در روزهایی که خبر دریافت مبلغ ۵۲ میلیارد تومان از سوی فدراسیون فوتبال داغ است و خیلیها مدعی هستند که این پول ناقابل حق فوتبال است و برخی هم میگویند هیچ مشکلی بابت پرداخت پول به فوتبال وجود ندارد، شنیدن خبر بدهی ۴۸ میلیون دلاری فوتبال ایران به خارجیهای شاغل و غیرشاغل اینقدر تلخ و آزاردهنده است که نمیتوان و نباید به سادگی از کنار آن گذشت. در روزهایی که خبر دریافت مبلغ ۵۲ میلیارد تومان از سوی فدراسیون فوتبال داغ است و خیلیها مدعی هستند که این پول ناقابل حق فوتبال است و برخی هم میگویند هیچ مشکلی بابت پرداخت پول به فوتبال وجود ندارد، شنیدن خبر بدهی ۴۸ میلیون دلاری فوتبال ایران به خارجیهای شاغل و غیرشاغل اینقدر تلخ و آزاردهنده است که نمیتوان و نباید به سادگی از کنار آن گذشت.
دیروز بود که خبرگزاریها طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نوشتند: «بدهی و جریمه فوتبال ایران اعم از باشگاهها و فدراسیون فوتبال در ۱۰ سال گذشته به بازیکنان و مربیان خارجی، رقمی معادل ۴۸ میلیون دلار است.» این مبلغ با احتساب قیمت دلار در این روزها چیزی بالغ بر هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان میشود. مبلغی که حتی در مخیله بسیاری از علاقهمندان به فوتبال باشگاهی و ملی هم نمیگنجد.
در اینکه این هزینه یکی از چالشهای بزرگ فوتبال و ورزش کشور است هیچ شکی نیست، اما باید متوجه این امر هم باشیم که به هر حال پرداخت این مبلغ به خارجیها اعم از باکیفیت و بیکیفیت برعهده ورزش ایران است و آنها هم پولشان را میخواهند، ولی آنچه در این بین نباید فراموش شود سوءمدیریتی است که طی ۱۰ سال گذشته باعث پدید آمدن چنین بدهی سنگین و غیرقابل باوری شده است. مدیرانی که بدون ترس از پاسخگویی فقط به بیتالمال دستدرازی کردند و رفتند و حالا ثمره حضور ننگینشان در فوتبال بدهی هنگفتی است که باید بپردازیم، آن هم بدون اینکه کوچکترین نگرانی بابت برخورد با اهمالکاریها، بیتدبیریها و خیانتهایشان به فوتبال، ورزش و کشور متوجه آنها باشد.
جالبتر اینکه این آمار و ارقام توسط مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی تهیه شده، یعنی همین مجلسی که امروز نمایندگان فراکسیون ورزش آن دریافت ۵۲ میلیارد تومان برای چهار بازی را حق فوتبال میدانند و فراموش کردهاند که همین چند ماه قبل چگونه دم از اجرای حق در خصوص یکی از همین بدهیهای خارجی میزدند. در اینکه فدراسیون فوتبال و باشگاهها در مسئله مهم عقد قراردادهای حرفهای، نحوه تعیین محتوا، چگونگی چانهزنی، انعقاد و نهایتاً اجرای آن قرارداد با مشکل اساسی روبهرو هستند جای هیچ شک و تردیدی نیست، اما میتوان توقع داشت که بالاخره جایی و از سوی نهادی جلوی این همه حیف و میل و این اشتهای سیریناپذیر رشتهای که کوچکترین افتخاری کسب نکرده گرفته شود، جالب اینکه فوتبالیها اگر پولی را هم سر جایش خرج کنند، منتش را سر مردم میگذارند و پاچهخواری بالادستیهایشان را میکنند. میگویند سهم باشگاه پرسپولیس از این بدهیها و جرایم حدود ۱۴ میلیون دلار، سهم باشگاه استقلال حدود ۱۱ میلیون دلار، سهم سایر باشگاهها حدود ۱۵ میلیون دلار و میزان بدهی و جرایم فدراسیون فوتبال به سرمربیان خارجی تیم ملی فوتبال ایران نیز حدود ۸ میلیون دلار است. میگویند که در این حوزه هم سوءمدیریت وجود دارد و هم ضعف قانونی و خلأ ضوابط حقوقی مشخص، به علاوه اینکه روشن است واحدهای نظارتی وزارت ورزش به عنوان متولی اصلی ورزش کشور و فدراسیون فوتبال بسیار ضعیف عمل کردهاند و نظارت مستمر و دقیقی در این خصوص وجود نداشته است. حالا سؤال اینجاست با وجود این بدهی عظیم و این همه ابهام در حوزه مدیریت فوتبال چرا باز هم برای این رشته بیتالمالخور میلیاردی هزینه میشود؟!