
مهدی امامقلی - جمعه نهم اكتبر باراك اوباما به عنوان برنده ی جایزه ی صبح نوبل در سال 2009 معرفی شد. جایزه ی نوبل صلح یكی از پنج جایزه ای است كه هرساله اعطا میشود .آلفرد نوبل در وصیت نامه خود گفته است : " این جایزه به كسی داده شود كه بهترین و بیشترین كوشش در راه برادری یا انحلال یا كاهش ارتش ها یا تشكیل و ترغیب كنفرانس های صلح كرده باشد "1 - كمیته ی نروژی نوبل اعلام كرد این جایزه را به خاطر " تلاش فوق العاده برای تقویت دیپلماسی بین المللی و ترغیب به همكاری میان مردم " به آقای اوباما داده میشود. در حالیكه در دوره ی اوباما هنوز هم به افغانستان نیروهای امریكایی اعزام میشوند .و در عراق و فلسطین و پاكستان نیروهای آمریكایی در نظر مردم چیزی جز قصابان صلح و آزادی و امنیت به حساب نمی آیند . هنوز آمریكایی ها با مشاركت لابی صهیونیسم و رژیم غاصب اسرائیل با زیر پاگذاشتن اصول اولیه منشور سازمان ملل متحد در رابطه با" عدم دخالت در امور داخلی كشورها" و " همكاری بین المللی در جهت صلح و امنیت بین المللی " به هر طریقی حتی قتل و جنایت و كشتار در پی ایجاد هژمونی بین المللی و حاكمیت بر جهان اند! 2 – كمیته ی نروژی نوبل با فراموش كردن جنایات اسرائیل و حمایت های صریح اوباما و امریكاییان در جنایات غزه و موج برآمده از نفرت ملل جهان در تجمعات و اعتراضات جهانی ، در هنگام اعلام نام برنده ی جایز نوبل صلح در بیانیه ای عنوان كرد : " بسیار به ندرت كسی به اندازه ی آقای اوباما ،توجه جهانیان را به خود جلب كرده است و در مردم خود امید به آینده را ایجاد نموده است " غافل از آنكه اعطای این جایزه به اوباما انتقادهای بسیاری را در نقاط مختلف جهان از سوی كارشناسان سیاسی و رسانه های خارجی بر انگیخته است. طبق یك نظر سنجی كه در سایت اینترنتی شیكه تلویزیونی یورونیوز انجام شده است تنها 25 درصد از سكنان اروپا از اعطای این جایزه به اوباما موافقت كرده اند و هفتاد درصد از مردم اروپا با این اقدام كمیته ی نوبل صلح مخالفت و چهار در صد در این باره اضهار بی اطلاعی كرده اند.3 – روزنامه ی فایننشال تایمز در گزارشی ضمن انتقاد شدید از باراك اوباما ، در پی دستیابی اش به جایزه ی صلح نوبل تاكید كرد : " باراك اوباما ، رئیس حمهور جنگ است و مستحق دریافت جایزه ی صلح نیست " از طرفی سران حزب جمهوری خواه آمریكا در واكنش سریع خود اعطای این جایزه را به رییس جمهور كشورشان مورد انتقاد قرار دادند . روزنامه ی " لس آنجلس تایمز " و "واشنگتن پست " و بسیاری از رسانه های خارجی نیز ضمن ابراز تردید از اعطای جایزه ی صلح نوبل به اوباما به انتقاد پرداختند و حتی برنده ی آرژانتینی جایزه ی صلح ازاعطای این جایزه به اوباما ابراز تاسف كرد.با نظر بر موارد فوق نكته ای قابل تامل است :
بی شك درعرف دیپلماتیك بین المللی ،تمامی كنش ها وواكنش ها بایستی بر اساس منطق و حسن نیت صورت گیرد .در نظر بسیاری از كارشناسان حسن نیت ، زمانی احراز میشود كه طرفین رفتارهای متناقضی از یكدیگر را شاهد نباشند.از طرفی مشخص بودن خط و مشی بین المللی و به اصطلاح " دیپلماسی بین المللی " یكی مواردی است كه مانع تردید و محافظه كاری را در تعاملات دیپلماتیك برمیدارد چه آنكه این تردید باعث بروز و ظهور مانورهای سیاسی و نهایتا سردرگمی و شاید عصبانیت های سیاسی درمناسبات طرفین میشود.
پس از مذاكرات اخیر وادامه ی بحث ها در مورد انرژری هسته ای درمحافل و رسانه های غربی ،چند روز پیش كنگره آمریكا از باراك اوباما خواست تا سی یكم ژانویه (11 بهمن ماه)درباره ی پیشرفت روند گفتگوی مستقیم با ایران گزارش دهد . بی شك موضع جمهوری اسلامی در برابر هر گونه رویداد سیاسی یایستی برمدار اقتدار و عزت و ابهت جمهوری اسلامی ایران بگردد وشائبه ترس و یا عقب نشینی و یا تردید ایران در روابطش با غرب را در اذهان آمریكایی ها متبادر نسازد.
دیروزبرخی خبرگزاری های غربی واكنش ایران نسبت به اعطای جایزه ی صلح نوبل به اوباما را امیدوارانه عنوان كردند وبا عنوان " استقبال ایران از اعطای جایزه به اوباما " خبر انگاری كردند! درحالیكه آقای جوانفكر به خبرگزاری فرانسه گفته است " اگراوباما حق وتو را در شورای امنیت سازمان ملل بردارد این اقدام نشان میدهد كه جایزه صلح نوبل به درستی به او اعطا شده است " و نیز" اوباما باید اقداماتی را برای كاهش شكاف بین دارا و ندارها در آمریكا و كشورهای زیر نفوذ این كشور انجام داده است اعلام كند " و... اما انچه كه رسانه های غربی آن را دستمایه خبرانگاری های خود كردند این موضع گیری جوانفكر بود كه گفته بود " ما ناخشنود نیستیم و امیدواریم كه او با دریافت این جایزه شروع به برداشتن گام های عملی برای از بین بردن بی عدالتی در جهان كند" و " اعطای این جایزه با او انگیزه حركت در مسیر ایجاد عدالت در نظم جهانی را بدهد "
به هر حال جدای ازاین مهم كه در نظرغربیها مفهوم " نظم جهانی " در راستای گلوبالیزاسیون وبه رسمیت شناختن نسبت های نابرابردر قدرت های جهانی است و با مفهوم " عدالت جهانی " متفاوت است و از طرفی ابراز امیدواری نسبت به مسئله صلح نوبل به نوعی به رسمیت شناختن این بازی سیاسی و حتی بیست و دو آمریكایی برنده ی این جایزه در گذشته است ، دور ازموضع گیری بر اساس اقتدار و ابهت بین المللی ایران است كه چندی پیش هنگام سخنرانی رییس جمهوری دراجلاس عمومی سازمان ملل متحد آمریكاییان جلسه را ترك كردند .
بنابرانچه كه درفوق آمد جناب آقای جوانفكر و دیگر دلسوزان بایستی با مداقه درتمامی وجوه واكنش های سیاسی و دوری از سیاست های عجولانه ، به گونه ای عمل كنند كه در فرآیندهای بین المللی پیشرودرحوزه ی انرژی هسته ای ، جدیت ، اقتداروابهت جمهوری اسلامی برای عموم جهانیان به عنوان واقعیتی انكار ناپذیر باقی بماند.