سفر جیک سالیوان به عربستان سعودی نه تنها اولین سفر مشاور امنیت ملی امریکا به این کشور و خاورمیانه بود بلکه او بالاترین مقام امریکا در دولت جو بایدن بود که به ریاض میرفت سفر جیک سالیوان به عربستان سعودی نه تنها اولین سفر مشاور امنیت ملی امریکا به این کشور و خاورمیانه بود بلکه او بالاترین مقام امریکا در دولت جو بایدن بود که به ریاض میرفت. سفر یک ماه قبل لوید آستین وزیر دفاع امریکا به عربستان در آخرین دقایق لغو شد. هرچند که پنتاگون در آن موقع اعلام کرد که علت لغو «مشکل در جدول زمانی سفر» است، اما بعد معلوم شد که خودداری آستین برای دیدار با ولیعهد عربستان محمد بن سلمان علت اصلی بوده و لغو سفر نیز از سوی سعودیها بوده تا پنتاگون. حالا سفر سالیوان میتواند به این معنا باشد که واشنگتن در خصوص شخص ولیعهد عربستان سعودی تغییر نظر داده و با فرستادن یک مقام ارشد دولتی این پیام را به او میرساند که دیدگاهش را نسبت به او تغییر داده است. هرچند که دستور کار سالیوان گفتگو در مورد جنگ یمن بود، اما نشان داد که جو بایدن رویه خود را نسبت به بن سلمان تغییر داده و حالا به دنبال تعامل با اوست تا نادیده گرفتنش.
شعارهای انتخاباتی
دیوید هرست، سردبیر پایگاه خبری-تحلیلی میدل ایستآی، اواخر نوامبر ۲۰۲۰ شرایط عربستان سعودی را بعد از پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست جمهوری مورد ارزیابی قرار داد و نوشت: «محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، به دلیل پیروزی جو بایدن رئیسجمهور منتخب امریکا در انتخابات ایالات متحده مضطرب شده و روزهای پر دردسری را میگذراند.» این ارزیابی او بر محور سه شعاری بود که بایدن در جریان کارزار انتخاباتی خود مطرح میکرد: ۱) فروش اسلحه به ریاض، ۲) وضعیت حقوق بشر عربستان، ۳) پرونده قتل جمال خاشقچی.
وعده انتخاباتی بایدن برای رسیدگی به این سه محور مشترک جناح دموکرات در خصوص عربستان بود چنان که دموکراتها دست کم دو بار در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ تلاش کردند تا مانع فروش تسلیحات به عربستان بشوند، اما ترامپ اجازه این کار را به آنها نداد و در خصوص قتل خاشقچی نیز تمام تلاش خود را کرد تا بن سلمان را از هر گونه اتهام مبرا کند. بنابراین، پیروزی بایدن با آن شعارهای واضح و صریح، به خودی خود باعث اضطراب ولیعهد عربستان شده بود تا جایی که گفته میشود او دست به دامان بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر وقت اسرائیل، شده بود و دیدار مخفیانهای با یوسی کوهن، رئیس وقت موساد، در شهر نئوم عربستان داشت هرچند که فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان، بعد این دیدار را تکذیب کرد. در هر صورت، پیروزی بایدن در انتخابات ریاست جمهوری و روزهای بعد ورودش به کاخ سفید دورهای سخت برای بن سلمان بود تا جایی که برخی گزارشها حاکی از این بود که بایدن به فکر کنار زدن او از قدرت و آوردن محمد بن نایف به جای او است که قبل از وی ولیعهد عربستان بود، اما بن سلمان توانسته بود با استفاده از قدرت پدرش ملک سلمان بن عبدالعزیز او را از قدرت خلع کند.
وقت عمل
رسیدگی به پرونده قتل جمال خاشقچی یکی از وعدههای اصلی جو بایدن در جریان کارزار انتخاباتی بود. به نظر میرسد دموکراتها و به خصوص جناح جوان پیشرو این حزب از مدتها قبل بن سلمان را عامل اصلی این قتل میدانستند و به نوعی به دنبال مجازات او بودند و وقتی که قرار شد گزارش محرمانه سرویسهای اطلاعاتی امریکا در مورد این پرونده قرائت شود، همه منتظر تعیین دو نکته بودند: نخست، روشن شدن نقش بن سلمان در این پرونده و دوم، نحوه برخورد دولت بایدن با او. آن گزارش در مورد نکته اول موضع صریح و روشنی داشت و دستگاههای اطلاعاتی امریکا در آن گزارش اعلام کرده بودند: «ما چنین ارزیابی میکنیم که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی نقشه عملیاتی برای دستگیری یا کشتن جمال خاشقچی روزنامهنگار سعودی در استانبول ترکیه را تأیید کرده است.» به این ترتیب، امریکا برای نخستین بار به صورت رسمی مسئولیت قتل خاشقچی را متوجه بن سلمان کرد، اما اقدام دولت بایدن در مورد نکته دوم نه تنها پاسخی به انتظارات نبود بلکه حتی متناسب با این گزارش نیز نبود. هرچند که بایدن در جریان کارزار انتخاباتی وعده برخورد با عاملان اصلی این جنایت را داده بود، اما بن سلمان را از مجازات معاف کرد و دهها مسئول و شخصیت سیاسی دیگر سعودی را به اتهام دخالت در این پرونده در فهرست تحریمها و مجازاتهای خود قرار داد. ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه امریکا، یک روز بعد از انتشار آن گزارش و در جریان یک کنفرانس خبری گفت: «ما درصدد هستیم تا روابط با عربستان سعودی را ترمیم کنیم و در جایگاه صحیح و مناسبی قرار دهیم.» او از نقش قابل توجه عربستان در جهان عرب گفت و این که امریکا به دنبال بازنگری در روابط خود با عربستان است، اما تأکید کرد که این بازنگری «به معنای گسست روابط نیست.» در واقع، سخنان پرایس این معنا را داشت که برخلاف تصورات قبلی، دولت بایدن به دنبال انجام اقدام خاصی در مورد بن سلمان نیست و نمیخواهند با کنار گذاشتن او منافع امریکا را در قبال عربستان از دست بدهند.
بن سلمان پرسود
آسوشیتدپرس برخورد امریکا با پرونده خاشقچی و مسئولیت بن سلمان در آن را به این نحو بیان میکند: «مقامات دولت جدید امریکا در نهایت به این نتیجه رسیدند که منافع ایالات متحده بسیار مهمتر از قمار روی شاهزاده جوانی است که ممکن است برای دههها سکان هدایت عربستان را در دست داشته باشد.» آسوشیتدپرس این نوع برخورد را با عنوان «کالیبره کردن» روابط با عربستان توصیف کرد که دقیقاً موضع معمول دولتهای امریکا با عربستان است یعنی رفتار دوگانه سرزنش کردن و تنها سرزنش کردن عربستان به دلیل عدم رعایت مسائل حقوق بشری بدون آن که این سرزنش پیامدی به دنبال داشته باشد و باعث شود نگرانیهایی در روابط به بین دو کشور ایجاد کند. نویسنده گزارش آسوشیتدپرس نتیجه گرفته بود که این نحو رفتار دولت بایدن به این معناست که زبان دولتمردان امریکا نسبت به گذشته نرمتر شده و حالا مدام از منافع استراتژیک امریکا میگویند. به عبارت دیگر، دولت بایدن در نهایت منافع را بر شعارها و به اصطلاح ارزشهای اخلاقی ترجیح داد و در این زمینه نباید نقش لابی قدرتمند سلاح را در امریکا فراموش کرد.
ولید شارارا در مقاله خود در لوموند دیپلماتیک با عنوان «چرا واشنگتن نمیتواند از شر محمد بن سلمان خلاص شود» به نقش لابی سلاح در این موضوع پرداخته و اینکه سوای دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، این لابی است که با نفوذش در کنگره و دولتهای امریکا منافع و تصمیمات نهایی امریکا را تعیین میکند. او در مقالهاش به آنتونی بلینکن وزیر خارجه امریکا در این مورد اشاره کرده و مینویسد: «بلینکن در زمان اوباما معاون وزیر و مشاور امنیت ملی بود. او حامی جنگ عراق و داشتن موضعی سخت علیه چین بود. بعد از اوباما، او به همراه میشل فلورنوی، معاون وزیر دفاع اوباما و آوریل هاینز، مدیر فعلی اطلاعات ملی، شرکتی را که به بزرگترین شرکتهای تسلیحاتی مشاوره میداد، اداره میکرد.» این یک نمونه از پیوند مستقیم دولتمردان امریکا با صنایع نظامی و لابی سلاح امریکاست و شارارا در مقاله خود از ۶۴۵ مقام ارشد امریکا در ۲۰۱۸ میگوید که بیشتر آنها از پنتاگون، ارتش و کنگره بودهاند و توسط یکی از ۲۰ پیمانکار تسلیحاتی برتر استخدام شدهاند. با توجه به این موضوع دیگر روشن است که چرا زبان دولت بایدن در مورد بن سلمان بر خلاف وعدههای انتخاباتی نرم شد، مخصوصاً با توجه به اینکه عربستان سعودی طی سالهای بین ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ مقصد اصلی تسلیحات امریکا بود و ۲۴ درصد از صادرات تسلیحات امریکا را به خود اختصاص داده بود. حالا سفر سالیوان به ریاض و دیدارش با بن سلمان را میتوان بر مبنای همین نکته و حفظ منافع تحلیل کرد که بر وعدههای انتخاباتی بایدن و ارزشهای ادعایی دولت امریکا اولویت دارد و باید انتظار تعامل بیشتر دولت بایدن با ریاض بعد کمتر از یک سال رکود نسبی را داشت. به عبارت دیگر، این نحو رفتار را میتوان در جمله مشهوری خلاصه کرد که زمانی در مورد روابط دولت امریکا با کودتاگران امریکای جنوبی گفته میشد و شارارا نیز آن را در پایان مقاله خود نقل کرده بود: «هرچند آنها اوباش هستند، اما اوباش خودمان هستند!»