سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: بیش از دو دهه است که سریالهای ویژه ماه رمضان پخش میشود و حدود ۷۰ مجموعه از شبکههای مختلف روی آنتن رفته است؛ رویهای که حالا به صورت روتین ماه رمضانی درآمده و مردم با شروع روزهداری منتظر هستند سریالهای تازهای ببینند ولی هر چه به جلو میرویم سریالهای ماه رمضانی از رمق میافتند و با وجود صرف هزینه و تجربه بیشتر نه تشابهی به ماه رمضان داشتهاند و نه موفق به جذب و رضایت مخاطبان شدهاند.
گویا تنها برای پرکردن آنتن تلویزیون در این ماه و انتظار مخاطبان مجموعهسازیها صورت میگیرد.
شاید برای اظهارنظر درباره سریالهای امسال هنوز زود باشد ولی به قول معروف سالی که نکوست از بهارش پیداست. مجموعههای ماه رمضانی امسال هیچ تناسبی با ماه رمضان ندارند و موفق نشدهاند دست مخاطب مشکلپسند خود را در بین انبوه تولیدات رسانهای مجازی و حقیقی بگیرند و با خود همراه کنند.
یکی از آنها سریال «سرباز» از شبکه ۳ است؛ کاری مشترک از هادی مقدمدوست و حمید نعمتالله که روایتگر دکتر سربازی به نام یحیی است که به همراه سربازهای دیگر دوران خدمتش را میگذراند و با همسرش درگیر ماجراهایی میشوند...
«سرباز» با وجود محتوای خوب و فارغ از موضوعات کلیشهای، شروع و ارائه خوبی ندارد و بهتر بود آن را به زمان دیگری موکول میکردند، چراکه روند ضعیف آن باعث شد تا از همین ابتدای امر کممخاطبترین سریال ماه رمضانی امسال شود، البته این کممخاطبی به معنای کیفیت بالای سریالهای رقیب در سایر شبکهها نیست، بلکه تفاوت بین بد و بدتر است که «سرباز» را کممخاطبتر کرده است.
درام «سرباز» آنقدر الکن و کمکشش بوده که صدای ناصر طهماسب به عنوان نریشن جذابش نکرده است آن هم برای بینندهای که پس از یک روز بلند و خستهکننده روزهداری پس از افطار پای تلویزیون نشسته تا سریال ببیند، تازه باید با نریشنگوییهای صدایی مستند بفهمد داستان از چه قرار است، درست شبیه مستندهای انقلابی دهه فجر که آنها هم با صدای ناصر طهماسب هستند و بیشتر یادآور آرشیوهای تاریخیاند تا مجموعهای تلویزیونی هنگام افطار! از سویی دیگر کاراکترهای مجموعه و حتی نقشآفرینیهای «سرباز» به نوعی دچار سردرگمی و بلاتکلیفی هستند که قاعدتاً ناشی از ضعف درام است.
دیالوگهای بازیگران با کمترین حس ادا میشوند و تمرکز شخصیتها بیشتر روی بازی با موبایل و ارسال پیامک است، طوری که بیننده ترجیح میدهد شبکه را عوض کند یا اهمیتی به پیامکهای ارسالی بازیگران به هم ندهد.
در هر حال باید گفت ماه رمضان اصلاً زمان مناسبی برای سربازی آقای دکتر نبود و شاید اگر سرباز شروع جذاب و پرکششی داشت میتوانست مخاطب را با خود تا پایان همراه کند و از همین ابتدا باعث دلزدگی و کسالت او نشود.
فراموش نکنیم ماه رمضان فاکتورهای ویژه خودش را دارد، خوبی یک سریال ماه رمضانی حتی در ژانر کمدی این است که حس و حال ماه رمضان را با روزهدار بودن کاراکترها به مخاطب انتقال بدهد، اما سؤال این است که آیا در این شرایط نباید کیفیت را مقدم بر کمیت قرار دهیم؟!
متأسفانه عمدتاً سریالهای تلویزیونی ماه رمضان، پرحرفی و لوسبازی بازیگران یا به اصطلاح با آب بستنهای کارگردان ضبط شده و حوصله بیننده را سر میبرند و دراین میان «سرباز» غیرقابل انعطافتر از بقیه است؛ سریالی که میخواهد اثری روانشناسی و فلسفی باشد، اما در دراماتیزه کردن ماجرا مشکل دارد؛ چیزی که در هر صورت نه برای روزهداران ماه مبارک رمضان جالب است و نه از آن بدتر برای زمان افطار مناسب است وای کاش با مخاطبسنجی و در نظر گرفتن عناصر روانشناسی رسانه آن هم در این شرایط کرونایی و قرنطینهها سریالسازی میشد تا شیرینی و اثرگذاری ماه پرخیر و برکت رمضان بر مخاطبان بیش از پیش نمایان شود.