امروزه با ظهور و بروز پدیدهای، چون شبکه اجتماعی اینستاگرام به دنیای مجازی و اینترنت، قابلیت به اشتراک گذاشتن عکس و فیلم به همراه متن فراهم شده است، بنابراین شرایطی را برای برخی افراد پدید آورده تا به این وسیله حساب کاربری بسازند و دنبالکنندگانی را جذب و کسب درآمد کنند امروزه با ظهور و بروز پدیدهای، چون شبکه اجتماعی اینستاگرام به دنیای مجازی و اینترنت، قابلیت به اشتراک گذاشتن عکس و فیلم به همراه متن فراهم شده است، بنابراین شرایطی را برای برخی افراد پدید آورده تا به این وسیله حساب کاربری بسازند و دنبالکنندگانی را جذب و کسب درآمد کنند. اما چگونه میتوانند بسیاری از مردم را جذب خود کنند تا از دنبالکنندگان آنان شوند؟ چه عاملی سبب میشود افرادی بعضاً بیارزش معروف شوند؟ آیا به تصویر کشیدن زندگی خصوصی منجر به جاذبه افراد میشود؟ یا نشان دادن زندگی لوکس و تجملی سبب این موضوع میشود؟ مطمئناً عمومی (Public) بودن پروفایل اینستاگرام یکی از راههایی است که میتواند به بیشتر دیده شدن افراد کمک کند. روشهای دیگری مانند انتشار پستهایی که زندگی تجملی را به تصویر بکشند هم میتواند سبب بیشتر دیده شدن در بین کاربران ایرانی شود. اما آیا تنها این عوامل منجر شده که شاخهای مجازی در اینستاگرام ظهور کنند؟ آیا صورت جذاب، قد بلند، بدن عضلانی، اتومبیل گرانقیمت و لوکس و ... و همچنین انتشار تصاویر آنها در اینستاگرام، فرد را به یک شاخ مجازی تبدیل میکند؟ اصلاً آیا شاخهای مجازی که هم اکنون در اینستاگرام میشناسیم همگی کلکسیونی از ویژگیهای مذکور را دارند؟
اینفلوئنسرها که با نام شاخهای اینستاگرامی هم شناخته میشوند، اشخاصی هستند که هر یک با روش و ترفند خاصی کسب شهرت و درآمد بالا کردهاند و به واسطه میزان بالای دنبالکنندگان، شاخ نامیده میشوند. البته تعداد افرادی که در اینستاگرام رفتارهای نامتعارف دارند کم نیست. همین امر سبب شده تا حجم محتوای بیارزش و بیفایده بیشتر از محتواهای مفید و مؤثر باشد. متأسفانه اینستاگرام در ایران چنین شکلی به خود گرفته و بسیاری از شاخهای اینستاگرام تابلویی از رفتارهای نامتعارف را از خود به نمایش گذاشته اند. البته اینها محدود به ایران نیست و مشابه آن در سایر کشورها و فرهنگها نیز دیده میشود. اما چه عواملی سبب میشود که برخی کاربران رفتارهای نامتعارفی در اینستاگرام از خود بروز دهند؟ چرا اینستاگرام یا سایر شبکههای مجازی در کشور ما، هویت دیگری به خود میگیرد و برخی از کاربران از این شبکهها تقریباً به بدترین شکل استفاده میکنند؟
از نگاه روانشناسان، آدمها دوست دارند مورد توجه و تحسین سایرین قرار گیرند و این موضوع در همه انسانها جدا از سن، جنسیت، فرهنگ و نژاد آنها مشترک است. فضای مجازی این فرصت را برای افراد مهیا میکند تا خود را نشان بدهند، حالا این به نمایش گذاشتن دو جنبه مثبت و منفی دارد که متأسفانه از جنبه منفی فضای مجازی استقبال بیشتری میشود. برخی روانشناسان معتقدند «شاخهای اینستاگرام» آدمهایی هستند که در دوران کودکی یا نوجوانی استعدادهای آنها به جای تأیید از سوی خانواده همواره سرکوب شده و در بزرگسالی استعدادهای خود را به شکلی نامطلوب و نامناسب در این فضاها تخلیه میکنند. از سوی دیگر آزاد گذاشتن بیش از حد فرزندان نیز نادرست است. چنین روش تربیتی در شکلگیری شخصیتی فرد تأثیر نامطلوبی داشته و موجب ظهور و بروز هر رفتاری از طرف او میشود.
درآمدزایی از تبلیغات اینستاگرامی سبب شده اینفلوئنسرها برای دیده شدن و بالابردن قیمت دست به کارهای نامتعارف بزنند. برای مثال آقایی که لباس زنانه بپوشد یا از الفاظ ناپسند و غیراخلاقی استفاده کند و رفتارهای نادرست را در پیش گیرد. عموماً افرادی که اختلال شخصیتی دارند دست به چنین رفتارهای نادرستی میزنند یا حتی با بدننمایی سعی بر به نمایش گذاشتن خود دارند که میتوان گفت یکسری اختلال شخصیتی خودشیفتگی دارند که گاهی نیز انواع جراحیهای زیبایی را روی بدن و صورت خود انجام میدهند که شاید حتی زیبا و متقارن هم نباشد، اما با این حال خود را در معرض نمایش عموم میگذارند.
بسیاری دیگر هم به اختلال هویت شخصیت مبتلا هستند. تمایز این افراد با دانستن مشخصات فعالیتی آنان در این فضا بسیار آسان است. آنها یک روز از مراسم شادی و مهمانیهای خود فیلم میگیرند و روز دیگر در اماکن مذهبی و مراسم سوگواری حاضر میشوند و عکس و فیلم و پست میگذارند. یکی غذاهای مختلف میخورد و فیلم میگیرد، یکی دیگر از گریه و زاریهایش برای از دست دادن عشقش فیلم میگیرد. یک روز ژست حکیم میگیرند و پند اخلاقی میدهند، روز دیگر با الفاظ ناپسندشان فحاشی میکنند.
بچهها برای عملی شدن درخواست ستارههای مجازی یقه پدر و مادرشان را میگیرند، الان هم که تعداد بچهها در خانوادهها کم و زورشان زیاد شده است! کودک زیر ۱۸سال نباید گوشی تلفن همراه هوشمند داشته باشد، کودکی که هنوز به سن رأی دادن و سن تصمیمگیری سیاسی نرسیده است، اما در اینستاگرام فعالیت میکند و در بسیاری مسائل نظر میدهد در صورتی که خیلی از ما جرئت نداریم نظر بدهیم، چون فضا در اختیار ما نیست. نیروی محرک ستارههای مجازی اکثراً نوجوانان هستند. مثلاً در جایی حادثهای رخ میدهد و همه متأسف میشوند، اما فلان خواننده محبوب نوجوانان، در این مورد عبارات ناشایستی بهکار میبرد. در غرب چنین کاری جرم بهحساب میآید، ولی اینجا کسی با او کاری ندارد. در ابتدا والدین مقصر هستند، زیرا برای دیده نشدن محتوای گوشی و در اختیار نگذاشتن آن در نزد فرزندشان برای آنها گوشی شخصی میخرند.
«میکروسلبریتی» فردی است که فقط در فضای مجازی مشهور است و از این طریق درآمد دارد، با آنکه از امتیاز خاصی برخوردار نیست. این افراد اغلب در نتیجه انتشار یک فیلم کوتاه که بهشکل اتفاقی و به قصدی غیر از شهرت گرفته شده است، معروف میشوند. برخی به سراغ این افراد رفته و با آنها قرارداد همکاری میبندند تا از شهرت آنان بهره ببرند.
سالهاست با پدیده ارتباط جمعی شخصی مواجه شدهایم، در این پدیده هر فرد میتواند خودش رسانه باشد و بر این اساس میتواند صفحه شخصی اینستاگرامی یا توئیتر یا کانال تلگرامی داشته باشد و هر مسئله را به هر شکلی که دلش بخواهد در هر زمان و با هر وسیلهای مخابره کند. اما متأسفانه بسیاری از رسانههای ما یا این مسئله را ارزیابی نکردهاند یا در لیست مواردی که باید اطلاعرسانی مناسب شود نیست. به همین دلیل نیز کشور آسیبهای بسیار زیادی از این بابت متحمل میشود و میتوان گفت یک شکاف بین رسانههای رسمی و فضای مجازی ایجاد شده است و گسترش مییابد.
خانوادهها باید بسیار مراقب فرزندانشان باشند، زیرا در این بستر شرایط مخاطره آمیز فراوانی وجود دارد که غفلت والدین و آزاد گذاشتن فرزندان باعث بروز مشکلات روحی، روانی میشود. اگر نیاز به در اختیار گذاشتن وسایل و ابزار هوشمند همچون لپ تاپ، کامپیوتر، تبلت و گوشی است باید با نظارت خانواده و بررسی مداوم محتوای این ابزارها فعالیت مجازی فرزندان کنترل شود تا گرفتار مشکلات و آسیبهای شخصیتی و هویتی نشوند و تحت تأثیر افراد بیسواد به اصطلاح شاخ مجازی نباشند.
*پژوهشگر سواد رسانه