کد خبر: 1054256
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۴۰۰ - ۲۱:۳۰

سرایدار ساختمان وقتی یکی از همشهریانش را به محل زندگی‌اش دعوت می‌کرد، نمی‌دانست مهمان ناخوانده او را با قرص خواب‌آور بی‌هوش و اموالش را سرقت می‌کند.
به گزارش جوان، چند روز قبل مرد جوانی به اداره پلیس تهران رفت و گفت یکی از دوستانش به نام ستار او را با دارو بی‌هوش کرده و اموالش را سرقت کرده‌است. شاکی در توضیح ماجرا گفت: من چند سال قبل از شهرستان برای کار به تهران آمدم و به عنوان سرایدار ساختمان مسکونی در یکی از خیابان‌های مرکزی تهران شروع به کار کردم. به کارم علاقه داشتم و تمامی ساکنان هم از من راضی بودند و به همین خاطر حقوق خوبی هم به من می‌دادند.
من هر از گاهی به شهرستان می‌رفتم و به خانواده، دوستان و بستگان سر می‌زدم تا اینکه یک هفته قبل در خیابان یکی از دوستان قدیمی‌ام را دیدم. ستار گفت که برای کار از شهرستان به تهران آمده‌است، اما کاری پیدا نکرده و شب‌ها جایی برای خواب ندارد و داخل بوستان‌ها و خیابان‌ها می‌خوابد. دلم به حالش سوخت و تصمیم گرفتم شب‌ها او را برای خواب به خانه‌ام راه بدهم. از طرفی هم دوست نداشتم به شهرستان برود و به دوستان و بستگانم بگوید که من برای او کاری انجام ندادم و به همین خاطر به او گفتم که می‌تواند شب‌ها بری خواب به محل زندگی من بیاید و روز‌ها هم دنبال کار بگردد.
۳ روز بی‌هوشی
وی ادامه داد: ستار که انگار از قبل منتظر این پیشنهاد بود با شنیدن حرف‌های من خیلی خوشحال شد و همراه من به خانه‌ام آمد. من از او پذیرایی کردم و به او قول دادم که به دوستان و صاحبکارم بسپارم کاری برای او فراهم کنند. به‌هرحال او هر روز صبح به بهانه پیدا کردن کار از خانه بیرون می‌رفت و دوباره شب به خانه من برمی‌گشت و با هم می‌خوابیدیم. او چند شبانه روزی مهمان من بود و در این مدت هم فهمیده‌بود که من تمامی پول‌ها و اموال گرانقیمتم را در خانه نگهداری می‌کنم و حتی به او گفته بودم اگر پول لازم دارد قرض به او بدهم و خیال می‌کردم او رفیق من است نه دزد جان و مالم تا اینکه عصر سه‌روز قبل او مقداری وسایل آشپزی خریده بود و گفت قرار است امشب او شام درست کند. ستار آن شب شام درست کرد و با هم خوردیم که من بعد از ساعتی احساس کردم سرم سنگین شده و دیگر چیزی نفهمیدم تا اینکه امروز صبح از خواب بیدار شدم. وقتی بیدار شدم دوباره سرم سنگین بود و خبری هم از ستار نبود. چند باری ستار را صدا زدم، اما او جواب نداد و از طرفی هم وسایل خانه‌ام به هم ریخته‌بود که به‌موضوع مشکوک شدم.
فکر کردم چند ساعتی قبل به خواب رفتم و بیدار شدم، اما وقتی تلویزیون را روشن کردم مجری اعلام کرد روز شنبه است، در صورتی که من شب چهارشنبه پس از خوردن شام همراه ستار به خواب رفته‌بودم و تازه فهمیدم که سه‌شبانه روز بی‌هوش بودم. پس از این به سراغ ساکنان ساختمان رفتم و آن‌ها هم گفتند که روز شنبه است و گفتند که خیال کرده‌اند در این سه روز من برای کار مهمی به شهرستان رفته‌ام و به همین خاطر وقتی مرا داخل ساختمان ندیده‌اند سراغی از من نگرفته‌اند. من تازه متوجه شدم که ستار چه بلایی سر من آورده است که دوباره به خانه‌ام رفتم و فهمیدم او پس از اینکه با غذای مسموم مرا بی‌هوش کرده تمامی پول‌ها و اموال قیمتی به همراه کارت عابر بانکم را سرقت کرده است. وی در پایان گفت: او به خاطر سرقت مرا تا پرتگاه مرگ کشاند و خواست خدا بود که من پس از سه‌روز از مرگ نجات پیدا کنم و الان از او به اتهام سرقت مقرون به آزار اموالم شکایت دارم. با شکایت مرد سرایدار پرونده به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس‌آگاهی قرار گرفت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار