کد خبر: 103684
تاریخ انتشار: ۲۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۵
در سوك شهادت جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه
سردار شوشتری در مراسم ضیافت افطار ماه مبارك رمضان در جمع سران عشایر و طوایف بلوچ گفت:برادران من، امروز دشمن منتظر تفرقه شماست، منتظر دودستگی است.اصلاً یكی از خصوصیات طایفه، همین با هم بودن است. سردار نورعلی شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرمانده قرارگاه قدس،‌امروز صبح در اقدامی تروریستی به فیض شهادت نائل آمد. این شهید بزرگوار در ایجاد وحدت و اتحاد میان طوایف و عشایر بلوچ نقشی غیرقابل انكار داشته است.
گزارشی از ضیافت افطار سران طوایف و عشایر بلوچ با سردار شهید نورعلی شوشتری كه چندی پیش منتشر شد را می‌خوانیم: *سفره ای با خوراك وحدت دقایقی قبل از اذان مغرب روز شانزدهم رمضان ، ماشین‌های جورواجوری كه اكثرشان وانت بودند، جاده سربالایی، با شیب نسبتاً تند تپه بزرگ شهر راسك، مركز شهرستان سرباز، كه مقر سپاه بر روی آن واقع شده، را می پیمودند و بالا می آمدند، با مختصر شناسایی و با گفتن جمله كوتاه «ما میهمان سرداریم» از نگهبانی ورودی به آسانی و با احترام نظامی می‌گذشتند و داخل می‌‌شدند.
لحظاتی بعد سرنشینان این خودروها كه همگی در لباس سفید بلوچی وتك و توكی هم با لباس خاكی رنگ و خاكستری هستند، مورد استقبال گرم سردار و دیگران پاسداران قرار می‌گیرند، آری اینان كه سران طوایف و عشایر منطقه سرباز هستند، آمده‌اند تا میزبان سفره افطار یكی ازسربازان ولایت و رهبری باشند.
سردار شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی و فرمانده قرارگاه قدس سپاه كه با عزمی خستگی ناپذیر، كمر همت را به خشكاندن ریشه ناامنی در جنوب شرق بسته است، این روز مبارك را غنیمت شمرده، تا در این نقطه دور افتاده و محروم، میزبان جمعی از بندگان روزه‌دار خدای رحمان باشد.
*همه سران طوایف بلوچ منطقه آمده بودند پس از اقامه نمازمغرب‌، سفره افطار در گوشه نمازخانه سپاه پهن می‌شود‌، سفره‌ای ساده و بی‌ریا. سفره‌ای كه شاید مشابه آن را در هیچ جای دیگری نتوان یافت.
همه آمده‌اند، طوایف آسكانی، صلاحی ، شه‌بخش، بر و دیگران. از راههای دور و نزدیك، از پیشین، جكی گور و از خود شهر راسك، بخش سرباز یا مناطق دورتری همچون آشار و ایرافشان وخیلی جاهای دیگری كه من حتی اسمش را نمی‌دانم.
عبدالرحیم از پیشین، خان محمد از آن سوی‌تر، رحیم داد از آشار، ابوالحسن از ایرافشان وكدخدا محمد از تگران، غلامعلی از نقطه صفر مرزی و به قول خودش از میل مرزی 196 ودهها چهره دیگر.
سردار چونان نزدیكان و خویشان خود، یكی یكی تعارف می‌كند و با احترام بر سفره می‌نشاند و در تب و تاب است تا كم وكسری نباشد، هر از چند گاهی هم كه تازه واردی می‌آید، تعارف به نشستن می‌كند و دوباره افطار خود را ادامه می‌دهد. با پایان یافتن افطار گپ و گعده‌ها و بگو و بخندها شروع می شود.«خان محمد صلاحی چطور است؟» ،«كدخدا محمد بسیار تا بسیار خوش آمدید » و جالب اینكه كه بیشتر افراد را به اسم كوچك می شناسد و صدا می زند.
این رابطه صمیمی سردار را كه می‌بینم نا خود آگاه به یاد حرف چند روز پیش حاج كمال فرمانده گردان تكاورمان می افتم كه با خنده می گفت:« اگر خواستی بفهمی سردار كی به منطقه می آید كافی است از یكی از این عشایر بپرسی، نه من یا دیگری! زیرا آنها بهتر از ما خبر دارند.»
*دیگر دغدغه امنیت در اینجا نداریم سفره افطار جمع می شود. سران طوایف بلوچ به دور سردار حلقه می‌زنند و او نیز در همان ابتدا پس از نام و یاد خدا می گوید: «این را از همین اول بگویم كه من با حضور شما مردم غیور دیگر هیچ دغدغه امنیتی در اینجا ندارم و یقین هم دارم هیچ كس نمی تواند كوچك ترین نفوذی در صفوف مستحكم شما داشته باشد».
والحق كه اینگونه است ، زیرا مرد بلوچ امروز دیگر بخوبی دریافته است، آنهایی كه در آن سوی مرزها با بلعیدن دلارهای آمریكایی و پوندهای انگلیسی سنگ خلق بلوچ را برسینه می زنند، تنها و تنها به منافع خویش می اندیشند و لاغیر. سردار به پیروی از مولا و مرادش حضرت آقا، از وحدت وهمدلی سخن به میان می آورد ومی گوید:«برادران من، امروز دشمن منتظر تفرقه شماست، منتظر دودستگی است. اگر خدای ناكرده، اختلافی پیش آمد، نگذارید به جای باریك كشیده شود.اصلاً یكی از خصوصیات طایفه، همین با هم بودن است ».
توصیه‌های وحدت بخش سردار كه به اینجا می رسد، به یاد حرف های پیش از افطار ابوالحسن از طایفه آسكانی می افتم كه می گفت:«خوبی سپاه به همین است كه قبل از هر چیزی به فكر وحدت ماست، كاری كه بعضی ها از آن غفلت كردند. سپاه به فكر خدمت است و برای همین است كه ما تا پای جان در كنار سپاه هستیم. »
*خان بلوچ ازخادمی به خانی رسیده است! صحبت های سردار همچنان ادامه دارد و به اینجا رسیده است كه می گوید:« یكی از نكات قوت در كار شما خان های بلوچ این است كه شما از خادمی به خانی رسیده اید ، نه از سر تعدی و ظلم و قدرت و ثروت و مانند آن و این افتخار بزرگی برای شماست. پس این روحیه خادمی وخدمتگزاری را حفظ كنید. همانگونه كه امام عظیم الشانمان، به خادمی افتخار می كرد ومی گفت به من رهبر نگویید، خادم بگویید» و این حرف را سردار، در عمل هم در ضیافت آن شب به كار بست.
هر گاه كه یكی از سران طوایف و عشایر از مشكلات طایفه اش می گفت، او بلافاصله در جواب می گفت ، ای به چشم! و فوراً خطاب به علویان و پرمر فرماندهان زمینی و مقاومت مستقر در منطقه می گفت:«فوراً مشكل آقایان را حل كنید» ودر موارد محدودی هم كه خواسته ها در حد مقدورات نبود با لبخندی بر لب می گفت:«صبر كنید انشاء ا... درست می شود، خوش خوش، كم كم!» و یا آنگاه كه یكی از سران طوایف، ازشناسایی 100خانوار نیازمند در طایفه اش گفت، سردار بلافاصله خطاب به آقای علویان گفت:«عجالتاً 10تن آرد می دهیم، بدهید به این عزیزان، تا بعداً اقدامی اساسی برای اینها بشود. »
*همایش وحدت طوایف در دستور كار سردار همچنان در لابلای سوالات مطرح شده ، از طرح‌های سپاه می گوید و به طرح همایش وحدت سران طوایف اشاره می كند و از عبدالرحیم كه گویی داوطلب یكی از این همایش هاست ، پیشرفت كار را می پرسد و او كه حالا دیگر به بركات وحدت بیش از پیش پی برده است می گوید:«سردار ما نظرمان این شد كه به جای اینكه تنها همایش سران طایفه خودمان را داشته باشیم، می خواهیم همایشی برای همه طوایف در پیشین داشته باشیم تا اختلافی هم پیش نیاید.» پیشنهادی كه با استقبال شدید سردار مواجه شد وگفت:«كارتان را هر چه زودتر شروع كنید و نگران بودجه و امكانات هم نباشید، با توكل به خدا و با همت شما همه چیز حل می شود.» در ادامه صحبت به نكته دیگری هم اشاره می كند و خطاب به سران طوایف می گوید:«برای پیشبرد كارها به باسوادها و نخبگان ، دانشگاهیان و مولوی ها و تحصیل كرده های محلی خودتان بها بدهید، در هر كجا هستند از فكر و تجربه آنها بخوبی استفاده كنید. چون اینها بهتر از همه می توانند به شما كمك كنند.»
*انگشتر تبركی برای مهمانان حالا دیگر عقربه های ساعت از 10 شب گذشته است. بیشتر اینها از راههای دور و نزدیك آمده اند، باید بروند و از طرفی دیگر چند ساعتی هم به سحر باقی نمانده است. بنابراین پس از اینكه سردار چندین بار تاكید می كند «آقایان كسی دیگر فرمایشی نداشت»با صلوات برمحمد، پیامبر رحمت ومهربانی، این استوانه محكم وحدت در بین ما مسلمانان، ختم جلسه را اعلام می كند و بعنوان یادگاری از این جلسه، انگشتر تبركی مشهد و اهدایی مقام معظم رهبری را به تك تك میهمانان تقدیم می كند و دوباره برای خداحافظی همه را در آغوش می گیرد و همینطور كه از نمازخانه خارج می شوند، می گوید:«آقایان مواظب باشید، شب است با دقت رانندگی كنید، نكند خدای ناكرده اتفاقی بیفتد. اگر كسی راهش دور است همین جا بماند فردا برود.»
*اینها دلسوز نظام و كشورند قرص نسبتا كامل ماه شب شانزدهم در حال اوج گرفتن است و ستارگان زیبا در آسمان به جنب وجوش مشغولند و حالا دیگر آخرین ماشین سران طوایف بلوچ هم در جاده سراشیب ارتباطی سپاه سرباز، آرام آرام در حال دور شدن است ومن درحالی كه این منظره زیبا را تماشا می كنم، یك بار دیگر برنامه افطار امشب را در ذهن خود مرور می كنم.آری! سردار درس های آقا را خوب گرفته است و واقعاً فهمیده است درد این مردمان چیست و مشكل كار در كجاست، زیرا درد این مردم نه آنهایی است كه بعضی ها به دروغ به نام خلق بلوچ در رادیوهای بیگانه نشخوار می كنند، نه خدای ناكرده دشمنی و عداوت با نظام و انقلاب و یا حتی كرسی خواهی وزارتی و ریاستی كه در مواقع انتخابات، بعضی ها عوام فریبانه بدون هیچ گونه اعتقادی، از آن دم می زنند. درد این مردم درد بی‌مهری، درد محرومیت، درد نگاه ابزاری داشتن به آنهاست. همانی كه لحظاتی بعد در پایان مراسم از سردار پرسیدم، واقعاً نظر شما در خصوص این مردم چیست؟ و او محكم و قاطع چونان كه از نزدیك ترین كسان خود می گوید،گفت:«اینها دلسوز نظام و كشورند، این مردمان بسیار وفادارند، وظیفه ماست تا می توانیم به این مردم خدمت كنیم.»
منبع: هفته‌نامه صبح صادق
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار