سرویس حوادث جوان آنلاین: ۲۳شهریورسال۹۲، مأموران پلیس پایتخت از قتل مرد جوانی در یک خانه مسکونی در خیابان دماوند باخبر و راهی محل شدند. مأموران در محل با جسد رامتین ۳۰ساله روبهرو شدند که با شلیک گلوله به قتل رسیدهبود. بررسیهای نشان داد رامتین در مهمانی شبانهای که در خانهاش تشکیل دادهبود به قتل رسیده است.
بدین ترتیب مأموران پلیس مهمانها آن شب را شناسایی و از آنها تحقیق کردند که همه آنها اعتراف کردند عامل قتل پسر ۳۴سالهای به نام متین است. تلاش برای یافتن مرد جوان ادامه داشت تا اینکه مأموران دریافتند، او با یک شناسنامه جعلی در هتلی در سرعین اقامت دارد و بدین ترتیب وی را دستگیر کردند.
اقرار به قتل
متهم بعد از دستگیری به قتل اعتراف کرد و گفت: «ایمان یکی از دوستانم بود. مدتی قبل او به خاطر کینهای که داشت عمدی مرا با خودرو اش زیر گرفت. در آن حادثه خیلی آسیب دیدم و چند میلیون هزینه درمانم شد. قصد داشتم شکایت کنم، اما با وساطت دوستانم از شکایت منصرف شدم و قرار شد ایمان هزینههای بیمارستان را به مبلغ ۱۴میلیون تومان پرداخت کند، ولی هر بار از پراداخت این مبلغ طفره میرفت.» متهم در ادامه گفت: «این گذشت تا اینکه شنیدم او برای ترساندن من، یکی از دوستان صمیمیام را به خانهاش برده و به شدت کتک زده است. همین باعث شد انتقام بگیریم به همین خاطر یک کلت کمری خریدم.»
او در خصوص قتل گفت: «آن شب متوجه شدم ایمان در خانه رامتین مهمان است. وقتی به آنجا رفتم یک تیر به صورت هوایی شلیک کردم. رامتین وقتی صدای تیر را شنید جلو آمد. چون کار با کلت را بلد نبودم ناخواسته دستم روی ماشه رفت و چند تیر به مقتول شلیک شد.»
با اقرارهای متهم، پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات روی میز هیئت قضایی شعبهدهم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. متهم در اولین جلسه با درخواست اولیایدم به قصاص محکوم و به اتهام نگهداری اسلحه به حبس محکوم شد. این حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد، اما با اعتراض وکیل متهم، از سوی شعبه۲۰ دیوان نقض شد.
به این ترتیب متهم برای دومین بار محاکمه شد. او در آخرین دفاعش با اعتراض به نظر کارشناسان پزشکی قانونی مدعی شد، گلوله کمانه کرده و مستقیم شلیک نشده است. سپس در آخر از دادگاه مهلت خواست تا بتواند رضایت اولیایدم را جلب کند.
محاکمه از جنبه عمومی جرم
بنابراین متهم پس از گذشت هفتسال از حادثه از اولیایدم رضایت گرفت تا اینکه روز گذشته از جنبه عمومی جرم در شعبهدهم دادگاه محاکمه شد. او در آخرین دفاعش گفت: «هفتسال است در زندان هستم و با سختی زیاد توانستم رضایت اولیایدم را جلب کنم. از دادگاه تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شوند تا به زودی آزاد شوم و کنار خانوادهام باشم.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.