برخی از مسؤولان دانشگاه آزاد مدعی هستند اموال این دانشگاه وقف شده است؛ در صورت صحت، این ادعا میتواند قانونی باشد؟ وقف از احكام مهم اسلام است و آثار اقتصادی و فرهنگی آن غیرقابل انكار است و مالك حق دارد كه ملك خود را و آنچه در ملكیت اوست وقف كند. اگر در اساسنامه دانشگاه آزاد و یا قانون تأسیس این دانشگاه این اختیار به هیأت امنا واگذار شده باشد، میتوانند این كار را انجام بدهند و الا قابل اجرا نیست. اما اینكه گفتهاند فلان كس گفته است كه ما وقف كردهایم مسأله شرعی وقف تحقق پیدا نمیكند، مگر اینكه با شرایط لازم مالك یا كسانی كه قائممقام مالك هستند مانند هیأت امنا یا كسانی كه در قانون در حكم مالك هستند بخواهند وقف كنند، اشكالی ندارد. بزنگاه بحث هم اینجاست كه آیا قانون تأسیس، این حق را به هیأت امنا داده است؛ یعنی هیأت امنا در حكم مالك قدرت تصرف در اموال را دارد یا نه؟ باید دید در قانون مصوب و اساسنامه دانشگاه چه آمده است.برخی از سران اغتشاشگر در دادگاه معترف شدهاند كه از اموال دانشگاه آزاد مصروف تبلیغات میرحسین موسوی در انتخابات شده است؛ آیا مجلس در این زمینه تحقیق و تفحصی را انجام داده است؟در رابطه با اینكه كسانی در اعترافات خود مدعی شدهاند كه دانشگاه آزاد مبالغی را صرف تبلیغات كاندیدای خاص كرده است، سخنان مقام معظم رهبری ملاك است و ایشان فرمودند:آنچه را كه متهمین درباره خودشان اعتراف میكنند نافذ و قابل قبول است، «اقرار العقلا علی النفسهم جایز»، اما آنچه بازداشت شدگان در رابطه با دیگران همانند بحث مربوط به دانشگاه آزاد ادعا میكنند باید اثبات كنند و اگر اثبات كنند باید طبق قانون پیگیری و برخورد شود.تجربه این را نشان میدهد كه هر زمان اصلاحطلبان از بسیج كردن مردم برای دستیابی به اهداف خود ناامید شدهاند، به سمت دانشگاه میروند و با ملتهب كردن فضای دانشگاه قصد برآورده كردن خواستههای خود را دارند؛ به نظر شما جامعه دانشگاهی در كنار نخبگان چه واكنشی میتواند نشان دهد؟ شما مطلع هستید كه شیطانهای داخلی و خارجی درصدد اغتشاش و ناآرام كردن فضا هستند و همه این شیاطین بعد از آن كه تیر دشمنان به سنگ خورد و به سمت خودشان كمانه كرد و به سینه خودشان فرو رفت دست به التهاب آفرینی در دانشگاه زدند. بعد از اعترافات صریح سران اغتشاشات در دادگاه و محرز شدن وابستگی این گروه به عوامل بیرونی و رو شدن دست آنها برای جوانان امید آقایان از مردم ناامید گشت و به دانشگاه چشم امید بستند. این افراد با توجه به روحیه پرسشگری و پرخاشگری تیپ جوان میخواستند در دانشگاهها سرمایهگذاری كنند اما شما ملاحظه میكنید بحمدالله المنه دانشگاهها و مدارس افتتاح شد به دور از هرگونه التهاب و اغتشاش. بنده در كنار آنكه به عنوان خادم در مجلس فعالیت دارم در دانشگاهها هم حضور دارم و به رغمادعاها و القائات این شیاطین جنی و انسی آب از آب تكان نخورده است و جوانان ما توانستهاند حق را از باطل تشخیص دهند و باطل و اهل آن را به خوبی بشناسند و همگی آنها پی بردهاند كه آقای میرحسین در بطلان است و آقای كروبی در ضلالت و گمراهی قدم برمیدارد و همه پی بردهاند كه این دو نفر در مقابل صراط مستقیم قرار گرفتهاند، بر همین اساس گوشی به آنها نمیدهند و با عزت، اتحاد و التزام عملی به فرامین مقام معظم رهبری كار جنب و جوش دانشگاه و تعلیم و تربیت را دنبال میكنند. اساتید محترم راه تعلیم و دانشجویان عزیز راه تعلم را میپیمایند و به قدری دست آقایان برای جامعه دانشگاهی رو شده است كه گوششان از شنیدن اراجیف آنها چه در داخل و چه در خارج پر است. وظایف دانشگاهیان كه البته تا الان به خوبی به آن عمل شده است این است كه صدای شیطان را از ندای رحمان باز شناسند و به قول حافظ «هر طرف غول بیابان جرس جنبانی است، با خبر باش به هر زمزمه بی راه مرو». در افسانهها آمده است هرگاه كسی از كاروانها جا میماند غول بیابان صدای جرس و زنگ كاروان را در میآورد تا جا مانده كاروان را فریب بدهد و طعمه خودش كند، كسی هم كه از كاروان جا مانده بود به گمان آنكه صدای زنگ همان صدای زنگوله گردن شترهای كاروان است فریب میخورد، غافل از آنكه غول بیابان است. این ضربالمثل شعر حافظ درست منطبق است با فعالیتهای میرحسین و طرفدارانش كه زنگها را به صدا در میآورند كه ما طرفدار آزادی، مردم و ملت هستیم در صورتی كه اینطور نیست. دانشجویان عزیز ما باید گوششان از شنیدن این زنگ پر باشد؛ چرا كه در حقیقت زنگ غول بیابان است.خروجی و نتیجه كمیته مجلس در رابطه با حادثه كوی دانشگاه چه بوده است و بعضیها در این رابطه اظهار میكنند كسانی به نام بسیج به این كوی حمله بردهاند و خواستهاند نیروهای امنیتی كشور را تخریب كنند؛ آیا واقعاً اینگونه بوده است؟ كمیته حقیقتیاب مجلس شورای اسلامی حدود 12 روز پس از ماه مبارك رمضان تعطیل بوده است و بنده اطلاع دقیقی در این رابطه ندارم اما واقعه كوی دانشگاه را خیلیها سعی كردند اینچنین القا كنند كه بسیجیان و سپاهیان لباس شخصی پوشیدهاند و آمدهاند كوی دانشگاه را به هم ریختهاند. بنده اگربخواهم منصفانه و عادلانه به قضیه نگاه كنم چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. در طول این مدت مجلس هم تحقیقات گستردهای را در این زمینه انجام داده است. از جمله آنكه دو بار فرمانده نیروی انتظامی و رؤسای دانشگاهها از جمله آقای رهبر، رئیس دانشگاه تهران و از سربازان گمنام امام زمان (عج) هم دعوت كردهایم؛ تا الان به این نتیجه نرسیدهایم كه سپاه یا بسیج با لباس شخصی به كوی حمله بردهاند و آنجا را دچار ناآرامی كرده باشند.بنده با توجه به عمق توطئهای كه آقایان در سر داشتهاند بعید نمیدانم كه این واقعه دانشگاه هم توسط طرفداران و حامیان آنها برنامهریزی و انجام گرفته باشد و بخواهند بدین وسیله تهمت انجام آن را به نظام نسبت دهند، البته مقام معظم رهبری قاطعانه و مصرانه خواهان بررسی و رسیدگی این موضوع شدهاند. البته تا الان چیزی به مجلس ارائه نشده است. در موضوعات دیگر برخیها ادعا میكردند كه با بازداشت شدگان هم از حیث مكان و هم از حیث اخلاق برخورد درستی انجام نگرفته است كه باز هم مقام معظم رهبری دستور رسیدگی و پیگیری را صادر فرمودند و حتی بعضیها را خلع، تنبیه و یا زندانی كردند. بنابراین واقعه كوی دانشگاه كه عدهای ادعا میكنند نیروهای امنیتی با لباس شخصی آن را انجام دادهاند واقعیت ندارد و بنده به عنوان نماینده و خادم مردم در مجلس اول و دوم حضور داشتهام و تا حدود زیادی كارگزاران نظام را میشناسم چنین اتهاماتی را به كارگزاران نظام درست و صحیح نمیدانم و این ادعا را غیر واقعی میدانم. البته باز هم تأكید میكنم كه نتیجه تحقیقات و بررسیها در این زمینه به مجلس ارائه نشده است.مجلس هفتم كمیتهای را برای تحقیق و تفحص تشكیل دادند برای رسیدگی به امور دانشگاه آزاد. مجلس هشتم و كمیسیون آموزش و تحقیقات با توجه به عوض شدن رئیس قوه قضاییه نمیخواهند كمیتهای را برای رسیدگی به اتهامات دانشگاه آزاد تشكیل دهند؟تا آنجایی كه بنده یادم است در مجلس هشتم مقوله و مصوبهای به نام تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد نداشتهایم. همانطور كه شما اشاره كردید مجلس هفتم در این زمینه فعالیتهایی را داشته است و نتایج كارش را هم به قوه قضاییه دادند. چنین چیزی در آییننامه مجلس نیست كه مجلس هشتم دنباله كار مجلس هفتم را در این زمینه انجام دهد و در ضمن نتیجه همان بوده است كه آنها اعلام كردهاند. اگر مجلس هشتم بخواهد در این زمینه فعالیت كند باید طبق آییننامه تعدادی از نمایندگان تقاضای خود را به كمیته مربوطه ارائه دهند و كمیته نظرش را به مجلس ارائه دهد و نمایندگان به آن رأی دهند كه در صورت رأی آوردن در صحن علنی مجلس به تصویب میرسد و از دستگاه یا دستگاههای مورد نظر تحقیق و تفحص به عمل میآید. البته كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس میتواند در صورت دیدن تخلف تذكر بدهد؛ چرا كه ما كمیسیون تخصصی هستیم ولی نمیتوانیم قضاوت كنیم.عده بسیاری به مدیریت جاسبی اعتراض دارند. نظر شما در این رابطه چیست؟حدود 27 سال است كه آقای جاسبی زحمت كشیدهاند و دانشگاه آزاد را هم از صفر به اینجا رساندهاند و همانطور كه میدانید كل سرمایه دانشگاه آزاد با 10 میلیون ریال بوده است كه امام راحل به هیأت امنا كمك كرده است و تا حالا كه گفته میشود میلیاردها تومان سرمایه دارد و زحمات بسیار این حوزه گسترده را نباید نادیده بگیریم و با تلاشهای بسیاری این مجموعه به اینجا رسیده است و شهر دورود كه بنده نماینده آنجا هستم در ابتدای امر حتی یك متر زمین برای احداث دانشگاه نداشته است و هم اكنون دانشگاه این شهر با زمین مناسبی در نقطهای خوش آب و هوا احداث شده است. در دانشگاه واحد تهران مركز بیش از 1000 نفر عضو هیأت علمی هستند یعنی دانشگاه آزاد پهلو به پهلوی وزارت علوم زده است و در تعداد دانشجو دست كمی از آن ندارد. البته در چنین مدیریتی بیتردید بعضی جاها هم اشكالاتی دارد و ممكن است تخلفی هم صورت بگیرد. اینكه برخی از دوستان ما یك مرتبه بیایند و كسانی را محكوم بكنند خارج از منطق است و برخی هم نباید چشم بسته بگویند آنچه در دانشگاه آزاد میگذرد حق است، این هم قابل قبول نیست.بلكه باید در هر زمینهای با علم وآگاهی و پس از تحقیق و تفحص شخصی اظهار نظر شود و در هر حال سخنان مقام معظم رهبری باید ملاك باشد و بعد از اثبات جرم نسبت به شخص یا دستگاهی، باید علیه آن موضع بگیریم. نظام ما مطمئناً همان نظامی است كه حضرت امیر (ع) درباره آن میفرماید: اگر ببینیم با اموال مسلمین كسانی زن به عقد خود درآوردهاند یا كنیزی خریدهاند، به خدا قسم آن حق را میگیرم و به بیت المال برمیگردانم. اگر دانشگاه آزاد با حكم دادگاه و مرجع ذی صلاح محكوم بشود باید آنچه را همان مرجع مشخص میكند به بیت المال برگرداند، البته با محرز شدن دادگاه.مشكلات آموزش كشور را به عنوان یكی از اعضای كمیسیون آموزش و تحقیقات در زمینههای مختلف چه میدانید؟كشور ما از لحاظ تخصصی و آموزشی چالشهای فراوانی دارد، هم در آموزش و پرورش و هم در آموزش عالی كه البته اینها را در جاهای دیگر بیان كردهایم. از مشكلات فراوانی كه ما در حوزه آموزش و پرورش داریم این است كه ما حجم كتب درسیمان درست نیست، اهدافی كه ما در حوزه آموزش و پرورش داریم مشخص نیست، بسیاری از دروسی كه به دانشآموزان ارائه میدهیم بعد از اخذ مدرك به درد آنها نمیخورد. مثلاً دانشآموزان ساعتهای بسیاری درس زبان خارجه میخوانند اما بازدهی آن صفر است. باید ما بررسی كنیم كه كتب درسی دانشآموزان و حتی دانشجویانمان تا چه اندازه به درد آنها میخورد و ببینیم خروجی آموزش و پرورش چقدر انطباق دارد با دانشگاهها و خروجی دانشگاهها چقدر با بازار كار مطابقت دارد. این موضوع حكم تولید و مصرف را دارد. ما علمهای انسانی را تولید میكنیم و این سرمایه باید هزینه و خرج شود، آن هم در جایی به نام بازار كار و در صورتی كه هیچ تناسبی در این زمینه وجود نداشته باشد به مشكل برمیخوریم. خواسته ما از آموزش و پرورش این است كه خروجی این وزارتخانه و دستگاه جوانان با علم، معرفت، آگاه، شجاع، مؤمن، هدفدار و مستقل باشد كه همگی اینها اهداف و خواسته ما در وزارتخانه مهم و بااهمیتی به نام آموزش و پرورش است، اما سؤال اینجاست كه در این چندین سال اخیر ما چقدر به هدفمان در این زمینه رسیدهایم؟ و در كنار این مسائل مطرح است كه زمزمه فتنه میرحسین چرا بیشتر روی حوزه آموزش و پرورش و دانشگاهها و كلاً فضای آموزشی و علمی مطرح شده است؟ چرا بیشتر تخریب و توطئهها در این حوزه صورت گرفته است؟ با طرح این سؤالها مشخص میشود كه ما آنچه را كه میخواهیم در دانشگاهها نپروراندهایم. به راستی چرا الان باید بیشترین امید اغتشاشگرها به قشر دانشجو باشد؟ علتش این است كه ما آنطور كه باید و شاید در پرورش استعدادها و مغزها و در تحقق اهداف موفق نبودهایم. اگر رئیس جمهور یك بار دیگر خانم آلیا را به عنوان وزیر پیشنهادی برای آموزش و پرورش معرفی كنند. شما به عنوان یكی از اعضای كمیسیون آموزش و تحقیقات به عنوان كمیسیون تخصصی این حوزه پیشنهاد وی را چگونه ارزیابی میكنید؟بعد از آنكه احمدینژاد رئیسجمهور محبوبمان سه وزیر زن به مجلس معرفی كرد و تنها یك نفر از آن سه رأی اعتماد گرفت نقل قولها در این زمینه زیاد شد كه مجلس به زنها رأی اعتماد نمیدهد در صورتی كه این شبهه وارد نبود؛ چرا كه خانم دستجردی به عنوان وزیر بهداشت و درمان از نمایندگان رأی اعتماد گرفت. بنابراین رد مجلس به معنی رد جنسیت نیست كمااینكه آقای علیآبادی هم نتوانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد و ملاك مجلس در انتخاب وزرا كارا بودن، سابقه، توانایی و تخصص است. برای وزارتخانه آموزش و پرورش خانم كشاورز معرفی شد اما رأی نیاورد و دوباره احمدینژاد خانمی را برای این وزارتخانه معرفی كرده است كه از همكاران خوب و توانای ماست. در حین آنكه نام ایشان به عنوان وزیر پیشنهادی وزارتخانه آموزش و پرورش در صحن مجلس معرفی شد معلوم شد كه جو مجلس جو مناسبی برای این موضوع نیست و حتی سركار خانم آلیا در نشستی كه ما با وی در آن حضور داشتیم عنوان كردند كه جو مجلس جو مساعدی برای معرفی بنده نبوده است. بنده به عنوان كسی كه به احمدینژاد ارادت دارم از ایشان توقع دارم كسی را به عنوان وزیر آموزش و پرورش به مجلس معرفی كند كه از معاریف باشد یعنی شناخته شده در میدان علم، فرهنگ و تعلیم و تربیت باشد؛ چرا كه در قدیم این وزارتخانه را وزارت معارف مینامیدند و از این نام مشخص میشود كه چه كسی باید سكاندار این حوزه باشد. به عقیده بنده كسی كه به این پست گماشته میشود باید از فرهیختگان فرهنگی، از كسانی كه در آموزش و پرورش هم از حیث تئوری و هم از حیث عملی و پراتیكی استخوان خرد كرده باشد و این فرد باید با كلاس انسی كامل داشته باشد و تلقی صحیحی از اهداف آموزش و پرورش داشته باشد. در ضمن این فرد پیشنهادی باید سابقه مدیریتی در این حوزه را داشته باشد و با مطالبات فرهنگیان آشنا باشد. شما به عنوان دبیر كل جامعه اسلامی فرهنگیان شخصی را به عنوان وزیر این وزارتخانه به رئیسجمهور معرفی كردید؟ما به عنوان جامعه اسلامی فرهنگیان اولین كسی را كه به رئیسجمهور معرفی كردیم آقای حدادعادل بود چون آموزش و پرورش به عنوان یك وزارتخانه اگر یك كفه ترازو قرار بگیرد و همه وزارتخانهها در كفه دیگر ترازو، رجحان و برتری با آموزش و پرورش است. این وزارتخانه همانند وزنه سنگینی است كه برای برداشتن آن بازوی ورزیده و توانایی احتیاج است كه بتواند این وزنه سنگین را جابهجا كند؛ بازوی توانا و قدرتمندی همانند بازوی حسین رضازاده. البته این نكته را هم نباید فراموش كنیم كه احمدینژاد هم مطمئناً در انتخاب خود معیار و ملاكهای خوب و مهمی دارد و قطعاً بیگدار به آب نمیزند.زمزمههایی از گوشه و كنار مجلس به گوش میرسد مبنی بر آنكه رئیس فراكسیون اكثریت مجلس تغییر خواهد كرد؛ شما به عنوان عضو شورای مركزی فراكسیون اصولگرایان تا چه اندازه تحقق این امر را ممكن میدانید؟ كارهای مجلس همگی براساس انتخابات است و در این زمینه استانها نمایندگان خود را در فراكسیون معرفی میكنند كه این معرفی شدگان شورای مركزی را تشكیل میدهند و شورای مركزی هم افرادی را به عنوان هیأترئیسه مشخص میكند. در مورد استان لرستان برحسب لطف نمایندگان این استان بنده به عنوان نماینده این استان انتخاب شدم و امسال هم به مانند سال گذشته بنده نماینده استان لرستان در فراكسیون اصولگرایان انتخاب شدهام و در دیگر استانها به صورت جسته و گریخته میشنویم كه بعضی از استانها نمایندهشان را در شورای مركزی فراكسیون تغییر دادهاند. من نمیتوانم بگویم كه رئیس فراكسیون اصولگرایان عوض میشود یا نه اما زمزمههایی كه شما به آن اشاره كردید را هم بنده شنیدهام.میرحسین موسوی در ادامه رفتار ساختارشكنانه خود نامهای را به منتظری قائممقام عزل شده امام (ره) نوشته است كه رسانهای هم شد؛ شما به عنوان كسی كه سابقه حضور در مجلس اول و دوم را هم داشتید این نامه را چگونه ارزیابی میكنید؟باید در مورد رفتار و شخصیت میرحسین به این موضوع اشاره كنم كه مسعود رجوی حداقل صراحت لهجه داشت و میگفت من نظام را قبول ندارم و بنیصدر خائن اظهار میداشت كه رهبر من مصدق است. این در صورتی است كه میرحسین موسوی جا پای این دو نفر گذاشته است اما شهامت و شجاعت رجوی و بنیصدر را ندارد كه آنچه در دل و ذهنش وجود دارد را ابراز كند. در آیات شریفه قرآن داریم كه: كسانی كه از اول اعتقاد نداشتند كارشان در پیروی از هوای نفس و حب دنیا به جایی میرسد كه آیات خدا را هم تكذیب میكنند. یكی از آیات ما امام عظیمالشأن است و یكی دیگر از آیات وجود مقام معظم رهبری است. میرحسین و طرفداران و حامیانش از این صراط و راه خارج شدهاند و نوع رفتار آنها این را میرساند كه آیات خدا را تكذیب كردهاند. این افراد از خط ولایت، ایمان و حتی از خط و ربقه اسلام هم خارجند و با توجه به آیات قرآن اگر زمانی خدمتی را انجام داده باشند با گناه بزرگی كه امروز مرتكب آن شدهاند آن خدمت یا خدمات هم فنا شده است.هدف میرحسین از نوشتن این نامه چه میتواند باشد؟نامه نوشتن میرحسین به منتظری این جمله را به ذهن متبادر میكند: «الغریق یتشبث بكل حشیش» ، كسی كه در حال غرق شدن است برای نجات خود از مرگ حتی به برگی كه بر روی آب شناور است مستمسك میشود. آقای میرحسین هم در دریای نفسانیات، آمال و آرزوهای دور و دراز خود و افكار شیطانی خود چنان مستغرق شده است كه دیگر هیچ امیدی برای نجات خود نمیبیند و مجبور است به امثال منتظری كه حكم برگ بیاثر را بر روی آب و دریا دارند متوسل شود. میرحسین كه تا امروز خود را پیرو امام خمینی(ره) و در خط ولایت فقیه و قانونگرا معرفی میكرد حالا كه میبیند از همه جا مطرود شده است از سر ناچاری به برگ وجود منتظری چنگ زده است، غافل از آنكه منتظری هم عددی نیست كه بتواند او را از این غرق شدن نجات بدهد. بنده در برههای نامهای برای میرحسین نوشتم و در آن نامه به او متذكر شدم كه برای برگشتن دیر نشده است اما گوش نكرد.اشخاص خاصی در روزهای اخیر بحث آشتی ملی را مطرح میكنند و روزنامههای اصلاحطلبان هم دائماً به این موضوع دامن میزنند؛ به نظر شما طرح اینگونه مسائل تبرئه كردن سران آشوب و فتنه در كشور نیست؟ تا قبل از آنكه طرح خوارج كنونی عملی بشود بیان این سری مطالب و به صورت كلی میانجیگری خوب بود اما در زمان كنونی مطلوب به نظر نمیرسد و بنده با تمام ارادت ویژهای كه به آیتالله مهدویكنی دارم و برای سلامت این چهره تابناك دعا میكنم اما طرح و تحقق این امر را بنا به دلایلی مطلوب نمیبینم.طرح میانجیگری تا آن زمان مفید است كه فرق حضرت امیر(ع) را در محراب نشكافته باشند. آشوبگران و سران اغتشاش مسألهشان از میانجیگری گذشته است برای آنكه آنها خیالات واهی خود را از جمله تقلب در انتخابات بر سر زبانها انداختند و كام مردم را تلخ كردند و دشمنان را علیه نظام تحریك كردند و مواضع نظام را تضعیف كردند، حالا ما بیاییم و از آنها تشكر كنیم و بگوییم دستتان درد نكند كه این همه به نظام ضربه زدید. بعد از آنكه بیش از 200 نماینده خواستار محاكمه این افراد شدند طرح اینگونه مسائل خالی از فایده و بهره است. در اینگونه موارد قانون تنها راه و محور را ولایت فقیه میداند و اگر همه گرداگرد این محور اصلی حلقه بزنند و بیانات ایشان را فصلالخطاب بدانند احتیاج به میانجیگری و واسطه نیست و بنده به عنوان یكی از شاگردان رده دهم آیتالله مهدویكنی این طرح را نمیپسندم.شما در سخنان خود به نامه بیش از 200 نماینده به قوه قضاییه اشاره فرمودید؛ كار آن نامه به كجا رسید؟ما این نامه را نوشتیم و به دستگاه قضایی فرستادیم اما اطلاع دقیقی از نتیجه آن ندارم اما مطمئناً دستگاه قضایی پیگیری لازم را در این زمینه انجام خواهد داد.برخی از نمایندگان مجلس خبرگان در جلسه اعضای این مجلس در نطق خود به هاشمیرفسنجانی اعتراضات و گلایههایی را مطرح كردهاند؛ نظر شما در این رابطه چیست؟جای اعتراض هم دارد، آقای هاشمی با سابقه خوبی كه در انقلاب دارد و مدت طولانی كه همراه مقام معظم رهبری بوده است نباید سكوت به این معنا میكرد. به عقیده بنده اگر آقای هاشمی در همان روزهای اول پس از انتخابات با یك سخنرانی غرا و خطبه رسا از نظام و رهبری آن حمایت كامل میكرد كار به اینجا نمیرسید. بنده هم قائلم كه سكوت در اینگونه موارد جایز نیست، كمااینكه مقام معظم رهبری در سخنانی با اشاره به حدیث حضرت امیر(ع) كه در فتنه مثل یك شتر یك سال و نیم باشید كه نه سواری به كسی میدهد و نه شیر، فرمودند نخبگان ما نباید اجازه دهند از وجود آنها سوءاستفاده شود و معنی درست حدیث همین است. ما در روایت دیگری هم داریم كه پیامبر(ص) میفرمایند وقتی بدعتها در امت من ظهور و بروز میكند عالم باید علمش را ظاهر كند و حقیقت را به مردم بگوید و كسی كه این كار را نكند لعنت خدا بر او باد. توقع ما از جناب آقای هاشمی بیشتر از اینها بود البته جای تشكر از ایشان هم هست؛ چرا كه آقای هاشمی به هر حال برادری خود را با رهبر معظم انقلاب و رهروی خود را در مسیر هدایتكننده نظام یعنی مقام معظم رهبری نشان دادند.فعالیتهای هستهای ایران در چند سال اخیر را چگونه ارزیابی میكنید؟همانطور كه آژانس بینالمللی هم بارها تأكید كرده است، فعالیت هستهای ما در چارچوب و مقررات بینالمللی انجام میگیرد و ما به وسیله این تكنولوژی درصدد پیشرفت و توسعه امور كشاورزی، صنعت و دیگر حوزهها هستیم و نمیخواهیم در این زمینه به امنیت منطقه و جهان به مانند سران استكبار ضربه بزنیم.انصافاً دولت احمدینژاد در بعد سیاسی و دیپلماتیك بسیار خوب كار كرده است و دنیا و افكار عمومی آن را متقاعد كرده است كه فعالیت هستهای ما در چارچوب آژانس و در مسیر صلح و امنیت جهانی است و اما كسانی كه مطابق آیه شریفه قرآن «فی قلوبهم مرض» هستند بر سر این هدف بحق ما، سنگاندازی میكنند و در هر حال ما از دولت دهم انتظار داریم كه همان سیاست و رویكرد دولت نهم را در این زمینه پیش بگیرد.مواضع و سخنرانیهای احمدینژاد را در مجامع بینالمللی چگونه ارزیابی میكنید؟احمدینژاد كسی است كه گوشت، پوست و استخوانش صبغه اسلامی دارد و شاكله وجودش شاكله وجودی تشیع است. غیرت و شجاعت تشیع در احمدینژاد متبلور است و ایشان هر زمان در مجامع بینالمللی سخنرانی میكند این خصیصهها پیدا و آشكار میشود و بنده اگر در طول زمان تبلیغات ریاستجمهوری بر حسب وظیفه به 7 استان كشور آن هم برای تبلیغات ایشان رفتهام به همین خاطر بوده است. احمدینژاد در بلندگوهای جهانی حرف دل تمام مسلمین و مستضعفین را به زبان آورده است.مگر دنیا جنگل است كه آمریكاییها بخواهند شیر آن باشند، مگر مردم برده هستند كه سران زورگوی استكبار بخواهند پادشاه یا فرمانروای آنها باشند. احمدینژاد به درستی به ساختار ناصواب جامعه جهانی تاخته و این مورد تأیید همه محرومان و ستمدیدگان دنیاست.