با تأیید کای ایدی، فرستاده ویژه سازمان ملل به افغانستان، مبنی بر بروز تقلب گسترده در انتخابات افغانستان، معضل به وجود آمده در این انتخابات از حدود ادعاهای عبدالله عبدالله فراتر رفته و شکلی کاملاً جدیتر به خود گرفت. هرچند که ایدی در واکنش به اتهامات عبدالله عبدالله مبنی بر تبانی سازمان ملل با رقیب وی، کرزای، مجبور به تأیید تقلب گسترده شد اما اقرار وی، به موضوع تقلب گسترده وجه و مشروعیتی بینالمللی داد و مقام کرزای به عنوان پیروز قاطع این انتخابات بیش از گذشته متزلزل شد. همین موضوع مقامهای سیاسی کشورهای دخیل در وضعیت بغرنج افغانستان را به تکاپو انداخته تا برای بحران به وجود آمده راهحل قابل قبول برای دو طرف اصلی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان پیدا کنند.
تکاپوی انجام شده نشاندهنده حرکت دسته جمعی مقامهای غربی تحت پوشش سازمان ملل در این موضوع است. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا و گوردون براون، نخست وزیر انگلستان، با تماسهای تلفنی خود با کرزای و عبدالله عبدالله سعی کردهاند به هر نحوی که شده تفاهمی را بین این دو به وجود آورند. برخی از مقامات غربی به این مقدار بسنده نکرده و با سفر به افغانستان سعی کردهاند تا از نزدیک به خروج از بحران کمک کنند. برنار کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه، جان کری، سناتور آمریکایی و زلمای خلیلزاد، سفیر پیشین آمریکا در افغانستان، با حضور در کابل اقدام به دیدار با طرفهای اختلاف و مذاکره با آنان کردهاند تا به این وسیله تفاهمی را بین هر دو طرف به وجود بیاورند.
با گذشت بیش از دو ماه از انتخابات افغانستان و بلاتکلیفی در این مدت، تحرک گسترده مقامات غربی به چه منظوری است و چه هدفی را دنبال میکند؟ پاسخ مسأله در سخنان زلمای خلیلزاد نهفته است که گفته: «اگر کمیسیون رسیدگی به شکایت واقعاً خواستار برگزاری دور دوم انتخابات شود، باید از مردم افغانستان پرسید، که آیا آنها نیز واقعاً مایل به انجام آن هستند. راه دیگر، توافقی سیاسی و برقراری وحدت ملی است. عدم مشروعیت نباید بر روی دولت آتی افغانستان سایه افکند». از سخنان وی پیدا است که غربیها بیش از هر چیز بیم عدم مشروعیت دولت آینده افغانستان را دارند که بعد از تأیید کای ایدی وجههای جدی پیدا کرده است. بنابر گفته خلیلزاد، آنان برای جلوگیری از چنین امری دو راه بیشتر در پیش ندارند؛ اول: قبول نتیجه پیروزی قاطع 54 درصدی کرزای از سوی عبدلله عبدالله و مشارکت عبدالله عبدالله در دولت آینده از سوی کرزای، دوم: کشاندن انتخابات به دور دوم.
آنچه که پیدا است هر دو راه فرمولهایی ساده و راحت برای حل بحران انتخابات افغانستان نیستند و هر کدام معضلات خود را دارند. فرمول نخست که به عنوان تشکیل دولت وحدت ملی مطرح شده با جدیت تمام از سوی مقامات غربی پیگیری میشود. در واقع، آنان مشکلات فرمول دوم را در نظر گرفتهاند که بنابر آن، برگزاری دور دوم انتخابات جدای از طرح مجدد تقلب در آن، از جهت اجرایی در آب و هوا و شرایط سخت جغرافیایی افغانستان با زمستان در پیش رو کاری است سخت با هزینههای گزاف. علاوه بر این، جنگ با طالبان و تهدیدهای آنان انتخابات دور دوم را با خطرهایی بسیار جدی روبهرو کرده است.
با وجود تمایل مقامات غربی به فرمول دولت وحدت ملی، اما آن از سوی هر دو طرف به شدت مورد مخالفت قرار گرفته است. از یک سو، حامد کرزای قصد دارد تا با تثبیت نتیجه اعلام شده به عنوان رئیس جمهوری آینده قدرت را در قبضه کامل خود درآورد و منافع نیروهای حامی خود را تامین کند. از سوی دیگر، عبدالله عبدالله بعد از اتهامهایی که اعلام کرده به سختی میتواند پیروزی قاطع کرزای را بپذیرد و خوب میداند که پذیرش پیروزی کرزای و ورود به دولت وحدت ملی به معنی از دست دادن اعتباری است که تاکنون به دست آورده است. گذشته از این وجوه، روشن است که دولت وحدت ملی امری است واهی و امکان همکاری مشترک با وجود بدبینیهای شدید موجود بین دو طرف غیرممکن است. آنچه که پیدا است مقامات غربی بدون در نظر گرفتن واقعیات موجود در افغانستان پس از انتخابات، تنها در این فکر هستند که به هر صورت شده خود را از مخمصه دموکراسی دستساز خود در آنجا نجات دهند و با دستگاه تبلیغاتی خویش به آن آب و رنگ مشروعی ببخشند.