کد خبر: 1007747
تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۹۹ - ۰۰:۱۸
پسر جوانی به عنوان مظنون در مرگ مشکوک یکی از نخبگان علمی کشور بازداشت شد. متهم مدعی است شربت دست‌سازی ساخته‌بود که دوستش پس از خوردن آن فوت کرده است.
سرویس حوادث جوان آنلاین:  ساعت‌۴:۴۰ بعد‌از‌ظهر شنبه ۱۷‌خرداد امسال قاضی مصطفی واحدی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری ۱۳۴‌شهرک غرب از مرگ مشکوک پسر جوانی در یکی از بیمارستان‌های تهران با خبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شد.

نخستین بررسی‌های تیم جنایی نشان داد پسر فوت شده که فرهاد نام دارد، دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از دانشگاه‌های صنعتی تهران و از نخبگان علمی شیمی است که ساعتی قبل به طرز مرموزی حالش بد می‌شود و پس از انتقال به بیمارستان فوت می‌کند.

از سوی دیگر مشخص شد یکی از دوستان پسر فوت شده به نام شهروز موضوع را به مأموران پلیس اطلاع داده و در ادعایی گفته‌است که فرهاد با مرد بازاری اختلاف حساب داشته که پس از ملاقات با او، فرهاد با خوردن شربت حالش بد و به بیمارستان منتقل می‌شود.

همزمان با ادامه تحقیقات خانواده وی به دادسرای امور جنایی رفتند و اعلام کردند پسرشان با کسی اختلاف مالی نداشته و به مرگ پسرشان مشکوک هستند.

بازداشت اولین مظنون

کارآگاهان جنایی دریافتند بر خلاف ادعای شهروز، دوست و همکلاسی دانشگاهی فرهاد، روز حادثه عوامل اورژانس تهران پیکر نیمه جان فرهاد را از پارکینگ خانه او به بیمارستان منتقل کرده‌اند. همچنین مشخص شد شهروز آن روز وقتی از اورژانس درخواست کمک می‌کند و عوامل اورژانس هم در محل حاضر می‌شوند مدعی می‌شود که فرهاد را نمی‌شناسد و به صورت اتفاقی با پیکر نیمه‌جان او در پارکینگ خانه‌اش روبه‌رو شده و برای نجات وی با اورژانس تماس می‌گیرد. در چنین شرایطی مأموران پلیس که متوجه تناقض‌گویی‌های شهروز شده بودند وی را به عنوان مظنون در مرگ مشکوک پسر نخبه بازداشت کردند.

وی در بازجویی‌ها در ادعایی گفت: من و فرهاد از دوران دبیرستان با هم همکلاسی بودیم. ما هر دو شاگرد اول کلاس و نخبه بودیم و همیشه در مسابقات علمی بهترین رتبه‌ها را کسب می‌کردیم. در طول دوران دبیرستان ما چند مرتبه در المپیاد‌های جهانی شیمی رتبه‌های بالایی آوردیم و در نهایت هم هر دوی ما در یکی بهترین دانشگاه‌های تهران با رتبه عالی در رشته شیمی قبول شدیم.

وی ادامه داد: دوستی ما ادامه داشت به طوریکه در چند پروژه علمی هم با هم همکاری داشتیم و چند سال قبل هم در دوره کارشناسی‌ارشد همان دانشگاه قبول شدیم و ادامه تحصیل دادیم.

ما علاقه زیادی به کار‌های تحقیقاتی و علمی و پژوهشی داشتیم و به همین خاطر دوست داشتیم برای ادامه تحصیلات به امریکا برویم. مدتی قبل فرهاد پس از گرفتن مدرک کارشناسی ارشدش از یکی از بهترین دانشگاه‌های امریکا پذیرش گرفت. روز حادثه فرهاد برای خداحافظی و صحبت درباره آینده‌مان به خانه ما آمد. من از قبل شربت دست‌سازی برای خودم ساخته‌بودم که در آن مقداری مشروب و ماده‌ای به نام کلروفرم که ماده برای بی‌هوشی است به آن اضافه کرده بودم، چون از بوی ماده کلروفرم خیلی خوشم می‌آمد. من شربت دست‌ساز را داخل ظرف آبمیوه مارک داری ریختم و روی میزم بود و می‌خواستم این شربت دست‌سازم را امتحان کنم که فرهاد از راه رسید و گفت خیلی تشنه است. او ظرف شربت را برداشت و مقداری از آن را خورد و من هم به او نگفتم که داخل آن ماده کلروفرم اضافه کرده‌ام، چون فکر می‌کردم تأثیر زیادی برای بدن ندارد که ساعتی بعد ناگهان فرهاد حالش بد شد. در حالی که ترسیده بودم او را به دوش گرفتم و به پارکینگ خانه‌مان بردم تا با خودروام او را به بیمارستان برسانم که مشاهده کردم حالش بدتر شده است و از طرفی هم وزنش سنگین بود و قادر به حمل آن نبودم که با اورژانس تماس گرفتم و درخواست کمک کردم.

وی گفت: ما نخبه کشوری هستیم و در طول رفاقت و زندگی‌مان درگیر کار‌های تحقیقاتی و پژوهشی بودیم و هر گز دنبال خوشگذرانی یا مصرف مشروبات الکلی نبودیم، اما آن روز از روی کنجکاوی من برای خودم آن مایع دست‌ساز را ساختم و می‌خواستم آن را تجربه کنم که به صورت اتفاقی فرهاد هم بدون اینکه اطلاعی داشته باشد از آن خورد و حالش بد شد. متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی واحدی در اختیار کارآگاهان اداره‌دهم پلیس‌آگاهی قرار گرفت.

از سوی دیگر قاضی پرونده دستور داد پزشکی قانونی هر چه زودتر علت اصلی مرگ پسر نخبه را مشخص و اعلام کند که آیا ماده کلروفرم در مرگ فرهاد نقش داشته است یا نه. تحقیقات درباره این حادثه ادامه دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار