کانال تلگرامی «ترجمان» یادداشتی از «استیون بیلی» را با ترجمه «علی امیری» به اشتراک گذاشت. چکیدهای از این یادداشت که در ضمن معرفی کتاب تازه «الشماهی»، به تفسیر زبان دست دادن و خطرات آن در دوره کرونا میپردازد، در ادامه آمده است: حرکات دست در فرهنگهای مختلف معانی متفاوتی دارد. مثلاً معروف است که ایتالیاییها وقتی حس میکنند با کلام قادر به بیان احساسشان نیستند، از دستانشان کمک میگیرند. یا وقتی کسی دستش را مشت میکند و به قلبش میکوبد انگار که چندین جمله را یکجا بیان کرده است. در این میان یکی از دیرینهترین رسوم مشترک در طول تاریخ و میان جوامع مختلف دستدادن است، رسمی ساده که میتواند معانی بسیار گوناگونی داشته باشد.
افسوس که دیگر دستدادن تابو شده است. بهگفته مایو کلینیک، دست شما زیستسلاحی مرگبار، مملو از عوامل بیماریزاست که به همان اندازه ذرات معلق در هوا میتواند خطرناک باشد. طبق یکی از محاسبات، یک سانتیمتر مربع از پوست دست حاوی ۱۰ میلیون باکتری است. حتی ویروس سرماخوردگی تا سه ساعت روی دستهای نشُسته زنده میماند.
در زمانه ما هر بحثی درباره گذشته و آینده دستدادن معنای خاصی را به ذهن متبادر میکند- چون به جای دستدادن آرنجها یا مچ پاهایمان را بههم میزنیم. عقیده عمومی مبنی بر این است که دستدادن ریشه در قرون وسطا دارد و برای نشاندادن این بوده که فرد دستدهنده، طبق حکایت چاوسر، شاعر انگلیسی، «خنجری زیر ردایش» ندارد، اما الشَماهی در کتاب تازه خود بیدرنگ کذب بودن این عقیده را ثابت میکند. او در موزه بغداد عراق نقشی برجسته از بینالنهرین یافته که متعلق به قرن نهم پیش از میلاد است و بسیار به مراسم دستدادن شبیه است. وی میگوید ارجاعاتی به دستدادن در آثار هومر نیز وجود دارد. در واقع، قدمت نظریه اسلحه پنهان برای دستدادن به مقالهای بازمیگردد که در مجله هارپرز در سال ۱۸۷۰ منتشر شد. ضمناً در سال ۱۹۰۱، لئون چولگوش به رئیسجمهور مککینلی نزدیک شد و برای دستدادن دستش را دراز کرد، سپس با تفنگی که در دست دیگرش پنهان کرده بود به او شلیک کرد. گویا همانطور که در مکتب ذن میگویند، هر چه درست است، متضادش درستتر است.
در سال گذشته از بسیاری از حرکات صمیمانه عمومی و زورکی خلاص شدیم، و این تسلّای خاطری برای افراد خجالتی بود. دستدادن که اساساً ممنوع شده است؛ اما علاوه بر آن دیگر این مصیبت را نداریم که آیا نیاز است از دور برای هم بوس بفرستیم و اگر هست از چه نوعی شروع کنیم و چقدر آن را کِش دهیم. اما دستدادن برای فرهنگ ما چنان بنیادین است که اگر از زندگی روزمرهمان ناپدید شود، انگار چیز مهمی را از دست دادهایم.
با این حال انسانشناسان نمیتوانند معیّن کنند که آیا دستدادن امری جهانشمول است که از فرهنگها هم فراتر میرود یا خیر. شواهد مغشوشاند. مسلّم اینکه دستها بهشکلی شگفتانگیز دارای زبانی گویا هستند.
همانطور که دستدادن معنای مشخصی دارد، دستندادن هم معانی خاص خودش را دارد. رد کردن دستی که دراز شده توهینی خردکننده است. دونالد ترامپ که هیچ احترامی برای آداب سنتی قائل نیست و در عین حال بهشدت دلبسته میکروبهراسی عوامانه است، از دستدادن بیزار است. اگرچه در اقدام نادر خویشتندارانهای، خود را آماده کرد تا خطر آن را بپذیرد، تا آنجا که در اولین دیدار با مانوئل مکرون، دستدادنِ حماسی ۲۹ ثانیهای به وقوع پیوست. آنها در سومین دیدار همدیگر را بوسیدند.
از نظر فرهنگی، دستدادن جایی میان آداب معاشرت و مدیریتِ میکروب قرار دارد. دستدادن از معدود حرکتهای لمسی موجود است که متضمن صمیمیت بین ماست و البته یاد میگیریم چگونه از ظرایف آن لذت ببریم؛ برای مثال، دستدادنی را که با گرفتن متقابل ساعدها همراه باشد، فقط برای برخوردهایی کنار میگذاریم که بهشدت صمیمانهاند.
در نهایت، زمانیکه ماجرای این بیماریها به سرانجام برسد، ناچاریم جایی میان فواید عاطفی دستدادن و خطر سرایت ملازمِ آن، بایستیم. کتاب تازه الشماهی کتابی امیدبخش، طنزآمیز و محققانه است. الشماهی دستدادن را «کثیف، ناسالم و ممنوع» میخواند و در عین حال در انتظار بازگشت دستدادن به زندگی است. من هم همینطور. اگر شما هم موافقید، دست بدهیم. یا اگر اوضاع بهتر نشد، دستمان را روی قلبمان بگذاریم.