پایان هفتهای که گذشت شاهد برگزاری شانزدهمین نشست کمیسیون مشترک برجام در هتل کوبورگ وین بودیم؛ هتلی که نهایتاً پس از دو سال رایزنی و گفتگو، برجام در آن به تصویب رسید، اما در این مدت، هیچگاه میوه رسیدهای از آن نصیب کشورمان نشد و امروز با گذشت چهار سال از آن تاریخ، به جای آنکه این هتل میزبان ارزیابی از تعهدات طرفهای برجام بهویژه اروپاییها باشد، امروز میزبان کشورهایی است که به تعهدات خود عمل نکردند و بالعکس عضوی از برجام (امریکا) طرف شاکی از ایرانی است که بیشتر از تصور و مفاد برجام به تعهداتش عمل کرده و به همین جهت باید پشت میزی بنشیند که طرف امریکایی خارج شده از برجام شاکی آن است و خواستار اعمال مکانیسم ماشه و «اسنب بک» یا بازگشت همه تحریمهای سازمان ملل علیه ایران است. هرچند نتیجه این نشست به نفع ایران شد و همه طرفهای برجام، درخواست امریکاییها را به این دلیل که از این توافقنامه بینالمللی خارج شده، فاقد وجاهت قانونی دانستند. اما این نکته را نباید فراموش کرد که نشستی برگزار میشود تا درخواستی را که از اساس غیرقانونی است، همه طرفهای باقیمانده در برجام - از روزی که امریکاییها این بازی را درآوردند مکرر بر غیرقانونی و غیرمنطقی آن تأکید کردهاند – بررسی کنند. این در حالی است که از زمان تصویب برجام، هیچگاه یک نشست جدی برای عدم انجام تعهدات برجامی طرف اروپایی برگزار نشده است و آنچه برگزار شده صرفاً نتیجهای جز سرکارگذاشتن ایران در SPV (کانال مالی مشترک) و اکنون اینستکسی که فقط نامی از آن در ذهن مردم ایران باقی مانده، نبوده است و تنها دلیل آن را باید در همراهی کامل اروپا با امریکا در اجرای سناریوی فشار به ایران و بازی دونقش طرفهای اروپایی در برجام دانست. در این مدت دوهفتهای که امریکاییها اصرار بر «اسنب بک» یا همان بازگشت تحریمها دارند، اروپاییها به ظاهر با امریکا همراهى نکردهاند و این عدم همراهى سه کشور اروپایى (تروئیکاى اروپایى) موجب خوشحالى بیش از اندازه برخى از افراد در داخل کشور شده است. این در حالی است اگر همین افراد خوشبین به رفتار این روزهای اروپاییها بهدرستی این رفتارها را رصد کنند، اذعان خواهند کرد که طرفهای اروپایى همچنان غیرقابلاعتماد هستند و در پازل امریکا بازى مىکنند.
اروپا و تقسیم کار با امریکا
از سال ۱۳۹۷ که امریکا به شکل یکطرفه، از برجام خارج شد، عدهاى خوشبینانه و سادهانگارانه، ماندن اروپایىها در برجام را نشانه شکست امریکا و انزواى او مىدانستند و از اینرو کشور و اقتصاد کشور را در انتظار خوشعهدى اروپایىها در موضوعات بیهودهای، چون کانال مالى (اینستکس)، نگاه داشتند. اما دیرى نپایید که پیشبینى حکیمانه رهبر انقلاب مبنى برعدم اعتماد به اروپا آشکار شد. آنگونه که ظریف، سه کشور اروپایى را همدستان نتانیاهو و پمپئو معرفی کرد. این موضوع از اول معلوم بود که بین امریکا و تروئیکاى اروپایى یک تقسیم کار نانوشته وجود دارد و امریکا با برداشتن چماق خروج از برجام، نقش پلیس بد را بازى کرده و اروپا با نشان دادن هویج - و نه دادن آن - در برجام، ایران را مقید به تعهدات هستهای و تعلیق یکسویه فعالیتهاى هستهایاش نگه میدارد.
در این وضعیت این ایران بود که با اتخاذ سیاست موسوم به «صبر راهبردى» چند ماه را سپرى کرد، اما از عمل به وعده و وعیدها ازسوى طرف اروپایى خبرى نشد. سرانجام سیاست کشورمان از صبر راهبردى به کاهش گام به گام تعهدات هستهای تغییر یافت. هرچند در برداشتن این گامها نیز آنچنان بد عمل کردیم که طرف اروپایی دست ما خواند و بخشی از اقدامات ما در برداشتن گامهای پنجگانه را نمایشی فرض کردند و وقتی به طرف اروپایی میگفتیم اگر شما به تعهدات خود عمل نکنید ما پروتکل الحاقی را اجرا نمیکنیم و از برجام خارج میشویم به ما نیشخند میزدند و اظهار میکردند شما از پروتکل و برجام خارج نمیشوید، چون به کرات از برخی مسئولان ما میشنیدند که ایران هیچگاه از برجام خارج نخواهد شد. هرچند الان دیگر بر خوشبینترین افراد نیز معلوم شده که هیچ اعتمادى به اروپا نیست.
دو مقطع زمانی حساس آینده برای ترامپ
۱۸ اکتبر (۲۷ مهرماه) و همچنین ۳ نوامبر (۱۳ آبان) دو مقطع حساس براى امریکا و همپیمانان غربى اوست. در ۲۷ مهرماه، بر اساس مفاد برجام، تحریم تسلیحاتى ایران پایان مىیابد، این در حالى است که غربىها در تغییر رفتار نظام انقلابى ایران، نتیجه دلخواه خود را به دست نیاوردهاند و فشارحداکثرى و تحریمهاى بیسابقه نیز به سقف خورده و نتیجه معکوس داده است. ازاینرو، بهشدت نگران عملى شدن رفع تحریم تسلیحاتى هستند، چون پس از این تاریخ، جمهوری اسلامی عملاً قدرت بازدارندگى دفاعىاش دوچندان خواهد شد. انتخابات ریاست جمهورى امریکا نیز مقطعی است که اگر ترامپ بتواند تحریم تسلیحاتى ایران را تمدید کند، مىتواند بهعنوان یک برگ برنده در مقابل رقیب خود استفاده کند. برخی کارشناسان معتقدند در این مرحله نیز همان تقسیم کار شیطانى بین اروپا و امریکا - منتهی به شکلى دیگر - انجام خواهد شد. ابتدا امریکا با دادن قطعنامه محکومیت ایران در شوراى امنیت به میدان آمد که با رأی ممتنع سه کشور اروپایى و مخالفت ۱۰ کشور دیگر روبهروشد. مجدداً امریکا براى فعالسازى مکانیزم ماشه از طریق شوراى امنیت اقدام کرد که با مخالفت کشورهاى عضو روبهرو گردید. البته باید اعتراف کرد که در این مرحله، امریکا شکست سنگینى خورد. اما این شرایط نباید مسئولان سیاست خارجى و هستهای ما را دچار خطای محاسباتى کند زیرا قصه همان قصه تقسیم کار نانوشته و پنهانى بین اروپا و امریکاست.
سه کشور اروپایی در دوماه گذشته، ایران را در شوراى حکام محکوم کرده و در شوراى امنیت نیز به جاى رأی مخالفت، با شیطنت خاص رأی ممتنع مىدهند. شاید سناریوی اروپا برای آینده چنین باشد که براى مدتى دیگر ایران را در برجام نگه دارند تا تعلیق فعالیتهاى هستهای همچنان ادامه یابد. به عبارت دیگر، اروپایىها بهخوبى مىدانند تصویب قطعنامه در شوراى امنیت، مساوى است باخروج ایران ازبرجام! آنگاه است که دیگر هیچ دستاویزى براى کنترل ایران نخواهند داشت.
غرب و تلاش برای تغییر محاسبات ایران
اکنون که ۴۳ روز به پایان تحریم تسلیحاتى ایران باقی مانده است، زمزمههایى ازسوى اروپایىها شنیده مىشود که نشان مىدهد آنها در صددند با یکدست، برجام را نگاه دارند و با دست دیگر، تحریم تسلیحاتى ایران را تمدید کنند. وزیر خارجه فرانسه در روزهاى اخیر طى تماس با وزیر خارجه کشورمان، از لغو تحریم تسلیحاتى ایران و فعالیتهاى منطقهای آن ابراز نگرانى کرده است! همچنین وزیرخارجه آلمان نیز در دیدار با همتاى صهیونیستیاش، از رفع تحریم تسلیحاتى ایران اظهار ناخشنودى کرده و خواستار تغییر رویکرد منطقهای ایران شده است! به عبارتى، همان بازى برجام ۲ (تسلیحاتى و موشکى) و برجام ۳ (عدم حمایت ایران ازمقاومت) را دوباره کلید زدهاند.
بنابراین به نظر میرسد امریکا و اروپا در دوماه باقى مانده، تمام تلاش خود را براى تغییر محاسبات و رفتارهاى مسئولان کشورمان به کار خواهند گرفت. بهخصوص اینکه ترامپ نیز در پى شکستهاى پیاپىاش، خود را به در و دیوار مىزند تا برگهاى برندهای را تا انتخابات برای خود دست و پا کند. همراهسازى اروپا یکى از این ابزارهاست. در این شرایط، مسئولان کشور بهویژه نمایندگان مجلس و دستگاه سیاست خارجى باید سناریوهاى مقابله با این فشارها را از قبل طراحی و آماده داشته باشند تا در صورت هر گونه اقدام خارج از عرف اروپاییها و رفتارهای دیوانهوار امریکاییها، بدل آن زده شود.