مرد جوان وقتی در جشن مهمانی هنگام خواستگاری با جواب منفی از سوی دختر جوان و برادرش مواجه شد، آنها را با ضربات چاقو هدف قرار داد و گریخت.
به گزارش جوان، ساعت۵ صبح روز جمعه۱۲شهریور کارکنان حراست بیمارستانی در یکی از خیابانهای غربی تهران متوجه شدند خودروی سواری پژویی مقابل بیمارستان پیکر زخمی زن و مرد جوانی را رها کرد و به سرعت از محل گریخت. کارکنان بیمارستان با دیدن این صحنه به سرعت دختر و پسر جوان را که هر دو با اصابت ضربات چاقو به شدت زخمی شدهبودند، برای درمان به بیمارستان منتقل کردند و موضوع را به مأموران پلیس خبر دادند.
خواهر و برادر
لحظاتی بعد با اعلام این خبر تیمی از مأموران کلانتری وردآورد برای تحقیق به بیمارستان آمدند که دریافتند پیکرهای زخمی متعلق به خواهر و برادر ۳۰و ۲۲سالهای به نامهای مهین و پیمان است. در حالی که پزشکان اعلام کردند دو زخمی وضعیت جسمی خیلی بدی دارند، بررسیهای مأموران پلیس نشان داد خواهر و برادر شب قبل مهمان صاحب کارشان فریبرز ۴۰ساله بودهاند. همچنین مشخص شد فریبرز خواستگار مهین بوده که پیمان همیشه مخالفت میکرده و از طرفی هم اختلاف مالی داشتهاند. به گفته یکی از دوستان پیمان، این خواهر و برادر چند سالی است در کارگاه تولیدی فریبرز در خیابان لالهزار مشغول به کار هستند تا اینکه چند سال قبل فریبرز عاشق میهن میشود و از او خواستگاری میکند که برادرش به خاطر اختلاف سنی زیاد مخالفت میکند و به همین خاطر آنها رابطه کاریشان را قطع میکنند، اما فریبرز همچنان برای ازدواج سماجت میکند تا اینکه با شکایت خواهر و برادر به اتهام مزاحمت دستگیر و راهی زندان میشود. مدتی بعد فریبرز با میانجیگری بستگان و بزرگان رضایت شاکیان را جلب میکند و از زندان آزاد میشود و پس از آن دوباره خواهر و برادر در محل کار فریبرز مشغول به کار میشوند.
جشن خونین
در این مدت فریبرز همچنان عاشق مهین میماند تا اینکه شب حادثه مهمانی در خانهاش میگیرد و تعدادی از دوستان و خواهر و برادر را هم دعوت میکند. در پایان مهمانی وقتی همه مهمانها به خانههایشان میروند او دوباره از مهین خواستگاری میکند که این بار هم با مخالفت پیمان روبهرو میشود و درگیری خونین را رقم میزند. فریبرز پس از حادثه پیکرهای زخمی خواهر و برادر را سوار خودرواش کرده و جلوی بیمارستانی رها و فرار میکند. در حالی که تحقیقات برای دستگیری ضارب به دستور قاضی مصطفی واحدی، بازپرس شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی ادامه داشت، مأموران پلیس در بیمارستان متوجه شدند مرد جوانی در بیمارستان جویای حال خواهر و برادر زخمی است. مأموران فهمیدند که وی از سوی ضارب آمده تا سر گوشی آب دهد و اطلاعاتی از دو زخمی به او بدهد و به همین خاطر وی را دستگیر کردند. وی گفت: فریبرز از دوستانم بود که به من گفت دو نفر از کارمندانش را در حادثهای زخمی کردهاست و از من خواست به بیمارستان بروم و بپرسم خواهر و برادر زنده هستند یا نه که مأموران مرا دستگیر کردند.
همزمان با ادامه تحقیقات درباره این حادثه مأموران در تلاشند تا ضارب را دستگیر و زوایای پنهان این حادثه را بر ملا کنند.