سیدحسین موسوی در یادداشتی نوشت: اکسل هونت، فیلسوف شهیر آلمانی و یکی از بزرگترین و اخلاقیترین فیلسوفان سیاسی قرن ۲۱، که پس از هابرماس، سنت نظریه انتقادی را سزاوارانه ادامه میدهد، اخیراً و در مقالهای از درسهای کووید ۱۹ نوشته است. به نظر او، کرونا موجب شد تا سه اصل محوری سرمایهداری ترک بردارد و سه ایده اساسی اخلاقی و برابریخواهانه، دوباره به جامعه در مخاطره، بازگردد. او این ایدهها را اینگونه شرح میدهد.
درس اول کرونا: مشاغلی بودند که در عصر سرمایهداری متأخر به رسمیت شناخته نمیشدند. سلسله مراتب ارزشگذاری مشاغل اجتماعی، عملاً منجر به حذف و طرد عده بسیاری شده بود که برای حفظ انسجام اجتماعی ما ضروریاند. پرستاران، مسئولان جمعآوری زباله، رانندگان اتوبوس و مترو، آتشنشانها و همه کسانی که بهرغم نزدیکی و گستاخی مرگ، اما مقاومت کرده و حیات اجتماعی را تداوم بخشیدند. از ایران تا بسیاری کشورها، مردم ایستادند و برای دارندگان این مشاغل کف زدند و از خود گذشتگی آنها را پاس داشتند. اعتبار اجتماعی این مشاغل دوباره احیا شد و آنها احساس دیده شدن و مهم بودن، کردند. درس دوم کرونا: ایده پوشالی آزادی فردی ترک برداشت. مردم آموختند که پیش و بیش از فردیت، آنها عضوی از یک جامعه بزرگترند و حفظ سلامتی و خوشبختی دیگران، اهمیت اخلاقی بسیاری دارد. ماسک زدن بهعنوان کنشی جمعی آموخت که منفعت فردی و نفع شخصی، بیشک با شکلی از خیر عمومی درهم تنیده است و زندگی خوب، جز از طریق حفظ یک جامعه بزرگتر که محدود و محصور به خانههای شخصی ما نیست، ممکن نمیشود. فاصلهگذاری فیزیکی و رعایت پروتکلهای بهداشتی، نشان داد که همه ما آدمها در یک باهمستان زندگی میکنیم و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است. درس سوم کرونا: مالکیت خصوصی بار دیگر به پرسش گرفته شد. موجی از تقاضاهای اجتماعی برای مداخله رفاهی دولت در حمایت از آسیبپذیرترینها به راه افتاد. در همین ایران گفته شد که صاحبخانهها نمیتوانند مستأجران را تا پایان کرونا بیرون کنند. شرکتهای دارویی در سراسر جهان ملزم شدند تا واکسن کرونا را بهصورت رایگان یا با هزینهای بسیار اندک تزریق کنند و صاحبان بزرگ مجموعههای فروشگاهی و... واداشته شدند که اجارهها را کاهش دهند و توصیه شد که از کسبوکارهای خرد و کوچک حمایت فوری و عاجل به عمل آید. هونت میگوید کووید ۱۹ باعث شد ما دوباره به ایدههای اخلاقی و عدالتخواهانه بازگردیم. باعث شد سلسله مراتب اجتماعی را به پرسشگیریم، آزادی در معنای منفعت شخصی و بیتوجه به دیگری را نقد کنیم و مالکیت خصوصی را در پرتو خدمت به منافع جمعی درآوریم. او میگوید این درسها، محورهای اساسی زیست جمعی ما در جامعهای انسانیترند. باید این ایدهها را تداوم دهیم و از آن قدمی عقب نگذاریم. از دیگر سو، هونت به نحو مشخصی بر ضرورت کارکردهای رفاهی دولت انگشت میگذارد و شاید دعوت میکند که ما هم از ظرفیتهای دولتهایمان- فارغ از نقدهای مرسوم سیاسی و هویتاندیشی و... - در جهت ایجاد حمایت عمومی، استفاده کنیم. هونت، فیلسوف روشنفکری است که تعلق خاطرش به زندگی واقعی محرومترین ها- آنهایی که دیده نشدهاند و رها شدهاند- را فراموش نکرده و به همین خاطر هم هست که راهحلهای مشخصی برای رهایی از مخمصه دارد. در عرصه عمومی مداخله میکند و ابایی از آن ندارد که دولت را برای مسئولیتهایی اجتماعی که فراموش کرده، صدا بزند. مدل روشنفکری هونت، نفی و کنارهگیری نیست، بلکه تلاش برای ایجاد شکاف ایجابی در وضعیت، به نفع خیر همگانی است.