سرویس بین الملل جوان آنلاین: دولت افغانستان از همان آغاز با تشکیل کمیتههای حقیقتیاب، دست به کار شد تا صحت و سقم این ادعا را روشن کند؛ تحقیقاتی که تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده، اما وزارت امور خارجه گفته با «پیشرفت» همراه بوده است. مراجع رسمی جمهوری اسلامی ایران، تاکنون اصل ماجرا را تکذیب کردهاند، اما یک روایت دیگر نیز به تازگی از سوی ایران مطرح شده و آن احتمال فرار پناهجویان از بیم دستگیر شدن به دست مرزبانان ایرانی است. بر اساس این روایت، پناهجویان ممکن است با دیدن مرزبانان، تصمیم گرفته باشند از مسیر هریرود به داخل خاک افغانستان بگریزند که اسیر تنشهای بیرحم امواج شده و شماری از آنها جان باختهاند.
با این همه، واقعیتی که تاکنون وجود دارد این است که این رویداد در حال حاضر، یک ادعاست و هیچ گونه مستندی مبنی بر رد یا اثبات آن ارائه نشده است. بنابراین، موضعگیری درباره همدردی با پناهجویان یا محکومیت رفتار مرزبانان، ناعادلانه، غیرحرفهای، آسیبزا و غیرسازنده خواهد بود. ایران تاکنون تصریح کرده است که آماده همکاری گسترده با افغانستان است تا ابعاد ماجرا مشخص شود و هیچگونه ابهامی در این زمینه باقی نماند. با این حال، این رویداد، بهانهای در اختیار کشورهایی قرار داده که همواره در صدد اثرگذاری بر سیاست خارجی افغانستان در قبال همسایگان و تحمیل ارزشها و منافع خود بر آن بودهاند.
از سوی دیگر، اگر این رویداد واقعیت داشته باشد، ضمن اقداماتی که باید برای محاکمه و مجازات عوامل آن صورت بگیرد، نباید نسبت به این نکته غفلت کرد که دولت و قدرتهای خارجی حامی آن، مسئول اصلی حفاظت از جان مردم افغانستان و مصونیت و امنیت آنها در قبال مسیرهای پرخطر قاچاق انسان هستند.
پرونده مهاجرتهای مرگبار افغانها به کشورهای دیگر، بسیار قدیمی، قطور و طولانی است و تنها به همین مورد خلاصه نمیشود بنابراین به جای آنکه تحت تأثیر جو تبلیغاتی حلقههای مغرض و متخاصم، معلول را برجسته کنیم، باید ریشههای اصلی و علتهای واقعی مهاجرت مستمر انبوه جمعیت رو به فرار افغانستان را مورد ارزیابی قرار دهیم.
دولت افغانستان در طول ۲۰ سال گذشته، بر اساس ادعاها میلیاردها دلار از کمکهای خارجی را دریافت کرده است تا زمینه زندگی امن و مصون شهروندانش در داخل کشور را فراهم کند و از جمله به مهاجرت چندده ساله میلیونها نفر در کشورهای خارجی پایان دهد، اما پس از دو دهه چرا هیچ اتفاقی در این زمینه نیفتاده و مهاجرتهای مرگبار، غیرقانونی و پرخطر همچنان ادامه دارد و باندهای بیرحم قاچاق انسان مثل همیشه از خون و هستی و زندگی پناهجویان افغان، تغذیه میکنند و فربه میشوند؟
انتظار از مرزبانان کشورهای هدف، حتی اگر موجه و معقول هم باشد، در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. دولت، اما پیش از آنکه از سیاستهای مهاجرتی کشورهای دیگر انتقاد کند و برای تعدیل و تغییر آن به نفع پناهجویان، تلاش ورزد، ابتدا باید سیاستها و راهبردهای اصولی خود برای بهبود شرایط زندگی، تقویت امید به آینده، فراهم کردن کار و منابع مطمئن تأمین معاش، ایجاد امنیت جانی و مصونیت معیشتی برای شهروندان را تدوین و اجرایی کند. دولتی که قادر به حمایت از شهروندانش نیست و نمیتواند سرزمین مادری آنان را به مکانی امن برای زندگی بدل کند، چه انتظاری از کشورهای دیگر دارد؟
همین انتقاد بر قدرتهای خارجی حامی دولت هم وارد است؛ آنهایی که ادعا میکنند میلیاردها دلار کمک کردهاند. این کمکها کجا رفته و چند درصد آن برای بهبود زندگی افغانها و مهار مهاجرتهای مرگبار آنان، هزینه شده است؟ چقدر از این کمکها به احیای زیرساختهای حیاتی اقتصاد و امنیت افغانستان، اختصاص یافته و خروجی ملموس و قابل محاسبه آن چه بوده است؟ چرا افغانها در گذشته هم به کشورهای دیگر پناه میبردند و اکنون نیز مسیرهای خوفناک و مرگبار قاچاق را در پیش میگیرند تا از وحشتکدهای به نام وطن بگریزند و از ناامنی جان بهدر ببرند یا از بیم قحطی، در جستوجوی نان باشند؟
سخن آخر اینکه در پرداختن به ادعای اخیر، میان فرافکنی، فتنهانگیزی و فاجعهآفرینی باید فرق گذاشت. این رویداد در حال حاضر، یک «ادعا»ی صرف است و پیش از روشن شدن نتایج تحقیقات هر آنچه در این باره گفته میشود، فرافکنی و فتنهانگیزی محسوب میشود و توجهات را از ریشههای اصلی بحران مهاجرت، یعنی عوامل آن در درون دولت افغانستان و ناکامیهای غیر قابل کتمان حامیان خارجی آن، منحرف میکند، اما اگر واقعاً رخ داده باشد، یک فاجعه است که مسببان آن باید عواقب قانونی جرمشان را بپردازند.