کد خبر: 1001778
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۰:۴۰
پرونده پسر جوانی که در بزم شبانه از بالکن ساختمان مسکونی به پایین سقوط کرده و جان باخته بود، با ثبت حرف شاهدان در دادگاه کیفری یک استان تهران بررسی شد.
سرویس حوادث جوان آنلاین:  رسیدگی به پرونده از ۱۰‌شهریور‌سال‌۹۷ با سقوط پسر‌۳۲ ساله به نام پدرام در دستور کار قرار گرفت. با اعلام این خبر مأموران به محل حادثه در میدان پانزدهم نارمک اعزام شدند و در تحقیق از محل دریافتند، پسر جوان پس از مصرف مشروب از بالکن طبقه پنجم ساختمان مسکونی به پایین سقوط کرده و در دم جان باخته است.

با انتقال جسد به پزشکی قانونی پدر و مادر پدرام با مراجعه به اداره پلیس از دوستان وی شکایت کردند.

مادر پدرام به مأموران گفت: «دوستان پسرم افراد شروری هستند. روزی آن‌ها در خانه ما مهمان بودند که پسرم با یکی از دوستانش درگیر شد. آن‌ها قصد داشتند پدرام را بکشند و از پنجره خانه‌مان او را به پایین پرتاب کنند که با رسیدن من و شوهرم پسرم نجات یافت. حالا به آن‌ها مشکوک هستم و احتمالاً در مرگ پسرم مقصرند.»

با طرح این شکایت پنج پسر جوان بازداشت شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند، اما همگی گفتند پدرام در حالت مستی خودش را از بالکن خانه به پایین پرتاب کرده و تلاش آن‌ها برای نجات او نیز بی‌فایده بوده‌است.

با ثبت این اظهارات برای آن‌ها قرار منع تعقیب صادر شد، اما با اعتراض پدر و مادر پدرام پرونده برای تحقیقات بیشتر به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. صبح دیروز پنج پسر جوان به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران احضار شدند و به دستور ریاست دادگاه یک به یک در جایگاه قرار گرفتند و ماجرا را شرح دادند.

یکی از آن‌ها گفت: پدرام مبتلا به افسردگی بود. او با دختر جوانی آشنا شده بود که آن دختر علاقه به کتاب‌های عرفانی و فلسفی داشت. او به پدرام چند کتاب داده بود و پدرام با خواندن آن‌ها خیلی تغییر کرده بود. او روز به روز حالش بدتر می‌شد و هر شب در خانه مجردی‌اش بعد از خوردن مشروب ساعت‌ها گریه می‌کرد. پدرام همیشه با پدر و مادرش مشکل داشت به همین خاطر به خانه آن‌ها نمی‌رفت.

پسر جوان ادامه داد: آن شب در خانه یکی از دوستانمان مهمان بودیم و همگی مشروب خورده بودیم. پدرام مدام گریه می‌کرد و حال خوبی نداشت. با او صحبت کردیم تا کمی آرام شد. دقایقی گذشت و گفت می‌خواهد به بالکن برود. فکر کردیم می‌خواهد سیگار بکشد تا حالش بهتر شود. او به بالکن رفت، اما ناگهان نرده‌ها را گرفت و به طرف دیگر آن رفت. یکی از دوستانمان بدن قوی داشت. او دستان پدرام را گرفت و سعی کرد او را بالا بکشد، اما موفق نشد و پدرام به پایین سقوط کرد.

دیگر دوست پدرام نیز در جایگاه ایستاد و گفت: «مدتی قبل پدرام می‌گفت مادرش پیش زن فالگیری رفته است و آن زن به مادرش گفته است پسرت به زودی می‌میرد. همین باعث شده بود پدرام فکر کند او خیلی زود خواهد مرد.»

جوان دیگر گفت: «در یکی از سفر‌هایی که به شمال داشتیم پدرام قصد داشت به دریا برود و خودکشی کند. برادرش همراه ما بود. او به شدت گریه می‌کرد تا با التماس‌های او، پدرام منصرف شد و به ساحل برگشت. او همیشه در فکر خودکشی بود.»

با تأیید این توضیحات از سوی دیگر شاهدان، هیئت قضایی وارد شور شد تا درباره این پرونده اظهار نظر کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار