کد خبر: 1017434
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۰۱:۱۹
نگاهی تحلیلی به ماجرای دسترسی فراپادمانی به مکان‌های غیر‌هسته‌ای در ایران
درخواست‌های بازرسی بی‌پایان آژانس به کجا ختم خواهد شد؟! سفر مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران و امضای یک تفاهمنامه جدید بین دو طرف برای برطرف کردن موارد جدید مطرح شده در خصوص دو سایت اتمی آن هم در کشاکش تمدید یا پایان پرونده تسلیحاتی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد، از مهم‌ترین اخبار هفته گذشته رسانه‌ها بود.
مهدی پورصفا
سرویس سیاسی جوان آنلاین: در پایان سفر گروسی به ایران و دیدار با مقامات عالیرتبه کشورمان تفاهمنامه‌ای بین دو طرف به امضا رسید که در آن بر این نکته حیاتی و مهم تأکید شد که با پایان بازرسی‌ها از دو نقطه درخواستی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی این نهاد بین‌المللی دیگر درخواستی از ایران نخواهد داشت و مسائل بین دو طرف بر اساس تفاهم دوجانبه طی خواهد شد. در این میان برخی با اشاره به اینکه ایران هم اکنون در آستانه یک جدال حقوقی جدی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است، چنین تفاهمی را به نفع کشور دانسته‌اند به خصوص آنکه امریکا به دنبال آن بود که در نشست فصلی آژانس در ماه سپتامبر موضوع عدم همکاری ایران را به عنوان یک پرونده اضطراری در آژانس مطرح کند. به رغم اینکه برای پذیرفتن چنین استدلالی نشانه‌های جدی وجود دارد، اما واقعیت این است که برخی نشانه‌ها می‌گوید ممکن است آژانس بعد از بازرسی از این دو نقطه شبهات جدید و در پی آن درخواست‌های جدی‌تری از تهران را مطرح کند.

زمانی که آژانس بحث دسترسی به دو سایت جدید برای بازرسی را مطرح کرد، مقامات کشورمان به درستی بر این نکته تأکید کردند که اطلاعات دقیقی در خصوص دلایل دسترسی وجود ندارد و آژانس نمی‌تواند صرفاً بنا بر اطلاعات غیردقیق چنین درخواستی را مطرح کند.

آن گونه که از سخنان محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه برمی‌آید این اطلاعات از طریق ماهواره‌های جاسوسی در اختیار آژانس قرار گرفته است. بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز در این دو سایت برخی نقل و انتقالات مشکوک روی داده که داده‌های آن در اختیار آژانس قرار دارد. هنوز روشن نیست مبدأ این اطلاعات که در اختیار آن‌ها قرار گرفته ولی بنا به تجربیات گذشته می‌توان به احتمال زیاد منبع این اطلاعات را امریکا و رژیم صهیونیستی دانست. ماهیت مبهم همین اطلاعات سبب شد تا ایران ابتدا در مقابل فراهم آوردن هر گونه دسترسی برای آژانس مقاومت کند، اما به نظر در جریان بودن بررسی پایان پرونده تسلیحاتی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد سبب شد تا ایران در قالب یک مصالحه سیاسی در خصوص بازرسی از این دو سایت توافق کند.

در این میان شاید سؤال اصلی این است که آیا می‌توان انتظار مختومه شدن این پرونده را با این توافق با آژانس داشت.

تجربه به ایران چه می‌گوید

واقعیت این است که نه تجربه تاریخی و نه اظهارات مورد نظر نشان نمی‌دهد که بتوان انتظار پایان این غائله را در کوتاه‌مدت داشت. اولین نشانه را در این باره می‌توان از سخنان گروسی پس از پایان سفر و در بازگشت به وین استنباط کرد. وی در پاسخ به سؤالی درباره احتمال نیاز آژانس به دسترسی به مکان‌های دیگری در ایران سؤال کرد و مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفت: نمی‌خواهم گمانه‌زنی کنم، اما چنین چیزی قابل تصور است. اگر ما اطلاعاتی داشته باشیم که ما را مجاب کند که سؤالاتی را بپرسیم یا تقاضای دسترسی بدهیم، این کار را انجام خواهیم داد.

حالا سؤال این است که تا چه اندازه احتمال درخواست دسترسی یا اطلاعات مجدد وجود دارد؟ نگاهی به موارد گذشته نشان می‌دهد که این پاسخ تا حد زیادی می‌تواند مثبت باشد. واقعیت این است که در طول ۲۰ سال گذشته و از آغاز روند پرونده هسته‌ای ایران هیچ گاه بحث‌های فنی نتوانسته است، پرونده هسته‌ای ایران را ببندد.

شاید یکی از مصادیق تاریخی این اتفاق به توافق ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در سال ۲۰۰۶ مربوط باشد که بر اساس آن قرار شد ایران به تمام سؤالات موجود طی یک برنامه مشخص پاسخ دهد تا تمام این مسائل بین دو طرف حل و فصل شود.

این طرح در آن زمان به طرح اقدام معروف شد. به رغم اینکه ایران تلاش کرد به تمام سؤالات موجود آژانس در خصوص مسائل مختلف از جمله آلودگی‌های غیرطبیعی و همچنین مسئله مربوط به خرید قطعات پاسخ دهد، اما فشار سیاسی برخی کشور‌ها در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سبب شد تا در نهایت این روند به جایی نرسد. این فشار آنچنان غیرمنطقی بود که حتی سبب شد محمد البرادعی، رئیس وقت آژانس این رویه را غیراصولی بداند.

در نهایت به دلیل مطرح شدن برخی مسائل غیرمنطقی ایران همکاری را در این باره متوقف کرد که در ادامه به صدور اولین قطعنامه تحریمی جدی علیه تهران در شورای امنیت سازمان ملل متحد انجامید که اتفاقاً تحریم‌های تسلیحاتی ایران در همین قطعنامه آغاز شد.

پرونده مطالعات ادعایی علیه ایران چگونه باز شد

یکی دیگر از مواردی که در طول همکاری‌های بین ایران و آژانس سبب شده است تا بدبینی جدی نسبت به موضع آژانس درخصوص مسائل اینچنینی وجود داشته باشد، بحث‌های مرتبط با پرونده مسائل ادعایی علیه پرونده هسته‌ای ایران بود که در سال ۲۰۰۸ به عنوان یک پرونده جدید علیه ایران گشوده شد. همانند مسئله مربوط به بازرسی از دو مکان جدید در ایران که هرگز روشن نشد منشأ این اطلاعات دقیقاً کجاست، اما بر اساس گزارش رسانه‌های غربی یک لپ‌تاپ دزدیده شده منبع اصلی ادعا‌های فوق در خصوص برنامه هسته‌ای ایران بوده است.

در همان زمان هم تردید‌های جدی نسبت به صحت این اطلاعات نه تنها در بین مقامات ایرانی حتی در بین مقامات اطلاعاتی سایر کشور‌ها از جمله ایالات متحده امریکا وجود داشت، به عنوان مثال همچنان منبع اسناد لپ تاپ مورد تردید بود. دیوید آلبرایت در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز بر ناقص بودن اطلاعات موجود در لپ‌تاپ برای طراحی ساخت کلاهک موشک هسته‌ای اشاره کرد و گفت: اگر این بخشی از طرح ساخت کلاهک است، چرا بسیاری از بخش‌های آن ناپدید شده است؟

از سوی دیگر منابع اطلاعاتی امریکا به واشنگتن‌پست اعلام کردند با اینکه سازمان اطلاعات امریکا اسناد لپ‌تاپ را معتبر می‌داند، اما نمی‌تواند آن را اثبات کند و نمی‌تواند به طور کامل جعلی بودن آن را نیز نادیده بگیرد.

ایران تلاش کرد تا به ادعا‌های فوق در خصوص اسناد ادعایی جواب دهد، اما دبیرخانه آژانس از اشتراک منابع با ایران خودداری می‌کرد و اولی هاینونن معاون البرادعی نیز به امریکایی‌ها اطمینان داده بود از ارائه کپی اسناد فوق به ایران خودداری خواهد کرد.

در نهایت پس از چهار سال از مطرح شدن این ادعا بود که این اسناد در سال ۲۰۰۸ دراختیار ایران قرار گرفت. اسناد به ایران ارائه شد ولی ایران حق نداشت از این اسناد کپی کند. بعد از سه دوره نشست مهم در آوریل و می ۲۰۰۸ ایران یک سند ۱۱۷ صفحه‌ای ارائه کرد که نشان از جعلی بودن این اسناد داشت. به رغم ارائه اسناد فوق در نهایت در سال ۲۰۰۸ یک بیانیه جدی علیه ایران صادر شد که از ایران می‌خواست نهایت همکاری را برای ارائه پاسخ به این اسناد با آژانس داشته باشد، در حالی که هیچ اشاره‌ای به توضیحات ایران برای جعلی بودن اسناد فوق نشده بود.

در واقع نکته مهم در بهره‌گیری امریکا و همپیمانانش از اسناد ارائه شده این بود که آن‌ها ادعا کردند ایران اعلام کرده بخشی از این اسناد صحت دارد و بر همین اساس این ادعا را مبنایی برای تحت فشار گذاشتن ایران و اعمال فشار بیشتر عنوان کردند. در نهایت بر اساس همین اسناد بود که یک پرونده جدید علیه ایران با نام «مطالعات ادعایی» باز شد که به عنوان ابزاری برای فشار علیه ایران در آژانس استفاده می‌شد.

در نهایت هم نه همکاری فنی آژانس بلکه تفاهم سیاسی ایران و کشور‌های ۵+۱ در وین بود که در آذرماه سال ۹۴ به پرونده مطالعات ادعایی خاتمه داد.

ایستادگی همراه با تدبیر در مقابل زیاده‌خواهی آژانس

هم اکنون به نظر می‌رسد امریکا و رژیم صهیونیستی نیز به دنبال باز کردن پرونده جدیدی در آژانس و ارسال آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند، البته اوضاع همانند سابق نیست و امریکا با اعتراضات فراوانی در این باره روبه‌رو است که به نظر اجازه تحرک سابق را به آن نمی‌دهد، با این حال مقامات وزارت خارجه و سازمان انرژی اتمی باید بدانند سخنان گروسی نشان می‌دهد این رشته سر دراز خواهد داشت و یک بیانیه سیاسی به هیچ عنوان سبب نخواهد شد تا بهانه‌جویی آژانس خاتمه یابد.

کوچک‌ترین بهانه‌ای می‌تواند به آژانس این حق را بدهد تا بر اساس پروتکل الحاقی خواستار بازرسی‌های جدید از مکان‌های جدید در ایران شود. طبیعی است که سلسله این درخواست‌ها می‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند.

شاید زمان کنونی به دلیل موقعیت ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای یک نرمش قهرمانانه مناسب باشد، اما باید بدانیم که در نهایت باید در مقابل زیاده‌خواهی‌های آژانس با تدبیر بایستیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار