سرویس ورزشی جوان آنلاین: هر کسی که میآید شعارهایی میدهد و توقعاتی ایجاد میکند، سپس کوهی از بدهی و مشکلات را بر جا میگذارد و فرار میکند. این مدیران شاید افراد بسیار خوبی باشند، اما نسبت به این شغل یا تبحر لازم را ندارند یا شناخت کافی از باشگاه را یا اینکه از دلسوزی لازم برخوردار نیستند. متأسفانه ما استانداردی در مدیریت باشگاهی نداریم و وزارت ورزش هم توهم دانایی دارد و آقایان فکر میکنند از همه داناتر هستند که این خیلی خطرناک است. مدیران وزارت ورزش و جوانان، همیشه یک فرد تابع، مطیع و بلهقربانگو را برای مدیریت باشگاهها انتخاب میکنند، در حالی که اختیار باید با مسئولیت برابر باشد، اما آقایان مسئولیت را به مدیر میدهند و اختیار را نمیدهند. این مشکلی است که در حوزه دولتی هم گرفتار آن هستیم. مدیرانی در باشگاهها آمدند و خرابکاری کردند که شاید در ادارات دیگر توانایی فراوانی داشتند، اما مدیریت باشگاه با فلان اداره یا قوه انتظامی متفاوت است. یک سردار در راهنمایی و رانندگی در درجه بالایی از مدیریت بود و مدیریتش را میپسندیدند، اما با حضورش در ورزش به خود و باشگاه مربوط آسیبی زد که تا سالهای زیادی قابل جبران نبود، اما چه میشود؟ آیا آقایان بعد از کنار رفتن از مدیریت پاسخگوی اشتباهاتشان هستند یا کسی آنها را ملزم به پاسخگویی میکند؟ نه! برای اینکه اختیاری به مدیران ندادهایم. آقایان به مدیران دستوری میدهند که آمر بیشتر از مجری مقصر است. مافوق میگوید فلان بازیکن یا مربی را بیاور و به هر قیمتی اول شو. مدیر مربوط هم دستور رئیس خود را اجرا میکند و وقتی به توفیقی نمیرسد، نمیتواند پاسخ بدهد. مسیری که میرویم کاملاً غلط است و آن را باید اساسی اصلاح کنیم. اوضاع در این مسیر روز به روز بدتر میشود، اما همتی برای تغییر مسیر و اصلاح اشتباهات وجود ندارد.