کد خبر: 102344
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۸۸ - ۱۶:۳۵
بررسي كارنامه كامل برخي از روحانيون و سياسيون در انتخابات دهم در گفت‌وگوي «جوان» با حجت‌الاسلام والمسلمين جعفر شجوني
هنگامي كه در دفتر كار حجت‌الاسلام جعفر شجوني حضور يافتيم وي مشغول انجام فريضه نماز بود و دقايقي چند ما منتظر بوديم و در اين مدت به فضاي دفتر كارش نگاه مي‌كرديم كه همانند كتابخانه‌ جامع بود، حتي ايشان در ميان صحبت‌هايشان به يكي از كتب داخل قفسه اشاره كرد كه نويسنده آن هاشمي‌رفسنجاني بود. حجت‌الاسلام شجوني به عنوان عضو شوراي مركزي حزب مؤتلفه در هفته گذشته به همراه ساير اعضاي اين حزب به ديدار برخي از مراجع تقليد رفته‌اند كه در قسمتي از سخنان خود به اين ديدار اشاره كرده‌اند. او كه 25 بار به زندان‌هاي رژيم پهلوي رفته است خاطرات بسياري از سال‌هاي قبل و بعد از انقلاب بازگو مي‌كند و بسيار گله‌مند و حتي عصباني است از برخي شخصيت‌هاي نظام كه بعد از رفتن امام (ره) و مخصوصاً در انتخابات اخير مواضعي بر ضد انقلاب و نظام پيش گرفته‌اند. عضو شوراي مركز جامعه روحانيت مبارز كه ملاقاتي را در نجف با امام (ره) داشته است جايگاه ولايت فقيه را جايگاهي استوار، اساسي و قابل اعتماد مي‌داند. در ذيل گفت‌وگوي ما را با يكي از مبارزين زمان انقلاب مي‌خوانيد. شما برخورد اعضاي جامعه روحانيت مبارز را به عنوان يكي از مهم‌ترين و تأثيرگذارترين تشكل‌هاي سياسي در انتخابات دهم رياست جمهوري به عنوان يكي از اعضاي شوراي مركزي آن چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟جامعه روحانيت مبارز تهران به دبير كلي آقاي مهدوي كني و اعضايي كه حدود 30 نفر هستند، در انتخابات اكثريت به آقاي احمدي‌نژاد علاقه‌مند بودند و همين اكثريت ايراد رقيب احمدي‌نژاد در انتخابات را سه، چهار برابر مي‌دانستند ولي يك عده‌اي از دوستان فقط ايراد مي‌گرفتند به احمدي‌نژاد و بعدها كه جلسات ما تعطيل شده بود صريحاً به ستاد موسوي رفتند؛ كساني همانند اكرمي، طباطبايي و دعاگو. ساير مخالفان مثل آقاي ناطق و حسن روحاني صراحتاً اسمي از موسوي به ميان نياوردند و ما نمي‌دانيم كه از چه كانديدايي به صورت دقيق حمايت كردند. در مجموع حركات و سكنات عده‌اي از اعضاي جامعه به نفع اصلاح‌طلبان بود و تا الان هم ادامه دارد و كسي از اينها هم تا الان نيامده كه بگويد ما اشتباه كرديم. مگر كسي به مانند هاشمي‌رفسنجاني كه حرف‌هاي جديدي زده است كه بزرگان اظهار مي‌كنند وي بايد اين صراحت را در نماز جمعه اعمال مي‌كرد يا آنكه اين صراحت را واضح‌تر بكند كه همه بفهمند هاشمي از بعضي اطرافيان جداست و عقايدش به مانند برخي از افراد خاص نيست.ما واقعاً دار و ندارمان ولايت فقيه است و سرپرست ما هم ايشان هستند و بي‌سرپرست نمي‌شود زندگي كرد. شهيد مدرس به خاطر همين راه شهيد شد. از صدر اسلام مسأله ولايت فقيه وجود داشته است منتها علما در مقابل سلاطين جور، جرأت ابراز را نداشتند. مرحوم آيت‌الله ميرزا نائيني در تنبيه الامه ضرورت را القا كرده است كه وجود ولايت فقيه از ضروريات است و ساير بزرگان هم در اين راستا حركت كرده‌اند. بنده در زمان طاغوت با اضطراب روي منبر مي‌گفتم: «مانودي شيء مثل مانودي به الولايه» اما چون شرايط، شرايط مناسبي نبود در برخي جاها هم اين را عنوان نمي‌كرديم و در ميان گويندگان تهران من و شهيد محلاتي و آقاي مرواريد به سه تفنگدار مشهور بوديم. به هر حال در روز قيامت هيچ پرونده‌اي سنگين‌تر از پرونده ولايت نيست، علما و بزرگان دين بايد سرپرستي كنند. مسلمان‌ها و مسلمانان را به عنوان ايتام آل محمد در روايت مي‌شناسيم و از آن طرف در روايات ديگر داريم زماني كه بدعت در دين آشكار مي‌شود، عالم وظيفه دارد كه علمش را ظاهر كند و الا لعنت خدا بر او خواهد بود و همه فقها هم مرد اين ميدان نيستند. ما فقيهي با جرأت به نام امام خميني (ره) داشتيم كه خدا به ما لطف كرده و اورا به ما ارزاني داد. ايشان در تبعيدگاه تركيه كتاب ولايت فقيه را نوشته و بارها اعلام كرد كه ولايت فقيه كنوني همان ولايت رسول‌الله است. بنده در سال 46 كه رفته بودم نجف، ديدم امام در آنجا درس ولايت فقيه را مي‌دهد، حالا 20 سال است كه امام از دنيا رفته و ما در اين 20 سال رهبري داريم كه كوچك‌ترين كلمه بر زبانش جاري نشده كه آدم احساس خجالت كند و ما بايد اين را قدر بدانيم. من اعتقاد دارم كساني كه درصدد كمرنگ كردن اين جايگاه هستند مطابق آيه قرآن «والمرجفون في المدينه»‌اراجيف به زبان مي‌آورند.چرا جامعه روحانيت مبارز در انتخابات به صورت صريح و علني از كانديداي خاص حمايت نكرد؟طبق مقررات جامعه روحانيت مبارز بايد دو سوم اعضا به كانديداي خاصي تمايل داشته باشند تا آن حمايت صريح و علني بشود و در روزي كه ما در رابطه با انتخابات جلسه داشتيم اكثريت جامعه با احمدي‌نژاد به عنوان رئيس‌جمهور آينده موافق بودند و مي‌گفتيم كه احمدي‌نژاد خير الموجودين است اما در همان جلسه برخي دوستان به دلايلي از جمله بيماري نيامده بودند و اكثريت ما هم اعتقاد داشتيم كه احمدي‌نژاد رأي‌آورترين است. در دنيا عده‌اي نان ابتكار خود را مي‌خورند و احمدي‌نژاد هم نان ابتكار و خلاقيت خود را خورد چرا كه دولت او كابينه را به نقاط دورافتاده كشور مي‌برد و براي رسيدگي به مشكلات مردم، واقعاً چه كسي تا الان كابينه خود را به روستاهاي ايلام و سيستان برده است. ما مي‌دانيم هر كسي كه رئيس‌جمهور آينده كشور شود بايد راه احمدي‌نژاد را ادامه بدهد. دولت نهم معتقد بود كه نبايد همه پول‌ها در تهران هزينه شود و بايد به ديگر مناطق و استان‌ها و حتي روستاها هم رسيدگي شود. در كل احمدي‌نژاد با ابتكار و پركاري خود رأي‌آورترين كانديدا بود. فضاي مسمومي را كه عليه احمدي‌نژاد در زمان تبليغات به وجود آمده بود، چگونه تحليل مي‌كنيد؟عده‌اي بي‌انصافي مي‌كردند و مي‌گفتند بسياري از طرح‌هاي احمدي‌نژاد به خاطر جمع كردن رأي است و اين را نمي‌خواستند قبول كنند كه دولت نهم چهار سال است در راستاي تحقق بسياري از شعارها قدم برمي‌دارد حتي افرادي در انتخابات چنان بي‌انصاف بودند كه سفر مقام معظم رهبري به استان كردستان را به انتخابات و حمايت از كانديداي خاص ارتباط دادند، اين خيلي بي‌حيايي است كه افرادي رهبر را اينگونه متهم كنند، البته ما به عنوان كسي كه روحاني هستيم صحبت‌هاي مقام معظم رهبري در سخنراني‌هاي مختلف را خوب مي‌فهميديم كه وقتي آقا مي‌گويد:«‌شعارهاي امام (ره) را احمدي‌نژاد پررنگ‌تر از ديگران مي‌كند» يا «وقتي جنايات اسراييل در سازمان ملل گفته مي‌شود چرا عده‌اي در ايران شرمنده مي‌شوند» يعني احمدي‌نژاد را بهتر از ديگران در اين حوزه‌ها مي‌داند. زماني كه عده‌اي در داخل به سخنان احمدي‌نژاد در مجامع بين‌المللي اعتراض مي‌كنند من به ياد رفتن شهيد رجايي به سازمان ملل مي‌افتم، هنگامي كه شهيد رجايي پايش را روي ميز سخنراني گذاشت و گفت اين علائم شكنجه ساواك در ايران است، عده‌اي در داخل كشور گفتند شهيد رجايي آبروي ما را برده كه از آن جمله بني صدر بود، در حالي كه بيان اين موضوع كسب آبرو براي نظام بود. در مورد احمدي‌نژاد هم وضع به همين گونه است اما رهبري در سخنراني خود در بيجار فرمودند:« وقتي جنايات اسراييل در مجامع بين‌المللي بازگو مي‌شود چرا عده‌اي در ايران شرمنده مي‌شوند» و معناي آن اين است كه ايشان به حرف‌هاي احمدي‌نژاد علاقه‌مند است. منتها چند نفر به‌رغم توصيه‌هاي رهبري هجمه‌هاي گوناگوني به شخصيت احمدي‌نژاد انجام مي‌دادند.عده زيادي از مردم و مسؤولان شخصيت و عملكرد احمدي‌نژاد را به شهيد رجايي نزديك مي‌دانند. نظر شما در اين رابطه چيست؟ خدا شاهد است يك بار شهيد رجايي آمد جلوي ميز من در مجلس و به من گفت: من از شكل و قيافه سازمان برنامه و بودجه خوشم نمي‌آيد، من از او پرسيدم دليلش چيست كه او گفت يك عده مهندس بي‌هدف در آن سازمان نشسته‌اند، بايد چهار ميليون خودشان بخورند تا هفت، هشت ميليون براي من تصويب كنند. من از او سؤال كردم پس شما چطور مي‌خواهيد كشور را اداره كنيد؟ گفت: اماني، اماني و مثل زد كه مثلاً به من گزارش داده‌اند استان خراسان وضع پريشاني دارد، من هم فرد اميني پيدا مي‌كنم و هفت و هشت گوني به او پول مي‌دهم و مي‌گويم برو و به مشكلات آنجا رسيدگي كن و بقيه استان‌ها را هم همينطور اداره مي‌كنم و اينها عين عبارات مرحوم شهيد رجايي است. اگر عده‌اي مي‌گويند دولت احمدي‌نژاد كار غيرقانوني انجام داده است درست نمي‌گويند و حتي من در جلسه‌اي كه با احمدي‌نژاد داشتم به او گفتم كه آقاي احمدي‌نژاد من كشته و مرده تو نيستم و تا حالا و در هيچ دوره‌اي انتخاباتچي كسي نبوده‌ام ولي براي شما هفت، هشت استان رفته‌ام. چرا، براي آنكه اگر ديگر كانديداها 30 اشكال دارند شما 2 اشكال داريد حتي روحاني‌اي به‌نام مُطلبي در همان حين فرياد زد كه رقيب ايشان 100 تا اشكال دارد. من حتي در آنجا به احمدي‌نژاد گفتم من هدفي هستم نه علفي، الان هم ثابت شده است كساني كه ما اعتقاد داشتيم اشكالات زيادي دارند در حال حاضر با آبروي ملت و نظام بازي مي‌كنند. باز هم تأكيد مي‌كنم كه اكثريت روحانيت احمدي‌نژاد را قبول داشت و مهم‌ترين دليل آنها سخنان و تأكيد رهبري در حمايت از دولت نهم بود.عده‌اي در زمان انتخابات دليل عدم حمايت صريح جامعه روحانيت مبارز را نفوذ شخص خاصي در بين اعضاي اين جامعه مي‌دانستند، اين ادعا تا چه حد صحت دارد؟يك روز من به اين آقاي تقوي كه رئيس ائمه جمعه است گفتم، امام جمعه شميرانات كه هشت سال عليه اصلاح‌طلبان موضع نمي‌گيرد چطور اين روزها موضع‌گيري‌هايش اينطور شده و در مورد كانديدا اظهارنظر مي‌كند، به من گفت: نفوذ آقاي فلاني كه در بسياري از جاها صاحب نفوذ است باعث اين موضوع شده است. اگر شخصي در جامعه روحانيت نفوذ داشته به دو، سه نفر ختم مي‌شود والا بقيه اين طور نبوده‌اند، ما آن دو، سه نفر را هميشه ملامت مي‌كرديم و الان هم غرور اين افراد را گرفته و نمي‌گذارد كه توبه كنند و الحمدالله ما روسفيد از آب درآمديم و معلوم شد حق با ما بوده است. شما در صحبت‌هايتان اشاره كرديد كه هاشمي‌رفسنجاني در بحبوحه انتخابات و پس از آن موضع صريحي نگرفت. دليل آن را چه مي‌دانيد؟ در قرآن سوره نساء آيه 65 آمده است كه خدا به پيغمبر مي‌فرمايد: «به خدا ايمان ندارند كساني كه مشاجره با هم داشتند و تو اي پيغمبر در آنجا داوري كردي و در دل اينها اگر مؤمن واقعي باشند نبايد ترديد و شكي باشد و اين افراد بايد تسليم شوند.» يك عده‌اي امروز به اين آيه توجه نكردند و تسليم قانون و رهبر نشدند. من و آقاي هاشمي از جواني در قم مباحثه داشتيم و در زندان هم با هم بوديم و حرف‌هايم از روي دلسوزي و خيرخواهي است كه به عقيده بنده سخنراني هاشمي‌رفسنجاني آن سخنراني نماز جمعه نبود، بلكه هاشمي يك ميتينگ داد نه اينكه نمازجمعه بخواند. در آنجا اگر هاشمي مي‌گفت مردم، قانون سرلوحه كار است و رهبري هم فصل‌الخطاب است فضا آرام مي‌شد اما هاشمي اينكار را نكرد و حتي در روايتي كه بيان كرد و نيمه‌كاره رها كرد ما اشكال مي‌بينيم. همان حضرت علي(ع) زماني براي مصالح عالي اسلام سكوت كرد اما زماني كه مردم با او بيعت كردند مقابل ظالمان و زورگويان ايستاد و هر كه تخلف كرد با او جنگيد، جنگ جمل و نهروان را انجام داد و مي‌فرمود:«جنگ بين ما و اهل قبله شروع شده، اين علم را هر كسي نمي‌تواند به دوش بگيرد مگر اهل بصيرت و صبر باشد.» دنباله اين روايت‌ها را بايد هاشمي مي‌خواند، رهبر ما در اين رابطه فرمودند: بعضي نگفتن‌ها گناه است. نامه سرگشاده هاشمي به مقام معظم رهبري نامه خود ايشان بود، اين رفتارها از هاشمي چه معنا دارد، اين دو موضع اصلاً پسنديده نبود. بنده به ايشان علاقه‌مند و با هم دوست هستيم، با هم زندان رفتيم و ساليان زيادي با هم بوديم و خود هاشمي در كتاب خاطرات خود 46 مرتبه اسم من را نوشته، منظورم اين است كه ما پدركشتگي با هم نداريم. در صحيفه آمده است يك روز مقام معظم رهبري به همراه هاشمي‌رفسنجاني با امام(ره) ديدار مي‌كنند كه امام مي‌فرمايند: من از دوستي شما خوشحالم ولي مي‌ترسم شما دو نفر روزي به اختلاف برسيد كه به انقلاب ضربه بزند، در همان حين آيت‌الله خامنه‌اي مي‌فرمايند كه شما يقين بدانيد كه از ناحيه من شروع نخواهد شد.به عقيده شما چرا عده‌اي هماهنگ با مستكبران درصدد تضعيف جايگاه برخي از افراد و شخصيت‌هاي انقلابي نظام هستند؟ مقام معظم رهبري فرزندان سالمي دارد، عده‌اي سعي كردند عليه ايشان و فرزندانشان مطالبي كذب را منتشر كنند و حتي به خاطر مسائلي ادعاهايي در زمينه من و بچه‌هايم داشته‌اند كه همگي دروغ و باطل است. همان‌ها ادعا كردند كه مجتبي خامنه‌اي يك ميليارد و 600 ميليون در انگليس پول دارد و جعفر شجوني 740 ميليون دلار پول دارد. بنده پسري دارم كه دو تا مدرك مهندسي دارد و آيت‌الله بهجت بر سر او عمامه گذاشته و طلبه است و خدا شاهد است بعضاً در خرج روزانه خود دچار مشكل مي‌شود و از من ارتزاق مي‌شود. در مورد همين پسرم نوشته‌اند كه 800 ميليون يورو از بانك خارج كرده است كه كذب است. آنها مي‌خواهند ريشه آدم‌هاي سالم و پاك را بزنند و به اين وسيله به اهداف و خواسته‌هاي خود برسند. به والله پول نقد من چه در بانك و چه در خارج از آن سه ميليون تومان هم نيست. مردم هم اينگونه اظهارات را باور نمي‌كنند چرا كه ما از زمان جواني روي پيشاني خود نوشته‌ايم وقف امام حسين(ع) و انقلاب. ما در 45 سالي كه در جامعه روحانيت مبارز به دبيري آيت‌الله مهدوي‌كني كه البته ايشان از آب هم پاك‌تر هستند، فعاليت داشتيم، سعي كرديم در راه پاكي و صداقت قدم برداريم نه به مانند بعضي از مجمع و گروه‌ها كه صراط ناصواب را پيش گرفته‌اند و با اعمال و رفتارهايشان به انقلاب لطمه زده‌اند. ما كوشش كرده‌ايم با كساني كه با ريش و عمامه از شهرام جزايري پول‌هاي حرام گرفته‌اند تفاوت داشته باشيم، اينگونه افراد همان زمان سقوط كرده و الان به جنون رسيده‌اند. همان‌طور كه مقام معظم رهبري اشاره فرمودند، در انتخابات اخير بسياري از نخبگان يا سياسيون مردود شدند. به عقيده شما علت مردود شدن بعضي از نخبگان مخصوصاً كساني كه ملبس به لباس روحانيت بوده‌اند، چه مي‌تواند باشد؟بعضي‌ها از رهبري و اصولگرايي ضربه خوردند. در روزنامه‌هاي امثال روزنامه عبدالله نوري و موسوي‌خوئيني‌ها اراجيفي نوشته مي‌شدند كه البته به صورت قانوني با آنها برخورد شد و امثال اينگونه افراد كينه در دل دارند و طبق كينه خود در انتخابات اخير عمل كردند، بعضي‌ها هم به خاطر حب رياست حركت كردند و به بن‌بست رسيدند البته بعضي‌ها در انتخابات اخير زير سؤال هستند و بايد بگويند كه هزينه‌هاي ميلياردي براي تبليغات انتخابات را از كجا آورده‌اند. آقاي كروبي اگر چند سال پيش به قم رفت و به طلبه‌ها شهريه داده است بايد مشخص كند كه اين پول‌ها را از كجا آورده است، عده‌اي از او پرسيدند كه تو مگر مرجع تقليدي كه مردم به تو سهم امام بدهند يا واعظي كه سهم منبر را بگيري؟ مرحوم پدر كروبي كه در زندان طاغوت بود پولي نداشت كه به كروبي بدهد پس كروبي اين همه پول را از كجا آورده است. اگر شخصي پولي از امام(ره) به عنوان امانتدار يا نماينده امام(ره) در دست داشته بايد به جانشين او و امام وقت بدهد. به عقيده من اينگونه افراد كه در زمان امام(ره) ولايت فقيه را قبول داشتند و پولي از امام راحل به عنوان نماينده امام(ره) در دستشان بوده ولي به جانشين او نداده‌اند، واقفي مذهب هستند. عده‌اي بعد از شهادت امام موسي كاظم (ع) پول‌هايي را كه در دست داشتند به امام رضا(ع) ندادند و گفتند كه ما امام هشتم نداريم با اين كار مي‌خواستند پول‌هاي امام موسي كاظم(ع) را به جانشين او ندهند. افرادي كه در انتخابات مردود شدند به چند درجه تقسيم مي‌شوند يا آنكه بدجنس هستند و چشم ديدن رهبر را ندارند و در يك كلام حسود هستند و بنده به عنوان كسي كه هم‌دوره مقام معظم رهبري بوده‌ام مي‌گويم كه ايشان به خوبي مملكت را اداره ‌كرده و از همه دولت‌ها حمايت مي‌كنند و آنها را راهنمايي كرده و خطرات را برطرف مي‌كنند. بعضي از آن افراد هم طالب دنيا هستند و چموشي مي‌كنند و بي‌لياقت هستند. دعواي اينگونه افراد سر دنياست نه سر دين. اينگونه افراد باطن سياهي داشته و رسوبات باطني دارند و برحسب غرض و مرض حرف زده‌اند و البته ملت ما اينگونه افرادي را كه در انتخابات مردود شده‌اند، قبول ندارند. مردم در انتخابات سه، چهار دوره اخير به اينها رأي نداده‌اند و آنها به زور مي‌خواهند خودشان را به ملت تحميل كنند آن هم به وسيله نهضت سبز و بسياري از تهمت‌ها كه عليه نظام به راه مي‌اندازند.عده‌اي در ماه‌هاي اخير بيش از پيش به دنبال تضعيف جايگاه رهبري هستند. به نظر شما وظيفه نخبگان، روحانيون و در كل سياسيون چه مي‌تواند باشد؟وظيفه همه نخبگان و روحانيون تقويت ولايت فقيه و مواضع ولي فقيه است. چادر و خيمه‌اي كه ما به‌پا كرده‌ايم بر يك عمود و پايه‌اي به‌پاست كه اگر اين عمود از بين برود خيمه هم خود به خود از بين مي‌رود. افراد و گروه‌هايي مي‌خواهند اين عمود را از بين ببرند و بسياري هم با عدم فهم سياسي و اعتقادي درصددند به اين ركن مهم ضربه بزنند. ما بايد در عرصه سياسي بر اسب اطمينان سوار بشويم و تازيانه سوءظن را به دست بگيريم. اگر دشمن به كشور ما تسلط پيدا كند بعضي از آقايان را به غازچراني هم قبول نمي‌كنند چه برسد به اينكه اجازه دهند عمامه سرشان بگذارند. افرادي عالم به زمان نيستند و بايد توجيه بشوند و بنده مطمئنم رهبر انقلاب دوست دارد كساني بروند در شهرستان‌ها در جمع روحانيون و ديگر قشرها روحانيون را توجيه كنند. دشمن بيدار است و در جهت تضعيف ولايت فقيه قدم‌هاي اساسي بر‌مي‌دارد و ما كه انقلابمان به پيروزي رسيده است نبايد مغرور بشويم و بيدار و هوشيار باشيم چرا كه دشمن اگر به رهبر و جايگاه ولايت فقيه ضربه بزند چيزي براي ما باقي نخواهد ماند. در كل وظايف روحانيون را درباره دفاع و حمايت از جايگاه رهبري، آگاه سازي، مطيع بودن و پايبند بودن به ولي امر مسلمين مي‌دانم. شما در صحبت‌هايتان مطرح كرديد كه فرزندان آقاي هاشمي رفسنجاني عملكرد خوبي به جانگذاشته‌اند. به نظر شما چرا آقاي هاشمي از مواضع فرزندان خود اعلام برائت نمي‌كند؟ خداوند در آيات قرآن اشاره مي‌فرمايند: «كه انسان يا از اطرافيان ضربه مي‌خورد يا از فرزندان خود. » اتهام سرتاسري بر اطرافيان آقاي هاشمي وارد شده است، پيغمبر مي‌فرمايند: « مومن بايد زود از خودش دفاع كند. » پيغمبر در ايام البيض در مسجد مشغول به عبادت بود و در اين سه روز زنان پيغمبر براي ايشان غذا مي‌آوردند، يكي از زنان پيغمبر كه براي او غذا مي‌آورد، چند نفر به اين زن مشكوك مي‌شوند و پيغمبر آنها را صدا مي‌زند و به آنها مي‌گويد: اين كسي كه براي من غذا آورده است همسرم است و دختر حي‌ابن اختر است و از نگاه شما فهميدم كه به اين رابطه سوءظن پيدا كرده‌ايد. آقاي هاشمي بايد زود از خودش دفاع كند و لعنت خدا بر آن كسي كه بخواهد ضربه‌اي به هاشمي رفسنجاني وارد كند، ما بدخواه ايشان نيستيم. شما به عنوان روحاني كه سابقه طولاني در انقلاب داريد، مواضع و عملكرد آقاي كروبي را چگونه مي‌بينيد؟من در گذشته هم گفته‌ام كه كروبي بايد خلع لباس شود و دادگاه ويژه روحانيت وظيفه دارد به اين گونه مسائل رسيدگي كند. آنها يك عده آخوند و روحاني فقير را كه چهره شناخته شده‌اي نيست هم مي‌برند توي دادگاه ويژه روحانيت، آخوندي كه گردن‌كلفتي و بي‌حيايي مي‌كند را چرا نبايد به دادگاه احضار كنند. پول حرام گرفتن از شهرام جزايري درمقابل ضربه زدن به نظام چيزي به حساب نمي‌آيد و همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند، تهمت به نظام سنگين‌تر از تهمت به اشخاص است، البته دادگاه ويژه روحانيت مي‌تواند اين اختيار را به دادگاه عمومي بدهد كه اين دادگاه به جرائم روحانيون و طلاب رسيدگي كند. همه در ايران منتظر هستند به وضعيت عده‌اي رسيدگي شود و جاي سؤال دارد چرا بايد آفتابه دزدها محاكمه شوند ولي شتر دزدها محاكمه نشوند. سخنان و اظهارات آقاي صانعي درباره منتخب ملت ايران كه منجر به واكنش مردم و بسياري از شخصيت‌ها شد را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟احمدي‌نژاد كار خوبي انجام داده كه از صانعي شكايت كرده است. آقاي صانعي و بيات و دستغيب هيچ جايگاهي در نزد مراجع تقليد ندارند. يكي از برنامه‌هاي آمريكا ‌اين است كه روحانيوني را كه با رهبري مسأله دارند تقويت كنند و اين جزو برنامه‌هاي آنهاست و چند روز پيش هم كه ما به همراه محمد نبي‌حبيبي و ديگر اعضاي حزب مؤتلفه به ديدار مراجع رفتيم اين مسائل عنوان شد. به عقيده من آقاي صانعي بايد محاكمه شود و اگر واقعاً تهمتي به احمدي‌نژاد زده است بايد ثابت كند و اگر ثابت نكند حداقل 80 ضربه شلاق دارد. ما در دادگاهايمان مردان كور و كچل را شلاق مي‌زنيم و مي‌گوييم چرا به اين و آن تهمت يا افترا زده‌ايد و بايد اين كار را انجام بدهند، اما ديگران را به حال خودشان رها مي‌كنيم. من اگر دادستان بودم حتماً اين كار را انجام مي‌دادم. من كه سال 34 با شهيد نواب در زندان حضور داشته و عليه مصدق ميتينگ در قم داشتم به دنبال پول و رياست نيستم بلكه از سردلسوزي حرفي مي‌زنم. نمي‌خواهيم نظام را عده‌ قليلي كه دروغگو هستند و در مجلس فاتحه‌ كسي كه فوت نشده شركت مي‌كنند اداره كرده و به بيراهه بكشند. امثال ميرحسين و كروبي بايد از خجالت آب شوند، با اين اعمالي كه نشان داده‌اند. نامه مير حسين و كروبي به منتظري را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ من مير حسين موسوي را منافق مي‌‌دانم چرا كه او قبل از انتخابات به قم سفر كرد و به ديدن همه مراجع و علماي قم رفت و حتي با صانعي هم ديدار داشت اما به ديدن منتظري نرفت. دليل آن اين است كه ميرحسين مي‌ترسيد كه از سبد آراي او كاسته شود و خود او در زمان نخست‌وزيري دستور داد تمام عكس‌هاي منتظري را از ادارات و مراكز دولتي جمع كنند حالا چطور شده است كه كروبي و ميرحسين موسوي به او نامه مي‌نويسند. اعضاي نهضت آزادي و ملي مذهبي‌ها منتظري را بي‌آبرو كردند و نفسشان به هركس بخورد آن فرد را رسوا مي‌كنند. اين سؤال من است كه آقاي موسوي اگر تو منافق نيستي و انسان صادقي هستي چرا قبل از انتخابات كه قم رفتي براي ديدار با مراجع و علما و به ديدار منتظري نرفتي. رفتار ميرحسين دوگانگي و دورويي است و زير بيرق كسي رفته است كه خون به دل امام (ره) كرد. موضوعي كه روزنامه‌ها و شخصيت‌‌هاي اصلاح طلب مصرانه پيگير آن هستند «طرح آشتي‌ ملي» است، شما اين طرح آقاي هاشمي رفسنجاني را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ به نظر من طرح اينگونه مسائل تبرئه كردن سران اغتشاش و آشوب و كمك كردن به آن اشخاصي است كه قانون را زير پا گذاشته‌اند. افرادي كه به نظام جفا كرده‌اند و حرف دل مستكبران را زده‌اند با اين طرح تبرئه مي‌شوند و از رسيدن به سزاي اعمالشان مصون مي‌مانند. ما بياييم با كساني كه امثال اوباما و نتانياهو به آنها اميد داشته‌اند و حرف دل مستكبران را زده‌اند و برخلاف امام (ره) موضع گرفته‌اند آشتي كنيم و وحدت برقرار كنيم؟حاميان ميرحسين در روز قدس شعار مي‌دادند «جمهوري ايراني» در حالي كه انقلاب ما با شجاعت مردم و با رهبري روحانيت به پيروزي رسيده است و همه مردم خواهان برقراري همه ابعاد دين اسلام در نظام و جامعه هستند. در جبهه‌هاي جنگ هم منافقين قديمي مثل برخي از اعضاي نهضت آزادي آرپي‌جي مي‌د‌زديد و رفقاي ما تعداد زيادي از آنها را گرفتند، آنها مي‌خواستند با اين كار پاسدارهاي ما را هدف قرار بدهند. عده‌اي كه امروز مرگ برآمريكا ‌و اسراييل را خط مي‌زنند و شعار «جمهوري ايراني» سر مي‌دهند دنباله رو همان منافقين صدر انقلاب هستند البته در همان روز قدس با حضورميرحسين در بين مردم، جمع كثيرراهپيمايان شعار «مرگ بر منافق» سر مي‌دهند و كروبي پا به فرار مي‌گذارد و خاتمي هم به همين شكل مورد نفرت مردم قرار مي‌گيرد. اين‌ها پيش مردم و ملت آبرو ندارند و تمام حرف‌هايشان دروغ است. اين افراد كساني بودند كه مهر باطل شد به پرونده، حزب و گروه خودشان زدند. مي‌خواهند چطور جبران كنند، نمي‌دانم. اينجا نه لبنان است و نه افغانستان كه طرح وحدت ملي را مطرح كنند. در لبنان گروه‌هاي بسياري وجود دارند كه همه مي‌خواهند بخشي از قواي كشور را در اختيار بگيرند و هر كدام از قواي اين كشور به دست گروهي اداره مي‌شود اما كشور ما كه با اينگونه كشورها تفاوت بسياري دارد. به قول آيت‌الله نوري همداني نمي‌توان با حاميان رژيم صهيونيستي وحدت كرد، آشتي ملي چه معنا و مفهومي دارد. به قول امام (ره) عده‌اي كه قانون را قبول ندارند غلط مي‌كنند. طرح وحدت با كساني كه قانون را قبول ندارند و حرف ساركوزي و اوباما را به زبان مي‌آورند چه معنايي مي‌تواند داشته باشد. انقلاب اسلامي ما هم همانند بچه‌اي كه استفراغ مي‌كند و مواد اضافي و مضر را دفع مي‌كند تا الان چند بار استفراغ كرده است و در زماني امثال بني‌صدر و رجوي را بيرون انداخت و در اين چند ماه اخير هم امثال موسوي را دفع كرده است. عملكرد سيد حسن خميني را در چند ماه اخير چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ همانطور كه امام (ره) را دوست داريم يادگارهاي امام (ره) را هم دوست داريم و حتي زماني كه يكي از بزرگراه‌هاي تهران را به نام يادگار امام گذاشتند خوشحال شدم و در آنجا براي يادگار پيغمبر (ص) كه همان حضرت فاطمه (س) است گريه كردم و با خودم گفتم ملت ايران باوفاست، هم براي امام (ره) ارزش قائل است و هم براي يادگار او و اين را در تشييع جنازه همسر امام (ره) هم مردم نشان دادند و همه ما پايبند به اصول و ارزش‌هاي امام هستيم. بنده مثل آقاي علي‌اكبر محتشمي‌پور نيستم كه در مجلس فاتحه آقاي توسلي در جماران منبر برود و بگويد حسن آقا يادگار امام است اما به شوراي نگهبان ناسزا بگويد، ما شوراي نگهبان را هم يادگار امام مي‌دانيم. ما امامي را مي‌شناسيم كه براي نوه‌اش حسين دستور تير داد، چرا كه حسين خميني پسر آقاي مصطفي در زمان بني‌صدر در مشهد عليه آقاي شهيد رجايي اهانت مي‌كرد، امام(ره) وقتي موضوع را شنيد به آقاي طبسي دستور داد كه او را دستگير كنيد و بفرستيد قم و اگر نيامد دستور تير داريد. امام(ره) انقلاب را از نوه‌اش بيشتر دوست داشت و همين حسين خميني زماني كه با دايي‌اش محمدحسين حائري زمان انقلاب به خانه من آمده بود هم به امام (ره) بي‌احترامي كرد. بنده دو سال پيش به همراه آقاي عسگراولادي به جماران رفته بوديم. حسن آقا كه بنده خيلي دوستش دارم، روبه من كرد و گفت: «چه عجب آقاي شجوني، من هم گفتم آقا حسن افرادي كه در جماران هستند و قربون صدقت مي‌روند دروغ مي‌گويند و اين شعر را هم برايش خواندم «آن كس كه گفت بهر تو مردم دروغ گفت / من راست گفتم كه به عشق تو زنده‌ام». به هر حال ما دوست نداريم كه پشت سر حسن آقا كسي توهين يا اهانت كند و اميدواريم كه همه مسائل اينچنيني به خوبي ختم به خير شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار