کد خبر: 1030846
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۹ - ۰۰:۱۷
چرایی تند شدن مواضع علیه پرونده هسته‌ای ایران در هفته‌های اخیر
شکاف‌های داخلی سیاسی پیام غلطی به خارج منتقل می‌کند در طول چند ماهه گذشته تحولات مهمی درباره پرونده هسته‌ای ایران و فضای کلی سیاست خارجی کشور رخ داده که اغلب به تحولات داخلی کشور نیز مرتبط بوده است.
مهدی پورصفا
سرویس سیاست جوان آنلاین: برخی اختلافات سیاسی سبب شده تا پیام غلطی به خارج از ایران منتقل شود و همین مسئله موجب موضع‌گیری تندتر برخی طرف‌ها به‌خصوص از سوی کشور‌های عربی حاشیه خلیج‌فارس و اروپایی شده است.

به‌رغم اینکه همواره تقابل با نظام جمهوری اسلامی از سوی طرف‌های غربی و همپیمانان آن‌ها در منطقه روالی عادی در طول سال گذشته بوده، اما به طرز غریبی‌ای این رویارویی در یکی دو ماه اخیر حالتی تهاجمی پیدا کرده است. برخی از از اظهار‌نظر‌ها یا بیانیه‌های دیپلماتیک درباره مناسبات ایران و طرف‌های مربوطه در پرونده هسته‌ای ایران چنان طلبکارانه هستند که عملاً پا را از سیاست خارجی فراتر گذاشته و به نوعی دخالت در امور داخلی کشورمان نیز محسوب می‌شود.

اظهارات بریتانیایی‌ها و اماراتی‌ها نشانه چیست؟

نمونه‌ای از این اظهارت را می‌توان در بیانیه سه کشور اروپایی درباره تصمیم ایران برای نصب سانتریفیوژ‌های پیشرفته در نطنز و همچنین سخنان یک مقام وزارت خارجه بریتانیا در مجلس عوام این کشور دانست.

«جیمز کلورلی»، معاون وزارت خارجه بریتانیا در جمع نمایندگان مجلس عوام با اشاره به سیاست دولت بریتانیا در قبال تحولات ایران می‌گوید: اگر ایران در خصوص برجام جدی است، نباید قانونی را که اخیراً به تصویب پارلمان این کشور رسیده و گام‌های بیشتری در جهت نقض برجام برمی‌دارد، اجرایی کند. این اقدام، فرصت مهم بازگشت به دیپلماسی را که دولت جدید امریکا پیشنهاد داده است، تضعیف خواهد کرد.

اظهار‌نظر دیگر که باید در همین راستا آن را ارزیابی کرد، تلاش کشور‌های عربی حاشیه خلیج‌فارس برای شرط‌گذاری برای ایران در قبال بازگشت به برجام و برداشته شدن تحریم‌های نفتی است.

اوج اظهارنظر‌های اینچنینی مربوط به سخنان انور قرقاش، وزیر مشاور در وزارت خارجه امارات که در اظهار‌نظری خواستار این مسئله شده که حتی راکت‌های کوتاه‌برد ایرانی نیز در دستور کار توافق دو طرف برای بازگشت به برجام قرار بگیرد.

وی در گفتگو با روزنامه نیویورک‌تایمز با اشاره به اینکه امارات خواهان حصول «برجام پلاس پلاس» است، در توضیح این تعبیر می‌گوید: «هدف توافقی بسیار قوی‌تر و سخت‌گیرانه‌تر با ایران با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای، جلوگیری از حمایت تهران از تروریسم، جلوگیری از خرابکاری ایران در جوامع و دولت‌های عربی و توقف ساخت راکت‌ها و موشک‌های تهاجمی است.»

شکافی که پیام غلط را به خارج از ایران صادر کرد

صرف‌نظر از اینکه نزدیک شدن پایان دوران ترامپ و آغاز ریاست جمهوری بایدن بر این تحولات مؤثر است، اما به نظر می‌رسد برخی عوامل این رویکرد تهاجمی را در برخی تحولات داخلی دیدند؛ رویداد‌هایی که اتفاقاً برخی از مراجع عالی‌رتبه امنیتی بر نقش مخرب آن تأکید کرده‌اند.

شاید جدی‌ترین هشدار در‌این‌باره را بتوان در بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی دانست که در خطوط پایانی آن پیرامون جنجال‌های به وجود آمده بر سر مصوبه مجلس آمده است: آنچه برخلاف مصالح ملی بوده و مورد نگرانی می‌باشد، همین جنجال‌هاست که شأن و جایگاه نهاد‌های قانونی کشور را مورد خدشه قرار داده و به وحدت و انسجام ملی خسارت وارد می‌کند. بدون شک اظهارنظر‌ها و رفتار‌هایی که طی روز‌های اخیر شاهد آن بودیم، مصالح و منافع ملی را قربانی اغراض و منافع گروهی و جناحی نموده و ضمن آنکه هیچگونه نفعی برای کشور نداشته است، پیام و آدرس غلط به دشمنان منتقل می‌کند. به نظر می‌رسد با وجود این هشدار صریح و جدی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی این آدرس غلط به طرف‌های متخاصم ایران در خارج از کشور داده شده است که شکاف‌های سیاسی بر سر موضوعات خارجی در رأس نظام تصمیم‌گیری کشور آنچنان گسترده شده که به فضای رسانه‌ای نشت کرده است.

نقطه اوج این شکاف را می‌توان در بحث‌های مرتبط با مصوبه هسته‌ای اخیر مجلس دید که به صراحت برخی از مقام‌های دولتی علیه بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی موضع گرفتند.

به عنوان مثال علی ربیعی، سخنگوی دولت درباره بیانیه اخیر شورای عالی امنیت ملی درخصوص مصوبه مجلس می‌گوید: «رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، پس از مصوبه شورای عالی، دیگر هیچ اطلاعی از فرآیند این ماجرا و تصمیمات دبیرخانه نداشته و وزیر خارجه هم می‌گوید تعاملی نداشته است. در بیانیه دبیرخانه شورای امنیت ملی آمده است که مجلس با تعامل و همکاری وزارت خارجه بررسی کرده است. متأسفانه در این روند نه‌تن‌ها تعامل و هماهنگی صورت نگرفته، بلکه امکان حضور نماینده وزارت خارجه در جلسات نیز مهیا نشده است.»

این سخنان ربیعی در حالی بیان می‌شود که اساساً دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ستاد اداری و اجرایی این شورا محسوب می‌شود و دبیر آن نه‌تن‌ها از سوی رئیس‌جمهور منصوب می‌شود، بلکه به‌عنوان نماینده مقام‌معظم رهبری حق رأی در تعیین سرنوشت مصوبات این شورا را دارد.

طبیعی است که با این حد از واگرایی درباره یکی از مهم‌ترین مسائل مرتبط با حوزه امنیت ملی رفتار طرف‌های ایران در این ماجرا نیز تهاجمی‌تر شود.

ذوق‌زدگی در مقابل تغییر دولت در امریکا

صرف‌نظر از اینکه ادامه این رویکرد چه تأثیرات مهم و غیر‌قابل پیش‌بینی بر سرنوشت پرونده‌های مهم ایران در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد گذاشت، نحوه برخورد دولت با انتخابات ریاست جمهوری امریکا بود که باعث کلید خوردن چنین رفتار‌های زیانباری در مهم‌ترین حوزه حاکمیتی کشور شد. طبیعی است که تغییر گرانیگاه قدرت در امریکا می‌تواند برای تمامی کشور‌های جهان در کوتاه‌مدت و بلند‌مدت منافع یا ضرر‌هایی به همراه داشته باشد. در مورد ایران هم اعلام این نکته که دموکرات‌ها به دنبال بازگشت به برجام با شرط و شروطی خواهند بود، امید‌هایی را در دولت برای احیای اتوریته دولت اعتدال در داخل جامعه فراهم کرد.

با این حال اظهارنظر‌های گوناگون به‌خصوص از سوی رئیس دولت درباره فرصت بودن به قدرت رسیدن دموکرات‌ها و ذوق‌زدگی بیش از اندازه برای این رویداد در امریکا نه‌تن‌ها سبب شد تا نیاز ایران به‌عنوان نقطه ضعفی در مذاکرات آینده تعبیر شود، بلکه کشور‌هایی که از احتمال اجرای دوباره برجام در منطقه آزرده خاطر بودند با صراحت خواستار این شدند تا دغدغه‌های بی‌ربط آن‌ها به شروطی برای بازگشت مجدد به برجام و برداشته شدن تحریم‌های نفتی مطرح شود. جالب اینجاست که پس از ترور شهید‌فخری‌زاده و تلاش مجلس برای ایجاد بستری جهت امتیاز‌گیری با واکنش شدید دولت مواجه و عملاً نوعی زورآمایی رسانه‌ای در‌این‌باره آغاز شد. بلافاصله بعد از این بحث‌های رسانه‌ای بود که مواضع تند سه کشور اروپایی درباره توسعه توانمندی‌های هسته‌ای ایران اتخاذ شد.

تجربه سال ۸۸ چه می‌گوید

در ضرورت اهمیت جلوگیری از ادراک غلط پیرامون وضعیت داخلی ایران ذکر تجربه سال ۸۸ کافی است. در آن زمان و به‌رغم اینکه برخی از نشانه‌ها حاکی از انعطاف احتمالی غرب درباره پرونده هسته‌ای ایران بود، اما وقایع سال ۸۸ سبب شد تا نوعی اجماع برای فشار بیشتر علیه ایران در غرب ایجاد شود. این تلقی از آنجا حاصل شد که در صورت افزایش فشار اقتصادی به ایران از جمله ممنوعیت فروش نفت و همچنین محدود کردن تراکنش‌های بانکی می‌توان جامعه ایران را دوباره به مرز شورش رساند و با این ناپایدارسازی از ایران امتیازات بیشتری را طلب کرد.

در شرایط فعلی و در صورتی که اختلافات بر سر مدیریت سیاسی پرونده سیاسی بین دولت و مجلس و هر نهاد دیگری افزایش یابد، باز هم پیام غلطی به خارج از ایران ارسال می‌شود که می‌تواند حتی در کیفیت بازگشت امریکا به برجام نیز تأثیرگذار شود. به‌خصوص اینکه اروپایی‌ها اعتقاد دارند که امریکا باید بازگشت کامل به برجام را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول کرده و صرفاً به برخی تخفیف‌های تحریمی قائل شود.
با درک این مسئله می‌توان اهمیت حفظ انسجام و اتحاد سیاسی در ماه‌های باقی مانده را درک کرد. اگر دولت یا حتی مجلس و هر ارگان دیگری در خلاف این مسیر که به طور حتم مورد تأیید رهبری عالی نظام هم نیست، قدم بردارد، پیام ضعف را به خارج از کشور منتقل کرده است.

در صورت ادامه این روند شاید حتی شاهد ادامه رویکرد ترور و حملات مخفیانه علیه زیرساخت‌های هسته‌ای کشور باشیم. اتفاقی که ترور شهید‌فخری‌زاده یکی از نمونه‌های واضح آن است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار