
در حالی که بعضی از دلسوزان نظام با هدف صیانت از حقوق مردم در حماسه حضور 85 درصدی بیستودوم خرداد و ایجاد نشاط سیاسی در کشور بعد از آشوبهای پس از انتخابات، تلاشهایی را آغاز کردهاند و برخی دیگر نیز با نگرانی از روند حرکت بعضی از عوامل حوادث اخیر و همنوایی آنها با منافقین و سلطنتطلبان و البته عمدتاً برای جلوگیری از حذف کامل از عرصه سیاسی کشور، سخن از «وحدت ملی» به میان آورده و طرحهایی را نیز مطرح کردهاند، اما در آن سوی صحنه عوامل اصلی ماجرا هنوز بر طبل فتنه میکوبند و تلاش دارند با گرم نگهداشتن تنور آشوبها و با باجخواهی، از پاسخگویی به اقدامات قانونگریزانه و آسیبهایی که طی سه ماهه بعد از انتخابات بر نظام وارد ساختند، رهایی یابند.
طی روزهای اخیر پس از حمایت مجدد اوباما،کلینتون، میلیبند و ... از آشوبگران و برگزاری نشست مشترک (کروبی، موسوی) – (موسوی، خاتمی) و انتشار نوار ویدئویی سخنان میرحسین موسوی، دور جدید تحرکات «جنبش به اصطلاح سبز» در برخی از واحدهای دانشگاه آزاد آغاز شد که البته همچون دانشگاههای دولتی با بیاعتنایی دانشجویان همراه بود.
موسوی در دیدارهای اخیر و پیام ویدئویی خود ضمن بحرانی قلمداد کردن شرایط کنونی کشور، بر ادامه اعتراضها تا تن دادن نظام خواستههای «مردم» تأکید میکند و البته در دیدار با خاتمی نیز مدعی «پایبندی جدی خود به قانون اساسی و معیارهای اصیل انقلاب و دفاع از جمهوری اسلامی» میشود اگرچه هواداران خود را برای بر هم زدن راهپیمایی ضد استکباری در روز 13 آبان فرا میخواند.
ادعای حرکت در چارچوب قانون اساسی و اصول ارزشهای اسلام و امام (ره) نیز در حالی مطرح میشود که آنها در ایام پیش از انتخابات با نادیده انگاشتن اصول قانون اساسی با فراخوان هواداران به آشوبهای خیابانی، تصویری بسیار سیاه از نظام جمهوری اسلامی در جهان ساختند و به رغم شعار تبعیت از «امام»برای کسب حقانیت به مطرودین و کسانی که خون بر دل امام کردند، متوسل شدند.
اما بحرانی قلمداد کردن شرایط کشور و تلاش برای به صحنه کشاندن معدود هواداران باقی مانده با شعار ادامه «راه سبز امید»، پیام ویژهای برای حامیان بیرونی جریان آشوب دارد. به راستی در شرایطی که دولت جمهوری اسلامی ایران در حال مذاکرهای تنگاتنگ با گروه 1+5 بر سر پرونده هستهای ایران است و قدرتمندانه در حال دفاع از حقوق حقه مردم ایران است، چه کسانی از این بحراننمایی و ادامه بحرانسازی سود میبرند؟