دولت مستقر، جامعه را بحران زده کرده به طوری که ساختارهای اجتماعی از بحرانی به بحران دیگر وارد میشوند. یک روز پیاز در کشور به بحران و مسئله ملی تبدیل میشود، روز دیگر مرغ، فردایش تخممرغ، روز دیگر گوجه، فردایش خیار، بعد هم نوبت قطعی برق، آب، اینترنت و موضوعات مشابه میرسد و هنگام عبور از این بحرانها یا هواپیمایی سقوط میکند یا ساختمانی منفجر میشود تا تنوره بحرانهای ایجاد شده همچنان داغ داغ بماند.
دولت مستقر تا جایی که در توانش بوده در تنوره این بحرانها دمیده و نارضایتی عمومی را به اوج خود رساندهاست. سرمایه اجتماعی به عنوان مهمترین پشتوانه هر کشور به فلاکت افتاده و آنچه در طی سالهای جنگ و مقاومت حاصل شدهبود، ضایع شده و مشخص نیست بازسازی آن تا چند دهه دیگر به سرانجام برسد. در فقدان سرمایه اجتماعی، مشارکت عمومی برای پیشرفت جامعه رو به افول رفته و آسیبهای اجتماعی بیش از هر زمان دیگری خود را عیان کرده است.
از زبان رئیس دولت، اما همه چیز در کشور گل و بلبل است و ارکان دولتش سرآمد همه دولتهای جهان در طول تاریخ است که دنیا مثل آن را ندیدهاست. مشخص نیست که این عینک خوشبینی را چه کسی به سیمای رئیس دولت گذاشته که جهان پیرامونش را تا این حد رؤیایی میبیند. از منظر وی، کاستی اگر در کشور وجود دارد نتیجه عمکلرد بد دولتگذشته و بدخواهانی است که مدام چوب لای چرخ دولت میگذارند و مانع گشایش زندگی مردم میشوند که ظاهراً به دلیل فاصله نجومی این طرز نگاه با وضعیت موجود، باید صاحب کلید را با رؤیاهایش تنها گذاشت.
مرگهای خودخواسته یکی از فرجامهای بحرانهای ایجاده شده در کشور است. افزایش هولناک قیمتها، شیوع گسترده بیکاری و انزوای اخلاقی و فرهنگی حاکم بر جامعه منجر شده بسیاری از جمعیت کشور به دلیل درماندگی در بحرانهای ایجاد شده دست به انتخابی هولناک بزنند و به زندگی خود و خانوادههایشان پایان دهند. افزایش جرائم سرقت، کلاهبرداری، ناامنی و بزهکاری در جامعه پیوستهای اجتماعی دارد که ریشه آن در بیتفاوتی متولیان به بحرانهای ایجاد شدهاست. این روزها قطعی مدام برق روان رنجور جامعه را بیش از قبل پریشان کردهاست، اما برای هیچ متولی در جامعه اهمیت ندارد که پیامدهای این قطع شدن برق چگونه زندگی را برای بسیاری از مردم به برزخ تبدیل کرده است. همین که هیچ دولت مردی برای رفع بحران ایجاد نشده زحمت نشان دادن واکنش را هم به خود نمیدهد حکایت از همان استمرار بیتفاوتی به نگرانیهای عمومی دارد.
مخلص کلام، اینکه هیچ مرجعی نسبت به بحرانهای ایجاد شده در کشور پاسخگو و پیگیر نیست، بدترین اتفاقی است که مدام در حال روی دادن است. انگار نه انگار که دولتی حاکم است.
((...ارکان دولتش سرآمد همه دولتهای جهان در طول تاریخ است.....))همین ادعا را احمدی نژاد هم می کرد.ولی آیا فقط دولت ها بدون دخالت سایرین ما را به این روز انداخته و این همه باید تحقیر شویم؟؟؟ بانک ها-اطاق های بازرگانی و تجاری -اختلاس گران و ده ها نهاد ذینفع دخالتی در بوجود آوردن این وضع ندارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.................
روحانی بلایی که سر کشور آورده ....