
بعدازظهر جمعه برای اولینبار در تاریخ برگزاری نمایشگاه مطبوعات، اتفاقی در فضای رسانهای کشور افتاد که تا پیش از آن سابقه نداشته است. حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات و واکنش اصحاب رسانه نسبت به این حضور و به تبع آن، ترک محل نمایشگاه یا به تعبیر دیگر اخراج او ، از جمله مواردی بود که در هیچیک از 16 نمایشگاهی که تاکنون برگزار شده است – آنهم در واکنش به کسی که تا چندی پیش در جرگه مسؤولان نظام قرار داشت – سراغ نداریم. از همین رو باید نمایشگاه امسال را با دو نگاه یا رویکرد مورد بررسی قرار داد. در رویکرد اول؛ اصحاب رسانه که با عشق و امید یکسال به انتظار نشسته بودند تا نمایشگاهی برگزار شود و در یک فضای آرام و تعاملی، بین مخاطبان خود حلقه زده و به سؤالات و دغدغههای آنها پاسخ دهند، این حضور را که در واقع بزرگترین فستیوال مطبوعاتی کشور است، فرصتی مغتنم میدانند تا در چنین فضایی، مخاطبینی که تنها با نام خبرنگاران و نویسندگان یک جریده آشنا بودند، اینبار کسانی را روبهروی خود ببینند که مدتها انتظار آشنایی از نزدیک آنها را داشتند.
اما رویکرد یا نگاه دوم مربوط به افرادی است که به فضای نمایشگاه از منظر کارناوالهای تبلیغاتی مینگریستند و شعارهای تند تبلیغاتی که تاریخ مصرف آنها گذشته را دستمایهای برای حضور خود در چنین محیطهایی که کارکردی متفاوت با دوران تبلیغات انتخاباتی دارد، میدانستند. آنچه با حضور آقای کروبی در نمایشگاه مطبوعات اتفاق افتاد را باید در راستای رویکرد دوم دانست. رویکردی که حاصل عمری تلاش دشمنان برای کشاندن بخشی از حاکمیت به این عرصه بوده است. برخی از زوایای تلخ حضور کروبی و واکنشهای صورت گرفته به وی را میتوان به قرار زیر برشمرد.
1- آقای کروبی که واکنش تعدادی از مراجعهکنندگان به نمایشگاه و طرح برخی شعارها علیه خود را نوعی توطئه سازماندهی شده بدخواهان فرض میکند، چرا این سؤال را از خویش نمیپرسد که چه اتفاقی افتاده که در کمتر یکسال، رسانهای که خبرنگار و عکاس خود را به خط میکرد تا شخصیتی همچون کروبی را مورد استقبال قرار دهد و کمترین فرصت برای پاسخ به یک سؤال را مغتنم میشمرد و در کوتاهترین زمان، مصاحبه با کروبی را در صدر اخبار خویش قرار میداد، امروز به جایی رسیده که با ورود او شعار «مرگ بر منافق» سر میدهد و خواهان خروج او از نمایشگاه میشود؟ کجای کار اشتباه بوده است، رسانهها قدرنشناس مسؤولان سابق خود شدهاند یا عملکرد آنها در انتخابات و حوادث مشابه به گونهای بوده است که اعتماد رسانه از فلان مسؤول سلب گردیده و آن روزنامهنگار متعهد، مسؤول دیروز را امروز در خط اپوزیسیون نظام میبیند و همین امر موجب واکنش او و چنین استقبال و بدرقهای شده است.
2- آقای کروبی در نقل شرح ماوقع نمایشگاه، بیان کرده است: در بدو ورود، گروههای زیادی از مردم با برخورد محبتآمیز خود مرا مورد استقبال قرار دادند. در این مسیر عده زیادی از جمعیت، با محبت فراوان مرا همراهی میکردند که من بارها از ایشان خواهش کردم هیچگونه شعاری ندهند.
در این میان جمعیتی که تعداد آنها از ده نفر تجاوز نمیکرد شروع به دادن شعار «مرگ بر منافق» کردند.
سؤال اینجاست واقعاً آقای کروبی توان تشخیص تعداد جمعیت انبوهی که او را با شعار از نمایشگاه بیرون کردند، ندارد یا نمیخواهد این واقعیت تلخ را بپذیرد که افراطگری او باعث چنین رفتاری شده است. ثانیاً چگونه است که شعار تعدادی از همراهان کروبی که با سازماندهی بیرونی به درون نمایشگاه آمده بودند تا بازار شیخ سادهاندیش اصلاحات را داغ کنند، شعارهای محبتآمیز و ابراز احساسات محسوب میشود ولی شعار جماعت انبوه خشمگین از رفتارهای کروبی، «رفتار غیراخلاقی عدهای خاص» تلقی میشود؟ چگونه است شعار «مرگ بر منافق» که علیه کروبی سر داده میشود، شعارهای غیراخلاقی و حرمت شکنانه محسوب میشود ولی شعار «مرگ بر دیکتاتور» جماعت همراه کروبی، محبتآمیز و به تعبیر ایشان تشویق وی به حساب میآید؟
3- آقای کروبی باید بپذیرد آن چیزی را درو میکند که در طول چند ماه گذشته او و همراهانش کاشتهاند، زمانی که وی با رگهای کلفت گردن و دروغپردازیهای غیراخلاقی، همه نظام را متهم به فساد و تجاوز میکند، نباید انتظار آن را داشته باشد که با ورود او به نمایشگاه مطبوعات یا هر عرصه دیگر فرهنگی کشور، مردم در پیش پای او فرش قرمز پهن کنند و همانند گذشته از منظر یک مسؤول وفادار به آرمانهای انقلاب و امام(ره) به او بنگرند. میزان برای مردم حال افراد است و امروز مردم احساس میکنند کروبی در چاه ویلی افتاده است که بیش از همه باید خود را در این افتادن، سرزنش کند.