گلایههای المپیکیها و مدالآوران ورزش به امروز و دیروز مربوط نمیشود؛ آنها سالهاست که از بیتوجهی مسئولان، سرازیر شدن پولهای کلان به یک رشته خاص و حسرت داشتن امکانات اولیه مینالند و برای رسیدن به حق و حقوقشان میجنگند. در شرایطی که اوضاع برای نخبههای ورزش روز به روز بدتر از قبل میشود، انصاف نیست انتقادهای اخیر المپینها پای کرونا و تعطیلی اردوها گذاشته شود.
ویروس کرونا همه جهان را تحت تأثیر قرار داده و ورزش نیز همانند سایر حوزهها از این بابت ضرر کرده است. منتها نباید همه مسائل را گردن این ویروس ناشناخته انداخت. در مصاحبه آخری که یکی از المپیکیهای تکواندو با یک خبرگزاری انجام داده از نداشتن پول خرید باند برای مصدومیتش صحبت کرده و اینکه فدراسیون به خاطر تعطیلی اردوها و مسابقات در این زمینه کمکی به او نکرده است!
البته این تنها یکی از انتقادهای مطرح شده از سوی تکواندوکاران ناراضی است که برای امرار معاش و تأمین معیشت خود با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنند. در شأن ورزش و تکواندو کشورمان نیست که ورزشکار المپیکیاش برای گرفتن یک باند دست به دامن این و آن شود. عجیبتر از آن برداشت رئیس فدراسیون در جلسه برگزار شده با حضور المپیکیها و سرمربیشان بود؛ افسردگی ملیپوشان به خاطر دوری از اردوها و تبیین شرایط برای آنها دو موضوع عنوان شده از سوی نفر اول مدیریت تکواندو بوده است. در صورتی که تعطیلی تمرینات بهانه خوبی برای عدم تأمین نیازهای اولیه ورزشکاران المپیکی نیست. ضمن اینکه ملیپوشان و مدالآوران همه رشتهها آنقدر با مشکلات مختلف دست و پنجه نرم میکنند و طعم بیپولی، بیکاری و نگرانی بابت آینده را چشیدهاند که اصلاً نیازی به تبیین شرایط نداشته باشند. آنها بهتر از هر کس دیگری میدانند که چه اوضاعی بر کشور حاکم است. تنها خواستهشان هم این است که در همین شرایط موجود مسئولان فدراسیون، کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش آنها را فراموش نکنند و برای تأمین نیازهای اولیه موفقیت قدمی بردارند.
والا همه میدانند سختیهایی که قهرمانان ما متحمل میشوند با هیچ دستمزد و پاداشی قابل جبران نیست. آنها ثابت کردهاند با دست خالی و کمترین امکانات نسبت به رقبای خارجیشان از جان خود مایه میگذارند و حتی بهرغم مصدومیت دست از تلاش نمیکشند. منتها در مسیر موفقیت در عرصه قهرمانی نباید تنها به عرق ملی، تعصب و غیرت بچهها تکیه کرد. سالهاست که بعد از هر انتقادی، مسئولان ورزش دست به دامن کلیدواژههایی از این دست میشوند تا با احساسی کردن قضیه بحث را جمع کنند، اما باید این حقیقت تلخ را پذیرفت که بسیاری از مدالآوران و ملیپوشان دغدغه تأمین معیشت دارند، حتی ورزشکارانی که هنوز از دنیای قهرمانی خداحافظی نکردهاند نیز آیندهای برای خود و خانوادهشان متصور نیستند، چه برسد به آنها که بازنشسته شدهاند و در کنج عزلت برای نیازهای روزمره نیز به کمکهای مالی نیاز دارند. رسانههای خارجی بارها روی این موضوع مانور دادهاند و معمولاً این بحث از سوی آنها به سمت و سویی غیر از ورزش کشیده شده است. ضمن اینکه اخیراً تعداد پیشنهادهای وسوسهانگیز خارجی به نخبههای ورزشی بسیار زیاد شده و غیر از آنها که ترک وطن کردهاند خیلیهای دیگر نیز صراحتاً از این پیشنهادها صحبت کردهاند. بحث ما فقط تکواندو یا یکی، دو رشته مطرح دیگر نیست، موضوع آینده ورزش کشور است؛ چرا باید کار به جایی برسد که در تمامی رشتهها میزان امید و انگیزه ورزشکاران به حداقل برسد. با سکوت اجباری هم مشکلات به قوت خود باقی خواهد ماند، مگر اینکه فکری اساسی به حال ورزشکاران شود. اجرایی شدن قانون استخدام مدالآوران میتواند بخشی از مشکلات را حل کند.