کرونا، کاهش دعواهای سیاسی فرساینده افکار عمومی، تقویت همگرایی در کشور برای حل مسائل کلیدی نظام، روحیه مردمی و سادهزیستی مسئولان نظام در دوره جدید، عزم جدی مسئولان به ویژه در قوه قضائیه در مقابله و ریشهکردن فساد، اقدامات میدانی برای تقویت دیپلماسی منطقهای و تعامل بهتر با همسایگان، بازگرداندن بخشی از داراییهای کشور بدون دادن امتیاز به دشمنان، انسجام میان دیپلماسی و میدان و دستاوردهای دفاعی و پیروزیهای مقاومت در منطقه از جمله اقداماتی است که در همین مدت محدود، در افزایش اعتماد و امید مردم نقشی اساسی داشته است. ایجاد اجماع ملی و حمایت از تلاشهای تیم مذاکرهکننده هستهای، ضمن خنثیسازی بازی مذاکراتی دشمنان، تسهیلکننده خروج کشور از این دام است که باعث شرطیسازی کشور به سیاستهای بیگانگان در سالهای اخیر شده است.