
محد تقی دژاکام در وبلاگ خود نوشت:1- بسیار خوب . طبق معمول سنواتی در جشنوار? امسال هم ما برنده شدیم و مطلبی که در بار? مجید انتظامی در کیهان و ایرنا نوشته بودیم در بخش خبر به مقام دوم نایل شد اما جالب اینجا بود که همان مطلب از صفح? ادب و هنر کیهان با عنوان "مجید انتظامی و یک 20 دیگر " دیده نشد اما حاشیه های اجرای مجید انتظامی که در ایرنا منتشر شد دوم شد . خوب البته کیهان هم حق داشت که به همین دلیل اسم ما را و عکس ما را جزو خبرنگاران خودش نیاورد اما ما که نمی توانیم با کیهان احساس غریبگی کنیم ، تنها می توانیم از طرف هیئت داوران که مطلب کیهان را محسوب نکردند و خبر ایرنا را به حساب آوردند از شورای محترم سردبیری روزنامه عذرخواهی کنیم ! کار دیگری از دستمان بر نمی آید.نکته ضروری برای اینکه زحمت کامنت نویسی بعضی از دوستان را پیشاپیش کم کرده باشم : آقا به حضرت عباس برنده شدن ما همه ساله است و ربطی به دولت آقای دکتر احمدی نژاد و وزارت آقایان اصولگرا ندارد ، ما در هر دوره ای از جشنواره که شرکت کردیم چه در دوره آقای رفسنجانی که با خانوم جمیله کدیور مشترکا برنده شدیم و چه در دور? اصلاح طلبان و چه در این سالها ، برنده شده ایم حالا گاهی اول و گاهی هم مثل حالا ! دوم ، اما عمرا اگر سوم شده باشیم ! 2- اما نمایشگاه امسال که ظاهرا آخرین سال برگزاری خود را در مکان دوست داشتنی و در دسترس مصلای امام خمینی طی کرده است ، نکته یا بهتر بگویم نکات جالبی داشت که شاید برخی خیلی به آن توجه نکردند . قبل از اینکه نکته را بگویم یکی دو مقدمه را یاد آور شوم و آن اینکه : اولا برای نمایشگاه کتاب ، بسیار اتفاق می افتد که کسانی از شهرستانهای دور از خراسان و یزد و کرمان و خوزستان و بوشهر و بندر عباس و ... دسته جمعی و تنها و خانوادگی و رفاقتی و کاری و ... اتوبوسی، مینی بوسی چیزی بگیرند یا سوار قطار شوند و به تهران بیایند و از غرفه های متعدد و متنوع کتابها بازدید کنند و خرمنی بر گیرند و بروند تا سالی را خوش باشند . برای نمایشگاه مطبوعات هم این اتفاق می افتد اما اندازه آن اصلا قابل مقایسه با نمایشگاه کتاب نیست و فاصل? جغرافیایی آن از تهران نیز هم . مقدم? دوم هم اینکه همیشه نمایشگاه مطبوعات بیشتر ، محل رفت و آمد و حضور قشر نخبگان و خواص و تحصیلکردگان است و نگاه سیاسی در آن همیشه موج می زده است به همین دلیل ، نشستهای تحلیل دیدگاهها و پرسش و پاسخها در نمایشگاه مطبوعات با بیشترین بار سیاسی و اجتماعی همراه بوده و هست که این البته اتفاق مبارکی است که ما هم از آن لذت می بریم .مقدم? سوم : در تهران ، رای میر حسین موسوی بیشتر از محمود احمدی نژاد بود .با این سه مقدمه و با توجه به فراخوانهای گسترده ای که سبزها از طریق نامه های الکترونیکی و وبلاگها و سایتهای ضد انقلابی و انقلابی ! و غیره برای حضور های متعدد در نمایشگاه کرده بودند ، همچنین با در نظر گرفتن تعداد هواداران مهدی کروبی و علیرضا بهشتی و همسر آقای تاج زاده که در نمایشگاه به فراخوان سراسری حضور وی و دوستانش لبیک گفته بودند با کسانی که در این محیط موصوف ، بشدت علیه آنها و سبزها موضع گرفتند و او را از نمایشگاه بیرون کردند که براحتی ، هم خبرهایش و هم فیلم های کاملش با یک جست و جوی ساده در همین محیط مجازی قابل دسترسی و ملاحظه است ، معلوم می شود که همه عرض اندام - اندام ؟ - سبزها تو خالی و در مقایسه با مردم و تود? مردم و حتی خواص و نخبگان ، ناچیز و کم شمار است . بخصوص اگر دقت کنیم که میر حسین موسوی تا در شرقی نمایشگاه هم آمد اما وقتی متوجه شد که تعداد طرفدارانش و شمار مخالفان جدی اش چه قدر است ، پیش از آنکه مانند آنهای دیگر مجبور به فرار شود ، حاضر نشدن بر سر قرار ! را ترجیح داد و برگشت و البته کار عاقلانه ای هم کرد . این ماجرا در غرفه های نمایشگاه هم نمود داشت . مقایسه ای بین حضور مخاطبان و توجه مراجعان - چه موافقان و چه منتقدان - به غرفه هایی مثل رجا نیوز با همسایه اش تابناک ، کیهان با اعتماد ، فارس با ایسنا و نحوه حضور و میزان استقبال از کسانی چون مهدی کروبی و حسین شریعتمداری نشان می دهد که سبزها بجز های و هو چیز دیگری ندارند . به یاد بیاوریم که کسانی چون حسین شریعتمداری و محمد حسین صفار هرندی و دکتر حداد عادل ، محمد نبی حبیبی و ... چگونه به نمایشگاه آمدند و غرفه ها را در نهایت آرامش بازدید کردند و چند مصاحب? مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی انجام دادند و به پرسشهای متعدد و مختلف مردم در نهایت آرامش پاسخ گفتند و رفتند و آب هم از آب تکان نخورد . جالب اینجاست که زمان حضور کسانی چون شریعتمداری و صفار هرندی درست همزمان شده بود با زمان حضور کسی چون علیرضا بهشتی و از این جهت ، سبزها با کمبود نیرو و هماهنگی قبلی و فراخوان و ... هم مواجه نبودند ! یک نکت? دیگر هم جالب بود : فرار مسئولان و دست اندرکاران غرفه هایی چون اعتماد ، ایسنا ، آفتاب یزد ، آیین ، روزنام? جمهوری اسلامی ، تابناک و دیگر اصلاح طلبان از پاسخگویی و حضور قهرمانان? جوانانی که در غرف? رجانیوز ، کیهان ، فارس با تک تک منتقدان و پرسشگران ، منطقی و مستدل بحث می کردند . تاکید من بر هر دو وجه است : هم جوان بودن این افراد و هم مستدل و منطقی بحث کردنشان با مخاطبان به گونه ای که اکثر - و نه همه - آنها که می آمدند و انتقاد می کردند قانع و اگر نه قانع ، راضی از این غرفه ها خارج می شدند . و آخرین نکته در این باب اینکه : غرفه هایی چون رجا نیوز و فارس و شما و از همه بیشتر کیهان ، غرفه هایی بودند که پاسخگوی یک جناح و یک دیدگاه تنها نبودند ؛ آنها باید دربار? اقدامات و رفتارهای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور پاسخگو باشند ، دربار? اقدامات قو? قضاییه و نحو? عمل آن جواب بدهند ، مشکلات شهری و شهرداری و اتوبوسرانی و تاکسیرانی و مترو و صدا و سیما و راهنمایی و رانندگی و آموزش و پرورش و کیفیت چاپ روزنامه ها و نشریات خودشان و دیگران را توضیح بدهند و خلاصه هر مشکل و هر کمی و کاستی و نقصانی در هر گوش? کشور و از سوی هر نهاد مسئول و غیر مسئولی و در یک کلمه "کل نظام" پاسخگویی کنند و این یعنی این رسانه ها ، رسانه های نظامند با هم? خوبیها و بدیها و نقاط قوت و ضعف و اشکالات بجا و نابجایی که مطرح می شود . و آخرین حرف من این است که این موضوع ، افتخاری برای این رسانه ها محسوب می شود که از اصل نظام و از کل نظام دفاع می کنند ؛ نظامی که به گفته امام خمینی ، حفظ آن از نماز مهمتر است .3- امسال برای اولین بار دکتر احمدی نژاد نه در نمایشگاه مطبوعات و نه در مراسم اختتامیه و اهدای جوایز حاضر نشد . خیلی دوست داشتیم که بالاخره رئیس جمهور را هم در میان خود می دیدیم که میسر نشد ، اما برای ما شاید خیلی بود و نبود رئیس جمهور اهمیتی نداشته باشد آن مقدار که نبود رهبر عزیز انقلاب در این سالهای متوالی در نمایشگاه مطبوعات برای ما مهم و با معنی است . آقا ! می دانیم برخی از ما روزنامه نگاران و برخی از ما نشریات ، طی این سالها خون به دل انقلاب و اصل نظام کرده ایم ، شما را رنجانده ایم ، شما با ما قهر کرده اید ، از آن سالهای دور که برخی از نشریات را بحق "پایگاه دشمن" نامیدید و بعدها دیدیم که دشمن از این " پایگاه" ها ، چه بهره ها که نمی برد و می دانیم که این خدمتگزاری به دشمن هنوز هم در برخی ادامه دارد چرا که می بینیم آنها بهترین جایی که برای پناه بردن می یابند همانا آغوش دشمن است ، اما ، اما :همه این طور نیستند ، اکثر خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات به کشورشان و به رهبر عزیزشان عشق می ورزند و یک تار موی او را به صد ها هزار به به و چه چه دشمن نمی فروشند ، با ما قهر نباش آقا ! ما "سرباز" تو و این نظام مقدس هستیم در این "جنگ فرهنگی" ، و چه باک اگر در این "جبهه" ، شهید یا زخمی یا بی آبرو شویم که البته آبرو دادن در این راه از شهید و زخمی شدن سخت تر و برای ما شیرینتر است ...