آیا من یک ایرانی هستم؟!
کد خبر: 1018637
لینک کوتاه: https://www.Javann.ir/004Gzd
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۶
گزارش جوان از بی هویتی افراد در حاشیه شهر مشهد
به گزارش جوان فریبا کیانی - یکی ازفعالان فرهنگی و اجتماعی در حاشیه شهر مشهد گفت :حاشیه شهر از جمله مناطقی است که حدود 20هزارافراد بدون هویت و بدون شناسنامه را در خود جای داده است نداشتن مدارک شناسایی و عدم هویت افراد در مناطق حاشیه نشینی و محروم بودن آنها از امکانات تفریحی و آموزشی در زمینه های مختلف از جمله تحصیل ، ازدواج ،شغل ،بیمه ، درمان و .... باعث رشد و پرورش بزهکار،دزد و جنایتکار در حاشیه شهرمشهد شده است و زنگ خطری برای مسئولان و متن شهر می باشد .

یکی از معضلات اجتماعی ،فرهنگی و اقتصادی بروز و گسترش حاشیه نشینی با تعداد حدود یک و نیم میلیون نفراز سه و نیم میلیون جمعیت در شهر مشهد میباشد .هر چند موضوع حاشیه نشینی پیشینه تاریخی دارد وبه دلیل اهمیت زیاد سالهاست که تیتر رسانه های استانی و کشوری شده است اما در چند دهه اخیر به دلیل افزایش جمعیت ،افزایش قیمت مسکن در شهر، مهاجرت تبعه های غیر ایرانی ، خشکسالی در روستاها ، ضعف کنشگری اجتماعی مردم ، سسستی و احساس کرختی در سرعت مسئولین نسبت به حاشیه نشینی مسائلی است که مشکلات حاشیه شهر مشهد را بیشتر کرده است .

درمشهد به دلیل وجود بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا (ع) و مرز مشترک با کشور افغانستان بستر مناسبی برای افزایش حاشیه نشینی فراهم می باشد و این خود دلیل بر افزایش تعداد حاشیه نشینی و اهمیت مسئله  حاشیه نشینی  نسبت به شهر های دیگر را در پی دارد .تلاش نیروهای جهادی مردم ،سپاه و بسیج و برخی از مسئولین در حاشیه شهر مسکنی برای درد بوده و به دنبال فرصت درمان درد میباشند . 35درصد از جمعیت شهر مشهد در حاشیه نشینی قرار دارد و آیا 35درصد از خدمات به نقاط حاشیه نشین می رود ؟ توزیع ناعادلانه عدالت و همچنین  عدم هویت افراد در حاشیه شهراز مسائل و مشکلات اساسی میباشد که سالهاست به آن پرداخته می شود و منشا آسیب های اجتماعی جامعه میباشد .

برای پرداختن به موضوع شهروندان بی هویت به دو منطقه حاشیه نشین شهر (اسماعیل آباد و قرقی )سر می زنیم .

افراد بی هویت، تعصب و عرقی به جامعه ندارند چون از حداقل امکانات محروم هستند

محمد خسروی فعال فرهنگی و اجتماعی درحاشیه شهر اسماعیل آباد با بیان اینکه اسماعیل آباد یک کالبد شهری است  عنوان کرد :اسماعیل آباد درفاصله 20کیلومتری حرم حضرت امام رضا (ع)با جمعیت 6هزار نفربا وسعت 50هکتاربا مداخله بافت شهری و روستایی در غالب اسماعیل آباد شکل گرفته است که یکی از معظلات ضعف کنشگری اجتماعی مردم می باشد .

از سال 93سپاه امام رضا (ع) و بسیج با تشکیل پایگاه های بسیج در محلات با پشتیبانی از دولت واستفاده از ظرفیت ها و توانایی مردم نقش ویژه ای در جهت فعال کردن کنشگری اجتماعی مردم داشته است .

افراد بی هویت از حداقل امکانات آموزش ،بهداشت و کنترل جمعیت خانواده محروم هستند و تحت پوشش حمایت دولت قرار نمی گیرد .چنانچه فرد بی هویت مشکل معیشتی داشته و یا معلول باشد کمیته امداد امام خمینی (ره) و بهزیستی او را تحت پوشش قرار نمی دهند و همچنین فرد بی هویت چنانچه گرفتار بیماری شود که نیاز به بستری وعمل جراحی یا سزارین  و ..داشته باشد به دلیل نداشتن شناسنامه بیمارستان ها او را پذیرش نمی کنند.

 به دلیل اینکه یک فرد بی هویت هیچ جایگاه اجتماعی ندارد و هیچ گونه خدماتی دریافت نمی کند تعصب و عرقی به جامعه نداشته و دغدغه ای برای کشور نداردواین افراد بستر همه نوع  آسیب های اجتماعی در حاشیه شهر مشهد را فراهم می کنند.

 

افراد بی هویت به راحتی دختران خود را مانند کالا خرید و فروش می کنند

این فعال فرهنگی ادامه داد:اکثر افراد بی هویت که گرفتار اعتیاد و فروش مواد مخدر هستند از رابطه آنها فرزندان بی هویت متولد می شوند و روز به روز به آمار بی هویت ها اضافه می گردد که این افراد به دلیل عدم هویت و نداشتن شناسنامه از تمام امکانات فرهنگی ، ورزشی و تفریحی از قبیل (تحصیل ، ازدواج ، شغل ،بیمه ،درمان و ... )محروم می شوند  و به راحتی از بین این بی هویت ها بزهکار ،دزد ،معتاد،کارتون خواب ،زباله گردان و .... پرورش داده می شود به طوری که برای تامین معاش زندگی و مواد مخدر فرزندان و دختران خود را مانند کالا به فروش می رسانند .

 

آمار دقیق بی هویت ها در حاشیه شهر وجود ندارد

خسروی با بیان اینکه هیچ قانونی صرفاً در زمینه مدیریت و مطالعه حریم شهر باشد، نداشته ایم ادامه داد : طبق بررسی هایی که صورت گرفته است حدود 20هزارنفرجمعیت حاشیه شهررا افراد بی هویت تشکیل دادند که روز به روز این آمار افزایش پیدا می کند و متاسفانه به دلیل بی اهمیت بودن مسئولین نسبت به این مسئله مهم هیچ گونه پژوهش و تحقیق در راستای آمار دقیق بی هویت ها صورت نگرفته است .

بی هویت ها به چند دسته تقسیم می شوند که یک دسته از آنها نسبت به بقیه بی هویت ها خوشخیم ترهستند وبر اثر یک حادثه هویت خودشان را ازدست داده اند مثل فرزندی که شناسنامه آن به دلیل فقر و اعتیاد توسط والدین او فروخته شده است، دسته دوم آنها عشایر و یا تبعه های غیر قانونی که از افغانستان ،پاکستان ،سیستان و بلوچستان یا عراق به حاشیه های شهر مهاجرت کردند  واین بی هویت ها به دلیل مهاجرت غیر قانونی در حاشیه شهر تمایلی به هویت دار شدن ندارندکه بستر خیلی از آسیب ها اجتماعی همین دسته میباشند و دسته سوم که در بین اهل سنت ها رواج بیشتری دارد ازدواج در سنین پایین 10الی 13 سالگی به روایتی "کودک همسری " و عقد ملایی صورت می گیرد و  به دلیل عدم سن قانونی، ازدواج آنها قابلیت ثبت رسمی ندارد وتا ابد به همین صورت زندگی می کنند که ماحصل این ازدواج ها فرزندان بی هویت می باشد .

موانع قانونی و فقر فرهنگی مانع هویت دار شدن می شود

این فعال فرهنگی ضمن تاکید بر اینکه باید مسئولین قبول کنند مسئله بی هویتی افراد یک معضل می باشد و قانون اساسی در راستای هویت دار شدن این افراد در مجلس شورای اسلامی نیاز به اصلاح دارد گفت :برای اینکه شخص بی هویت  بتواند شناسنامه دریافت کند باید یک نفر ایرانی منتسب به شخص بی هویت پیدا شود وبا آزمایش ژنتیک بتواند ثابت کند که این فرد در نهایت دارای هویت است و ثبت احوال به آن شناسنامه بدهد حال با توجه به اینکه افراد بی هویت در فقر به سر میبرند و توانایی پرداخت هزینه آزمایش ژنتیک را ندارند و  گاها فرد بی هویت تا سه نسل قبل از خود بدون شناسنامه و بی هویت بودند ویا امکان دسترسی به شخص  منتسب به خودش وجود ندارد ، همه این مسائل موانعی است که فرد بی هویت خواستار شناسنامه دار شدن و یا هویت دار شدن نیست  ،وتبعات گریبانگیر فرزندان اینها و نسل های بعدی می گردد ودرزمان نوجوانی و جوانی به دنبال سوال من کیستم ؟  آیا من یک ایرانی هستم؟ می گردند .

گره های حاشیه نشینی و بی هویت ها در مشهد نسبت به شهرهای دیگر بیشتر است

خسروی در خصوص مرز مشترک بین افغانستان و استان خراسان رضوی و اینکه نگاه ایران به اتباع بیگانه انسانی است، ادامه داد: حضور اتباع بیگانه در کشور باید مدیریت و ساماندهی شود تا بعد از رفع مشکلات امنیتی بتوانند به کشورشان بازگردند و با معضل تولد کودکان بی هویت نیز مواجه نشویم.

مشهد به دلایل گوناگون بستر مناسب برای ایجاد حاشیه نشینی و بی هویت ها را دارامی باشد 1-در مرزها تردد به راحتی انجام می گیرد و مردم از کشورهای (افغانستان،پاکستان ،عراق و ...)بدون هیچ مانع و فیلتری در رفت و آمد هستند 2- ایجاد اشتغال و درآمددر مشهد نسبتا خوب است 3-هزینه ها نسبت به پایتخت و خیلی از شهرهای دیگر پایین تر است3-وجود بارگاه علی بن موسی الرضا (ع) و دستگاه های خدماتی آستان قدس،اوقاف و ....همه اینها مسائلی هستند که به افزایش تعداد حاشیه نشینی دامن می زند .

مسکن ها باعث فراموشی اصل درد نشود

این فعال فرهنگی با ر دیگر با تاکید بر اینکه همه فعالیت های جهادی و کمک خیرین و مسئولین در حاشیه شهر کار مسکن را انجام می دهند و این نگرانی وجود دارد که مسکن موقتی باعث فراموشی درد و مشکلات نشود بیان کرد :تمام فعالیت های جهادی کار مسکن را انجام می دهند ومشکلات و معضلات حاشیه نشین و افراد بی هویت پیچیده و سختتر ازآن است که با فعالیت جهادی حل شود و نگرانیم که این مسکن تبدیل به مخدر بشود و مسئولین به اغما وو از مسئولیت که بر عهده دارند قافل شوند.  

خسروی ادامه داد : طرح تفضیلی هنوز بعد از 11 سال به تصویب نرسید است نبود طرح تفضیلی در این حوزه نیز منجر به این شده است که نتوانیم هیچ کار قانونی و رسمی در حاشیه های شهر انجام دهیم.و این مشکلات نشان دهنده این است که سرعت حاشیه شهر از سرعت مسئولین بیشتر است .

مهمترین معظل حاشیه نشینی افراد نامرئی و بی هویت است

نوید سروآزاد مسئول کمیته اجتماعی رویش در حاشیه شهر منطقه قرقی با بیان اینکه حاشیه نشینی در سطح شهر مشهد مساله ای قدیمی است و آسیب‌های ناشی از آن نیز بر همگان آشکار است می گوید : یکی از علتهای مشکلات این مناطق بحث «هویت» است، که به سه نسل قبل بر می گردد و بی شناسنامه بودن از لحظه تولد تا مرگ گریبان‌گیر آنهاست، زن‌های بی شناسنامه ازدواجشان ثبت نمی‌شود و بعد هم فرزندانشان را در خانه به دنیا می‌آورند چون اگر نیاز به عمل سزارین باشد به علت بی شناسنامه بودن این کار در بیمارستان انجام نمی‌شود، بچه‌هایی که بدون شناسنامه بزرگ شوند از حقوق اجتماعی مانند حق تحصیل محروم می‌شوند و عاقبتی جز مواد فروشی، خلافکاری،خرید و فروش شدن و حتی قاچاق به کشورهای همسایه در انتظارشان نیست. بعضی اوقات شنیده می‌شود این بچه‌های بدون شناسنامه اعضای بدنشان قاچاق می‌شود، دختران مورد سو استفاده‌های گوناگون قرار می‌گیرند و خانواده‌ها نمی‌توانند شکایت و دادخواهی کنند، همه این موارد از بی هویتی و شناسنامه نداشتن نشات می‌گیرد.در نهایت بی هویت بودن افراد باعث پرورش بزهکار در حاشیه شهر می شود.

افراد بی شناسنامه در حاشیه شهر محروم‌ترین و فقیرترین شهروندان نامرئی این شهر هستند که هیچ جا نامی از آنها نیست، نه در زنده‌ها نه در مرده‌ها!

حسرت مدرسه رفتن برای فرزندان بی هویت

مسئول کمیته اجتماعی رویش ضمن اظهار اینکه سرنوشت کودکان بی هویت از والدینشان پیچیده تر است  ،می گوید :کودکان بی هویت با بی‌ثباتی نظام ارزشی و مشکلات در هم تنیده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روبرو است. بسیاری از این کودکان به خرده فرهنگ بزه‌کاری مسلط است .شاید مدرسه تنها نهادی است که می‌تواند فرصتی برای تغییر و ارتقای اجتماعی ـ هرچند اندک ـ به کودکان بدهد .مدرسه این امکان را می‌دهد که کودک همگام با نظام ارزشی جامعه، جامعه پذیر شود، به لحاظ فرهنگی و اجتماعی در جامعه جدید ادغام شود. زبان فارسی معیار را بیاموزد و احتمالا مهارت‌های برای آینده کاریش بیاموزد.اما در صورتی که مدرسه آن کودکان را بپذیرد .

زمانی که خانواده ای توان مالی نداردکه فرزندش به مدرسه برود با کمک خیرین این رویا برای کودک به واقعیت تبدیل می شود ولی کودکان بی هویت تا زمانی که شناسنامه ندارد این حسرت و آرزو در دل او باقی می ماند و کمک هیچ خیری باعث باز شدن درب مدرسه به روی او نمی گردد و او تا پایان عمر خود از تحصیل محروم می شود.

حرف پایانی

مردم حاشیه نشین عمدتاً مردمی هستند ناامید و درمانده و بی اعتنا و در عین حال آماده انفجار! فقیر بودن تنها ویژگی این مردم نیست، بلکه ناکامی آنها برای رسیدن به متن زندگی سبب غلبه نگاه های ناامیدکننده و عبث در بین عمده جمعیت حاشیه نشین شده است. 

 طبیعتاً چنین وضعیتی بازتاب مدیریت شهری ضعیف و ناکارآمدی برنامه ریزی فضایی منطقه ای و به ویژه بی توجهی به کرامت انسانی و سرمایه اجتماعی بودن مردم حاشیه نشین است. مدیریت شهری که به دنبال افزایش درآمد باشد، معلوم است که توانمندسازی و بهسازی مناطق حاشیه را فدای تخصیص امکانات بیشتر و بهتر به هسته شهر می کند، که خود منجر به فاصله بیشتر بین حاشیه نشینان و متن نشینان می شود. 

گروه عمده ای از مردم حاشیه نشین و بی هویت نیازهای مالی دارند، اما آنها بیش از تأمین نیازهای مادی می خواهند که دیده شوند و درون یک اتحاد فرهنگی به رسمیت شناخته شوند. چنین تأمین های هویتی و پذیرش آنها به عنوان شهروند، تأثیر قابل توجهی بر میزان وفاداری و اعتماد آنها خواهد داشت.

مردمی که در کمترین امکانات بهداشتی و درمانی، رفاهی و خدماتی، آموزشی و تربیتی زندگی می کنند و کودکان آنها باید بسیاری از آروزهای خود را قربانی محدودیت های محیط زندگی خود کنند. رفت و آمدها می تواند در ایجاد تعامل بهتر و به تبع آن امکان مداخلات مناسب، کارآمد و بهینه موثر افتد، چراکه حضور در محل می تواند ابعاد تازه ای از کشف مشکل در اختیار کارشناسان قراردهد، فضا را برای کمک خیرین و تشکل های مردمی در این مناطق فراهم کند.

علاوه بر مردم، قطعاً مسئولین و به ویژه نهادهای دولتی و سازمان های مردم نهاد فرهنگی در حل معضل حاشیه  نشینی نقش دارند، اما در این راه مشکلاتی وجود دارد. برای مثال تاکنون هیچ نهادی به طور خاص و ویژه جهت حل معضل حاشیه نشینی در نظر گرفته نشده است. وزارت کشور و شهرداری ها، وزارت مسکن و شهرسازی، آموزش و پرورش، صدا و سیما، بهزیستی، کمیته امداد، نیروی انتظامی، شرکت های آب و برق، گاز، فاضلاب، مخابرات همگی از جمله نهادهایی هستند که درباره حاشیه نشینی و سکونت گاه های غیررسمی نقش دارند، اما هیچ یک به تنهایی مسئولیت تام و تمامی در این باره ندارند. همچنین همکاری بین نهادهای مذکور پیرو یک برنامه ملی متمرکز در این باره نبوده و بین آنها ارتباط و همکاری وجود ندارد.

خلاصه کلام اینکه رسانه پلی است بین مردم و مسئولین، پس باید صدای مردم را به گوش مسئولین برسانند و چه ‌بسا برخی از مسئولین شهری برای یک ‌بار هم از این مناطق سرکشی نکرده ‌اند و برای رفع این مشکل باید مسئولین علاوه بر داشتن روحیه جهادی، درد مردم را احساس کنند و رسانه نباید نقش خود را در این حیطه فراموش کند و همواره راه خود را که مطالبه گری است ادامه دهد تا شاهد رفع مشکلات و معضلات باشیم. 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
عناوین پیشنهادی
آخرین اخبار