دو روز بعد از شکسته شدن حصر آبادان بود که خبر ناگواری کام مردم ایران را تلخ کرد. در شامگاه این روز (هفتم مهر ۱۳۶۰) هواپیمای سی- ۱۳۰ ارتش که حامل تعدادی از فرماندهان سپاه و ارتش و همین طور خبرنگاران و مجروحان جنگ بود، در حوالی کهریزک تهران سقوط کرد و پنج نفر از نظامیهای رده بالای کشورمان به شهادت رسیدند سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: دو روز بعد از شکسته شدن حصر آبادان بود که خبر ناگواری کام مردم ایران را تلخ کرد. در شامگاه این روز (هفتم مهر ۱۳۶۰) هواپیمای سی- ۱۳۰ ارتش که حامل تعدادی از فرماندهان سپاه و ارتش و همین طور خبرنگاران و مجروحان جنگ بود، در حوالی کهریزک تهران سقوط کرد و پنج نفر از نظامیهای رده بالای کشورمان به شهادت رسیدند. این اتفاق اگر در هر جنگ دیگری رخ میداد، میتوانست سرنوشت جنگ را به کلی تغییر دهد، اما دفاع مقدس با دیگر جنگهای جهان فرق داشت!
واقعه هفتم مهر ۱۳۶۰ در حالی رخ داد که از زمان شروع جنگ، جبهه ایران به تازگی قوت گرفته بود و با شکستن حصر آبادان، امیدها و انتظارها برای آزادسازی دیگر مناطق تحت اشغال کشورمان بالا رفته بود، اما شهادت پنج فرمانده ارشد نظامی، این تصور را به وجود آورد که شاید باید منتظر روزهای تلخ دیگری برای جبهههای جنگ باشیم. با نگاهی به ترکیب فرماندهان به شهادت رسیده در این واقعه، پدید آمدن چنین طرز فکری را نباید چندان بیراه بدانیم. شهید فلاحی در زمان به شهادت رسیدن بالاترین جایگاه نظامی کشور را برعهده داشت. او به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش هنگامی فرماندهی این نیرو را برعهده داشت که سپاه هنوز تیپهای خود را تشکیل نداده و سازمان رزمش در حد گردان بود، بنابراین شهادت فرمانده کل ارتش که بیش از حضور در ستاد مرکزی، خود را وقف جبهههای جنگ کرده بود، میتوانست ضربه سختی بر قدرت مادی و معنوی ارتش وارد کند.
موسی نامجو وزیر دفاع وقت نیز در میان شهدا بود. او کسی بود که دانشجویان دانشکده افسری را پیش از پایان دوره آموزشیشان به جبهههای جنگ فرستاد و خصوصاً در ماجرای مقاومت خرمشهر، منشأ خدمات بسیاری شد. نامجو در کنار ولیالله فلاحی، بالاترین مقامهای نظامی ارشد و کشور را برعهده داشتند. یکی در بدنه دولت کار میکرد و دیگری مستقیماً بر ارتش فرمان میراند. این دو نفر جز سمت بالایشان از نخبهترین، دلسوزترین و انقلابیترین نیروهای ارتش نیز به شمار میرفتند.
جواد فکوری که مدتی نیز فرماندهی نیروهای هوایی ارتش بود، زمان شهادتش کنار نامجو و فلاحی، مشاور عالی فرماندهی ارتش را برعهده داشت. او یک خلبان کارآزموده و ماهر بود که از طراحان اصلی عملیات کمان ۹۹ و حمله ۱۴۰ فروند جنگنده ایرانی به چندین نقطه مهم و استراتژیک نظامی عراق بعثی بود. همچنین عملیات «اچ ۳» یا حمله به پایگاه هوایی «الولید» عراق در غربیترین نقطه این کشور نیز یکی از پیچیدهترین و بزرگترین عملیات هوایی دنیا بود که در دوره فرماندهی شهید فکوری بر نیروی هوایی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۶۰ انجام گرفت.
دو فرمانده ارشد سپاه هم جزو شهدای این واقعه بودند که هر کدام در روند دفاع مقدس نقش بیبدیلی ایفا کرده بودند. یوسف کلاهدوز که آن زمان قام مقام فرمانده سپاه بود، از مؤسسان این نهاد انقلابی به شمار میرفت و خودش سمت فرماندهی سپاه را با اصرار رد کرده بود. کلاهدوز در آموزش پاسدارهای جوان نقش بسیار تأثیرگذاری داشت و هم او بود که باعث شد سپاه روند رو به رشدی را در پیش بگیرد.
پنجمین فرمانده شهید واقعه هفتم مهر ۱۳۶۰ سردار شهید محمد جهان آرا بود. وی که در مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر نقش بیبدیلی داشت، شهیرترین فرد از منظر عمومی در میان این فرماندهان به شمار میرود. او که فرماندهی سپاه خرمشهر را برعهده داشت، توأمان سمت فرماندهی سپاه پاسداران اهواز و سرپرستی ستاد منطقه هشت سپاه را هم برعهده داشت. جهان آرا بر رزمندگان و پاسدارهای استانی فرمان میراند که در اصلیترین منطقه مناقشه جنگ قرار داشت. شهادت این پنج فرمانده ارشد در حالی که همگی از نخبگان نظامی کشور نیز به شمار میرفتند، آن هم در مرحلهای حساس از دفاع مقدس میتوانست سرنوشت جنگ را تغییر دهد، اما از آنجایی که مبانی اعتقادی دفاع مقدس با باورها و ارزشهایی، چون تکلیفمداری، ولایتمداری و ایمان و اعتقاد مردم ایران و رزمندگان محکم شده بود، حتی این ضربه ناگهانی و سنگین نیز نتوانست خللی در روند آن ایجاد کند و با جایگزین شدن دیگر رزمندگان و فرماندهان به جای این شهدای گرانقدر، روند رو به رشد جبهه ایران با قدرت به کار خود ادامه داد. پس از شکست حصر آبادان، در سه عملیات طریق القدس، فتح المبین و الی بیت المقدس، دشمن بعثی از بسیاری از مناطق متصرفیاش بیرون رانده و دوران عملیات هجومی ایران در خاک دشمن آغاز شد.