منافع جریان تجدیدنظرطلب حکم میکند هر رفتار و اقدامی از سوی رئیسجمهور یا هیئت وزیران دولت سیزدهم را مورد تخطئه قرار داده و فعالیتهای دولت جدید را شعاری و نمادین و تنها برای دلگرم کردن مردم جلوه دهد چراکه معتقد است زیر سؤال بردن رویکرد و رویههای دولت میتواند فضای یأس و ناامیدی نسبت به دولت را در جامعه فراگیر کند و بهبود اوضاع کشور را به واسطه یک دولت جوان که تصمیم گرفته است با رویکرد جهادی مشکلات برآمده از ناتوانی دولت قبل را جبران کند، به یک هدف غیرقابل تحقق تبدیل کند. سرویس سیاسی جوان آنلاین: منافع جریان تجدیدنظرطلب حکم میکند هر رفتار و اقدامی از سوی رئیسجمهور یا هیئت وزیران دولت سیزدهم را مورد تخطئه قرار داده و فعالیتهای دولت جدید را شعاری و نمادین و تنها برای دلگرم کردن مردم جلوه دهد چراکه معتقد است زیر سؤال بردن رویکرد و رویههای دولت میتواند فضای یأس و ناامیدی نسبت به دولت را در جامعه فراگیر کند و بهبود اوضاع کشور را به واسطه یک دولت جوان که تصمیم گرفته است با رویکرد جهادی مشکلات برآمده از ناتوانی دولت قبل را جبران کند، به یک هدف غیرقابل تحقق تبدیل کند.
عملیات روانی علیه دولت و حاکمیت
جریان تجدیدنظرطلب تحقق نیمی از شعارهای انتخاباتی دولت سیزدهم را نه تنها مساوی با خداحافظی همیشگی خود با قدرت تعریف میکند بلکه احیای اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت را که طی هشت سال گذشته به یغما رفته بود نیز مهمترین تهدید علیه خود میداند و بر همین اساس از همین ابتدا به کار شروع دولت سیزدهم کمر همت را به تخریب و تخطئه دولت بسته است تا چنین هدفی رنگ تحقق نگیرد. تمام تلاشهای متمرکز و سازمانی این جریان طی سالهای گذشته و به خصوص طی هشت سال دولت متبوعش این بود که به افکار عمومی یک گزاره اثبات شود و آن اینکه «نظام اسلامی با ایدئولوژی برآمده از انقلاب اسلامی و مؤلفههای گفتمان انقلاب اسلامی به خصوص در عرصه سیاست خارجه توانایی سیر کردن شکم ایرانیها را ندارد و نمیتواند مشکلات اقتصادی و معیشتی دم دستی را نیز مرتفع کند.» بر اساس همین هدف کمکاریهای تعمدی و کارشکنیهای مهندسی شده برای افزایش مشکلات کشور در حوزههای مهم اقتصادی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی و به خصوص معیشتی مورد دستور قرار گرفت تا جایی که گرانی، رکود، بیکاری، تورم و فقر بیسابقه به کشور تحمیل شد، آن هم با این هدف مهم که جامعه در مقابل حاکمیت قرار گیرد و افکار عمومی نظام اسلامی را فاقد صلاحیتهای حداقلی برای اداره کشور بداند.
حال باید هر گونه اقدام و رفتار دولت سیزدهم که نتیجهبخش بودن اقداماتش مساوی است با شکستهای تئوریک و جریانی، طیف تجدیدنظرطلب مورد تخریب و حمله قرار بگیرد تا از یکسو جامعه با سوءظن نسبت به اقدامات دولت نگاه کند و از سوی دیگر زمینه ترمیم اعتماد عمومی فراهم نشود.
واکنشهای عصبی به سفرهای رئیسی
یکی از نقاطی که توسط جریان غربزده طی ۱۰ روزی که دولت جدید صدارت امور را در دست گرفته است، سفرهای استانی رئیسجمهور است که به مذاق سیاستمداران و رسانههای این طیف خوش نیامده و بر اساس آن تلاش میکنند اصل سفرهای استانی و رسیدگیهای حضوری حجتالاسلام رئیسی را زیر سؤال برند و به اصطلاح پوپولیستی بدانند. به عنوان نمونه «علی صوفی» وزیر تعاون دولت اصلاحات در مصاحبه با روزنامه خانوادگی هاشمی یا همان آرمان میگوید: «واقعیت این است که در بین اصولگرایان بر سر سهمخواهی از دولت رئیسی دعوا بوده و این دعوا به خوبی خود را در ترکیب کابینه نشان داده است... رئیسی در زمان رقابتهای انتخاباتی به مردم وعده تشکیل دولت فراجناحی داد. این کابینه حتی فراسلیقهای هم نبود و ایشان در بین سلایق اصولگرایی گیر کرد.» وی در ادامه جملات تخریبی خود اظهار میکند: «دولت رئیسی فاقد یک مکانیسم علمی برای حل مشکلات است... واقعیت این است که نباید رفتاری از خود نشان دهند که بیشتر پوپولیستی باشد. اینکه به یکباره تصمیم میگیرند به خوزستان سفر کنند، صرف سفر نمیتواند در بلندمدت پاسخگوی نیازهای کشور باشد. رئیسجمهور بهتر است ابتدا به فکر اصلاح و تشکیل ساختارهای جدید و کارآمد باشد. ممکن است بر اساس برنامه ایشان در جایی حضور داشته باشند، اما چنین اقداماتی دردی از مردم دوا نخواهد کرد.»
وی در ادامه تصریح میکند: «وجه مشترک دولت احمدینژاد و رئیسی این است که دولت احمدینژاد دارای رویکرد علمی نبود و این وضعیت نیز در مورد دولت جدید وجود دارد... اگر دولت قصد داشته باشد زمان را به روزمرگی بگذراند و تابع شعار باشد یا به رویکردهای پوپولیستی برای ارضای مقطعی جامعه دست بزند یا دنبال حل مشکلات از راههای کمیته امدادی باشد، نمیتواند مشکلات کشور و مردم را حل کند.»
احمد شیرزاد، تحلیلگر غربباور نیز میگوید: «سفرهای استانی یکی از محورهای کاری دولت است و به یاد داریم آقای احمدینژاد سفرهای استانی بسیار زیادی میرفت که نتیجه همه آن سفرها افتتاح پروژههای متعددی بود که آخر هم معلوم نشد سرنوشتشان به کجا رسید. شاید این شیوه تبلیغات خوشایند بخشی از مردم باشد و مردم احساس کنند رئیسجمهور آنها را میبیند، اما سفر استانی در ذات خود یک اخلال مهم ایجاد میکند؛ سفر رئیسجمهور به یک منطقه حکایت از غفلت او از مناطق دیگر خواهد بود.» شیرزاد همچنین ادامه میدهد: «اگر دولت آقای رئیسی قرار باشد بنایش را بر سفرهای استانی بگذارد، همان مسیری را خواهد رفت که دولت آقای احمدینژاد رفت و من هشدار میدهم که دولت آقای رئیسی شبیه دولتهای نهم و دهم نشود.»
رویکردهای دولت، پوپولیستی نیست
در واکنش به این اظهارات علی خضریان، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با تسنیم با بیان اینکه میان اقدامات دولت مردمی با رویکردهای پوپولیستی تفاوت وجود دارد، گفت: باید به این مسئله توجه داشت که در هر شکل و صورت، اعضای هیئت دولت باید شرایط مردمی را حفظ کنند و نباید به بهانه اینکه برخی از مردم فلان رویکرد را پوپولیستی یا عوامانه میبینند از حضور بین مردم و دیدار رودررو با آنها دوری کرد.
وی ادامه داد: اساساً این رویه که بهصرف دوری از اتهام رفتار عوامانه، مقامات مسئول صرفاً پشت اتاقهای دربسته مدیریتی بنشینند و به اسم کار نخبگانی عمل کردن از حضور بین مردم خودداری کنند، اشتباه است و همین رویهها باعث میشود مسئولان از مردم دور باشند.
بهگفته سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰، زمانی حضور بین مردم مؤثر خواهد بود که این جامعه ثمرات عملی و عینی این رفتار را ببیند. هر کدام از مسئولان در جایگاه اجرایی، تقنینی و نظارتی جزو وظایفشان است که بین مردم باشند و با جامعه معاشرت همیشگی داشته باشند و از این منظر، سفر استانی آقای رئیسجمهور به استان سیستان و بلوچستان و دیدار مردمی با اهالی این استان را میتوان بهعنوان یک اقدام مثبت تلقی کرد.
خضریان عنوان کرد: هیچ کس این انتظار را ندارد که با یک سفر استانی بتوان بر همه مشکلات فائق آمد و آن را حل کرد، اما با این وصف برای مشکلات موجود میتوان برنامهریزی کرد. شاید کمترین ثمره این دیدارها این باشد که برخی مشکلات با حضور رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت در کوتاهمدت حل شود و برای برخی مشکلات هم میتوان در دورههای میانمدت و بلندمدت برنامهریزی و زمانبندی و نسبت به حل این مشکلات اقدام کرد.
هراس بیپایان غربزدهها
غربزدهها سرکشی و رسیدگی به محرومان و مردم را با اتهامات سیاسی مانند پوپولیستی مواجهه میکنند، چراکه چنین رفتارهایی با مبانی فکری و جریانی آنها فرسنگها فاصله دارد. علاوه بر این همانطور که اشاره شد هدف اصلی جریان غربزده از مقابلههای زودهنگام با دولت رئیسی تنها در شخص رئیسجمهور یا کابینه وی خلاصه نمیشود که هدف اصلی این طیف از تخطئه دولت، هدفی والاتر به نام حاکمیت است. این جریان هراس دارد که دولت سیزدهم روی همه خرابیهای برآمده از دولت برآمده از رأی اصلاحطلبی، پل نزند و خرابیهای حاصله از رویکرد غربزدگی دولت گذشته را به آبادانی تبدیل نکند، اگر چه با محاسبات سرانگشتی ساده میتوان دریافت که جبران خسارتهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، روانی و اجتماعی حاصل هشت سال گذشته شاید به گذشت چند دهه نیز بینجامد. جریان غربزده هراس دارد که باورهای شکل گرفته جامعه طی هشت سال گذشته که دائم انگشت اتهام به سمت نظام اسلامی نشانه میرفت، خراب شود و مردم بار دیگر طعم خدمت بدون منت را بچشند و به واسطه آن رابطه حاکمیت با مردم ترمیم شود.